• تاریخ : ۲۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : ایرانی

پاسخ به ایراد روحانی از نمایش«بدحجابی» / روزنامه و خبرگزاری نمی‌زنم

ضرغامی گفت:یک بار روحانی
به من گفت شما در ایام انتخابات، تیپ خاصی را نشان می دهید،من گفتم ما
باید الگوی حجاب معرفی کنیم و نمی‌توانیم به طور مرتب «بد حجابی» نشان
دهیم.

خبرگزاری مهر، گروه سیاست، سیدمحمدمهدی توسلی، حسام رضایی: پدرش
چون اعتقادات مذهبی داشت، اجازه داشتن تلویزیون در منزل‌شان را نمی داد
اما بعدها در نیمه نخست دهه هشتاد سکاندار رادیو و تلویزیون ایران انجام گرفت.
متولد سال ۳۸ در پایتخت هست؛ میدان گمرک، خیابان انبار نفت. پدر و مادرش هر
دو از دیار دزفول هستند. پدرش تایپیست شرکت نفت بوده هست. این ها شرحی از
زندگی سیدعزت الله ضرغامی هست. کسی پیش از به ثمررسیدن انقلاب در بهمن ماه
سال ۵۷، با هم با فعالیت های انقلابی در محله جمادی الحق پایتخت، لباس
دانشجویی رشته عمران در دانشگاه امیرکبیر را به تن کـــرد. وقوع انقلاب، تسخیر
لانه جاسوسی آمریکا و پس از همه این‌ها، وقوع انقلاب فرهنگی در تیرماه سال
۵۹، باعث انجام گرفت تا اخذ مدرک کارشناسی اش، ۸ سال زمان ببرد.


از همان اوان جوانی، هر تعداد به شریعتی هم علاقه داشت ولی «مطهری» خوان
بود. تسلطش به زیر و بم آثارِ تئوریسین شهیر انقلاب اسلامی، تا حدی بود که
وقتی اکبر گنجی در سال های پس از دوم خرداد، یادداشتی درباره شهید مطهری
نوشت، قلم را برداشت و در مقاله ای با عنوان «خویش را تاویل کن، نِی ذکر
را»، در مقام دفاع از شهید، پاسخ پدیدآورنده «عالیجناب سرخ پوش» را محکم
داد.


همکاری با سپاه پاسداران از جمله مسئولیت های حیاتی ضرغامی در دهه شصت
بود. ضرغامی در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی و در زمان صدارت علی لاریجانی بر
ارشاد، معاون امور سینمایی انجام گرفت. وی در زمان حضور علی شمخانی در وزارت دفاع
در مقام معاون پارلمانی بار مسئولیت را به دوش می کشید اما در حالی که یک
سال به پایان عصر دولت اصلاحات مانده بود، ضرغامی در نیمه نخست سال ۸۳
جانشین علی لاریجانی در ساختمان شیشه ای جام جم انجام گرفت. ضرغامی تا نیمه دوم سال
۹۳ در این سمت باقی ماند.


ضرغامی هم اکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو شورای عالی فضای مجازی هست.     


برای گفتگو با سیدعزت الله ضرغامی به خیابان
پاستور رفتیم. حیاطی دلپذیر با باغچه نسبتا بزرگ که در دو طرف
ساختمان قرار دارد، حس خوبی به محیط داده هست. پس از وقفه ای کوتاه که ناشی
از پذیرایی عوامل دفتر بود، به دفتر ضرغامی وارد شدیم. با ورود به دفتر،
نخستین سوژه ای که نگاه را به سمت خود جلب می کند، تخته وایت برد سفید رنگی
هست که روی آن قرارهای صبحانه نوشته شده هست! نظر خودش درباره صبحانه ها
جالب هست؛ می گوید ۹۹ درصد مطالبی که در این صبحانه ها زده می شود، غیرقابل
انتشار هست. به صورت حتم در مورد قرارها هم می گوید به جز دو مورد «اسکویی» و
«زم»  بقیه دیدارها بنا به درخواست طرف مقابل هست. 


ضرغامی در همین
باره گفت: برای من که الان در آستانه ۶۰ سالگی قرار دارم و در وسط حاکمیت
هستم، حیاتی هست که دلیل فرزند جناب آقا زم چنین مسیری را طی کرده. برای من حیاتی
هست وقتی جناب آقا ابطحی در جریان فتنه بازداشت انجام گرفت و پس از آن، در جریان اعتراف
های تلویزیونی قرار گرفت، چه فرآیندی را طی کرده هست. شما این مسائل را به
حساب کنجکاوی شخصی ام بگذارید! وقتی من با خانم «طاهره قیومی» که موضوع
«آمدنیوز» آن بلاها را سرش آورد، صحبت می کنم، باید یک نفر حرفش را گوش کند
و آنقدر شجاعت داشته میباشد که صریحا اعلام کند:خانم قیومی کاری نکرده هست.
از طرف دیگر، ۹۹ درصد حرف هایی که در این جلسات(صبحانه‌ها) مطرح می شود،
قابلیت انتشار ندارند!


