• تاریخ : ۲۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : ایرانی

عقیق:نهج البلاغه با مرور قرن‌ها نه تنها تازگی و جذابیت
خویش را حفظ کرده که فزون‌تر ساخته هست و این اعجاز نیست مگر به سبب ویژگی
هایی که در شکل و محتوا هست. این امتیاز را جز در مورد قرآن نمی توان یافت
که در کلام امام علی(ع) درباره قرآنآمده هست: « ظاهره انیق و باطنه عمیق،
لاتفنی عجائبه و لاتنقضی غرائبه » قرآن کتابی هست که ظاهری زیبا و باطنی
عمیق دارد، نه شگفتی های آن پایان می‎پذیرد و نه اسرار آن منقضی می‎شود. در
نقل کرد مشابهی نیز آمده هست : «لاتحصی عجائبه و لاتبلی غرائبه» نه شگفتی های
آن را می‎توان شمرد و نه اسرار آن دستخوش کهنگی می‎شود و از بین می‎رود.

سخنان امام علی(ع) در فاصله قرن نخست تا سوم در کتب
تاریخ و حدیث به صورت پراکنده وجود داشت. سید رضی در اواخر قرن سوم به
گردآوری نهج البلاغه پرداخت و اکنون زیاد از هزار سال از عمر این کتاب شریف
می‎گذرد. هر تعداد پیش از وی نیز افراد دیگری در گردآوری سخنان امام علی (ع)
تلاش‌هایی به عمل آوردند، اما کار سید رضی به خاطر ویژگی هایی که داشت
درخشید و ماندگار انجام گرفت، چون سید رضی دست به گزینش زده بود.

شرح و تفسير حکمت 384 نهج البلاغه

وقال علیه السلام:الرُّكُونُ إِلَى الدُّنْيَا مَعَ مَا تُعَايِنُ
مِنْهَا جَهْلٌ، وَ التَّقْصِيرُ فِي حُسْنِ الْعَمَلِ إِذَا وَثِقْتَ
بِالثَّوَابِ عَلَيْهِ غَبْنٌ، وَ الطُّمَأْنِينَةُ إِلَى كُلِّ أَحَد
قَبْلَ الاِخْتِبَارِ لَهُ عَجْزٌ.

امام علیه السلام فرمود : اعتماد به دنيا با وجود آنچه با چشم خود از
(تحولات و دگرگونى‌هاى) آن مشاهده مى‌كنى جهل و نادانى هست و كوتاهى در
حُسن عمل با وجود اطمينان به پاداش (الهى) براى آن، غبن و خسارت هست و
اطمينان به هركس قبل از آزمايش وامتحان او دليل عجز و ناتوانى هست.

امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه اشاره به سه نكته مى كند كه
هركدام حكمت مستقلى هست. نخست مى فرمايد: «اعتماد به دنيا با وجود آنچه با
چشم خود از (تحولات و دگرگونى هاى) آن مشاهده مى كنى جهل و نادانى هست»;
(الرُّكُونُ إِلَى الدُّنْيَا مَعَ مَا تُعَايِنُ مِنْهَا جَهْلٌ). همه
افراد، بدون استثنا يا در تواريخ خوانده اند و يا درباره پيشينيان شنيده
اند و يا با چشم خود ديده اند كه افراد قدرتمند يا ثروتمند و پرتوان ناگهان
قدرت و ثروت و توان خود را از دست داده و به صورت فردى ضعيف و ناتوان
درآمده اند. يك روز امير بود و فرداى آن اسير هست، يك روز جوانى نيرومند و
فردا بيمار ناتوانى در بستر، يك روز ثروتمند و روز ديگر فقيرى نيازمند. با
اين تحولات سريع و دگرگونى هايى كه در امور دنيا مى بينيم اگر به امكانات
آن اعتماد كنيم آيا نشانه جهل و نادانى نيست؟ عاقل كسى هست كه دل به دنيا
نبندد هر تعداد از امكانات فراوانى برخوردار میباشد. اين گونه افراد آسوده
زندگى مى كنند و آسوده از جهان مى روند و از تحولات و دگرگونى هاى دهر هرگز
ناراحت نمى شوند. در حالى كه دلبستگان به دنيا با از دست دادن مقام يا مال
و ثروت، چنان ناراحت مى شوند كه گاه كارشان به جنون و ديوانگى مى كشد.
مرحوم علامه شوشترى در شرح نهج البلاغه خود نقل مى كند كه ابوالفتح ابن
عميد از صاحب بن عباد نزد سلطان تایم، مؤيدالدولة، سعايت كرد تا او را از
كار خود (وزير مخصوص بودن) بركنار ساخت و خودش به تدبير امور پرداخت
همانگونه كه براى ركن الدولة، پدر مؤيدالدولة تدبير مى كرد.

روزى نديمان و دوستان خاص خود را دعوت كرد، مجلس عظيمى تشكيل داد و زينت
آلات فراوان و ظروف طلا و نقره اى كه از حد و حصر خارج بود حاضر ساخت و
مشغول نوشيدن شراب انجام گرفت و آن روز و آن شب مرتباً شراب مى خورد و به غلامان
خود دستور داد كه مجلس را به همان حال نگه داريد، چيزى از آن كم و زياد
نشود تا فردا نيز ادامه دهيم و به نديمان و دوستان خاص خود گفت: فردا صبح
نيز در اين مجلس شركت كنيد.

شرح و تفسير حکمت 384 نهج البلاغه

سپس به اتاق خواب خود رفت و نديمان به خانه هاى خود بازگشتند. سحرگاهان
همان شب مؤيدالدولة دستور داد او را دستگير كردند و كسى را به خانه اش
فرستاد كه آنچه در آن هست گردآورى كرده بياورد و صاحب بن عباد را به وزارت
بازگرداند و ابن عميد همچنان در آن حال نكبت بود تا از دنيا رفت. آنگاه
امام(عليه السلام) به دومين نكته اشاره كرده، مى فرمايد: «كوتاهى در حُسن
عمل با وجود اطمينان به پاداش (الهى) براى آن، غبن و خسارت هست»;
(وَالتَّقْصِيرُ فِى حُسْنِ الْعَمَلِ إِذَا وَثِقْتَ بِالثَّوَابِ عَلَيهِ
غَبْنٌ). اشاره به اين كه اگر انسان شك در معاد و ثواب و عقاب داشته میباشد
كوتاهى او در انجام كارهاى نيك ممكن هست قابل توجيه میباشد اما افراد باايمان
كه معاد را باور كرده و به ثواب و جزاى الهى ايمان دارند آن هم ثواب هاى
بسيار عظيمى كه تناسبى با مقدار عمل انسان ها ندارد بلكه فقط معقول فضل و
الطاف الهى هست اگر در انجام كارهاى نيك كوتاهى كنند به راستى عجيب هست و
اين همان غبن و خسارتى هست كه انسان با دست خود بر خويشتن وارد مى كند.
حقيقت غبن آن هست كه انسان سرمايه اى را از دست دهد و نتواند معادل يا بيش
از آن به دست آورد و نيز فرصت مناسبى براى به دست آوردن سود كلانى در
اختيار او میباشد اما فرصت را از دست دهد و آن سود را تحصيل نكند; اين ها همه
مصداق غبن هست. قرآن مجيد روز قيامت را يوم التغابن نام نهاده، مى فرمايد:
«(يوْمَ يجْمَعُكُمْ لِيوْمِ الْجَمْعِ ذَلِكَ يوْمُ التَّغَابُنِ); اين
(رستاخيز عام) در زمانى خواهد بود كه خداوند همه شما را در روز اجتماع
گردآورى مى كند و آن روز، روز تغابن هست».
تغابن از باب تفاعل معمولا
درمورد كارى نقل کرد مى شود كه دو جانبه میباشد مانند تعارض و تزاحم و اين معنى
در قيامت صادق هست زيرا همگى خود را مغبون مى بينند، مؤمنان به اين دليل كه
كارهاى نيك بيشترى انجام نداده اند و اى بسا كافران مانع بودند و كافران
به اين دليل كه هيچ اندوخته اى براى آن روز به دستشان نيامده و شايد مؤمنان
را در خبررسانى مقصر مى پندارند. از نقل کرد بعضى از اهل لغت نيز استفاده مى
شود كه باب تفاعل هميشه به اين معنا نيست و تغابن در آيه مزبور به معنى
ظهور غبن هست. آرى آن روز ظاهر مى شود كه چه اشخاصى مغبون بوده اند و چه
اشخاصى بهره كافى برده اند. سپس امام(عليه السلام) به سومين و آخرين نكته
اشاره كرده، مى فرمايد: «اطمينان به هركس قبل از آزمايش و امتحان او دليل
عجز و ناتوانى هست»; (وَالطُّمَأْنِينَةُ إِلَى كُلِّ أَحَد قَبْلَ
الاِخْتِبَارِ لَهُ عَجْزٌ). با توجه به اين كه ابليسِ آدم رو بسيار هست پس
به هر دستى نبايد داد دست. دوستان انسان در سرنوشت او تأثير عميقى دارند
نبايد هيچ كس را بدون امتحان به دوستى برگزيد. سرمايه هايى را كه خدا به
انسان داده نمى توان در اختيار هركس گذاشت، اى بسا انسانِ خائن و سارق
میباشد، بايد افراد را كراراً آزمود و سپس به آن ها اطمينان كرد. اين مطلب در
عصر و زمان ما اهميت بيشترى پيدا كرده چراكه ابليسان آدم رو و منافقان
ظاهرالصلاح و خائنان در لباس خادم فراوان شده اند، بنابراين تا اطمينان از
طريق امتحان حاصل نشود اعتماد به آن ها نشانه عجز و ناتوانى هست. قابل توجه
اين كه گاه انسان به كسى بعد از آزمايش هاى متعدد اعتماد مى كند ولى
سرانجام، شخصِ فاسد و مفسدى از آب درمى آيد، بنابراين چگونه مى توان بدون
آزمايش به هر كسى اعتماد كرد و دين و دنياى خود را به او سپرد؟ به نقل کرد
شاعر عرب: وَكُنتُ أرى أنَّ التّجارِبَ عُدّةٌ *** وَخانَتْ ثِقاةُ النّاسِ
حِينَ التَّجارُبِ من چنين مى پنداشتم كه تجربه و آزمايش، وسيله خوبى هست
ولى بعضى از افراد مورد اطمينان به هنگام تجربه ها (ى دشوار) خائن از آب
درآمدند.