وی با اشاره به
رویکرد سیاسی این روزهایش که عده ای آن را به اعتدال تعبیر می کنند،اظهار
داشت: ابداً در پی این نیستم که من را به عنوان شخصی معتدل بشناسند. اشکال
ما این هست که یک کلیدواژه‌ای را انتخاب می کنیم و همه پشت آن سنگر می
گیریم و فکر می کنیم باید متناسب با آن کلمه صحبت کنیم. همین امروز با خانم
«الهام چرخنده» دیدار داشتم و با پایان وجودم از وی دفاع کردم و اعلام کردم
سطح ایشان بالاتر از پایان کسانی هست که امروز دارند حرف می زنند. هنوز
بسیاری نمی دانند که موضع شان نسبت به خانم چرخنده باید چه میباشد.


ضرغامی در پاسخ به این سوال که آیا قصد ندارید جریان جبهه مانندی در میان نیروهای انقلاب با محوریت خودتان ایجاد کنید؟ گفت: این
مساله، رسالت امروز من نیست. من فکر می کنم باید از راهکارهای کلیشه ای
بیرون بیاییم و بگوییم چه چیزی در جامعه کم داریم. در فضای سیاسی کشور،
نگاه ها به مسائل، جناحی و قبیله ای هست. من احساس می کنم یک مشی دیگری که
نگاهش به پدیده ها مقداری جامع تر و منشوری تر میباشد و همه ابعاد را ببیند و
در پی تحقیر و مچ گیری از آدم ها نباشد را نیاز داریم.


وی با اشاره به
ایراد حسن روحانی به سیاست صداوسیما نسبت به بدحجابی به ویژه در ایام
انتخابات گفت: یک بار جناب آقا روحانی به من اشکال گرفت و گفت جناب آقا ضرغامی! شما
در ایام انتخابات، یک تیپ خاصی از زنان را نشان می دهید، در ایام دیگر یک
تیپ دیگر! من گفتم شما کاملا درست می گویید اما می دانی دلیلش چیست؟ دلیلش
این هست که سازمان صداوسیما باید نسبت به حجاب الگو معرفی کند. ما نمی
توانیم به طور مرتب «بد لباسی» و «بد حجابی» نشان دهیم.


ضرغامی در پاسخ
به اینکه آیا قصد ایجاد روزنامه یا خبرگزاری دارد؟ گفت: نباید اینگونه
صحبت کنم اما حالش را ندارم(خنده) چون احساس می کنم بعضی حرف ها را خودم به
تنهایی، می توانم دقیق تر مطرح و بیان کنم. اگر بخواهم خبرگزاری راه
بیاندازم، متداوم باید پاسخگوی حرف های همکارانم باشم. الان فقط پاسخگوی
خودم هستم.


وی با اشاره به
روند ایجاد مناظره ها در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ گفت: در انتخابات
۹۲، با توجه به سابقه مناظره ها در سال ۸۸، یک نظر این بود که مناظره ها از
تلویزیون پخش نشود تا جامعه دچار التهاب نشود. من در این زمینه با دو گروه
مشورت کردم؛ یکی خود نامزدها بودند؛ با ۱۴ نفر از نامزدها که هنوز ثبت نام
نکرده بودند اما معلوم بود که نامزد می شوند، جلسه ای گذاشتم؛ همه آقایان
در این جلسه حضور داشتند، از جناب آقا روحانی و محسن رضایی گرفته تا حدادعادل و
قالیباف. من در آن جلسه برای آقایان تبیین کردم که شما احتمالا قصد حضور
در انتخابات را دارید و اگر به انتخابات ورود کردید، ما پلن هایی برای
شما خواهیم داشت. از آنان خواستم نظر مشورتی‌شان را هم درباره مناظره ها با
من مطرح کنند.


مدیر اسبق
رسانه ملی با اشاره به نقش فضای مجازی در کشور تاکید کـــرد: به نظرم فضای
مجازی، امروز آمده تا انقلاب اسلامی را نجات بدهد؛ این حرف سنگینی هست؛ من
به عنوان عضو شورای عالی فضای مجازی که آسیب های این فضا را هم می دانم،
دارم این حرف را می زنم. در کلان موضوع وقتی نگاه می کنم، می بینم انقلاب
اسلامی به توانمندی فضای مجازی نیاز داشت تا مردم یک نفسی بکشند؛ یعنی یک
سری حرف ها زده شود و از انحصار عده ای دربیاید.


ضرغامی درباره
چرایی گسترش تلگرام در ایران گفت: تعداد سال قبل، در یک مقطعی بی توجهی انجام گرفت و
یک پیام رسان خارجی(اشاره به تلگرام) حمایت و دوپینگ فنی و سیاسی انجام گرفت. اگر
این امکانات داده نمی انجام گرفت، یک پیام رسان خارجی نمی توانست اینقدر گسترده
شود.


وی با اشاره به
اقدامات انجام