شرح و تفسير حکمت 384 نهج البلاغه


قابل توجه اين كه امام(عليه السلام) به سه پيامد منفى كه مربوط به سه
اشتباه هست در اين كلام حكيمانه اش اشاره كرده هست: «جهل» و «غبن» و «عجز».
نشانه جهل، تكيه كردن بر اين دنياى ناپايدار هست و سبب غبن، كوتاهى در
انجام كارهاى نيك هست و نشانه عجز، اطمينان به افراد، قبل از اختبار و
امتحان مى میباشد. مرحوم آمدى در غررالحكم روايات ديگرى از امام(عليه السلام)
نقل كرده كه هماهنگ با جمله اخير آن حضرت در حكمتِ مورد بحث هست. ازجمله
اين كه مى فرمايد: «الطُّمأنِينَةُ على كُلِّ أحَد قَبْلِ اختِبار مِن
قُصورِ العَقْلِ; اطمينان به هركس پيش از آزمودن او نشانه كم عقلى هست». و
نيز مى فرمايد: «قَدِّمِ الاختِبارَ فِى اتِّخاذِ الإخْوانِ فَإنّ
الاختِبارَ مِعمارٌ يُفَرِّق بينَ الأخيارِ وَالأشجارِ; قبل از گزينش
دوستان، آن ها را آزمايش كنيد زيرا آزمايش، معمارى هست كه نيكان را از بدان
جدا مى كند». ممكن هست سؤال شود كه در اخبار متعدد اسلامى آمده هست كه به
همه مسلمانان حُسن ظنّ داشته باشيد و فعل آن ها را حمل بر صحت كنيد آيا اين
روايات با آنچه در بالا آمد سازگار هست؟ پاسخ اين سؤال روشن هست: ازنظر
كلّى و به هنگام معاشرت با مردم بايد فعل افراد را حمل بر صحت كرد اما اگر
كسى بخواهد شريكى انتخاب كند يا دوستى برگزيند و سرمايه دين و دنياى خود را
در اختيار او بگذارد به يقين بايد بعد از امتحان و اختبار میباشد.

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما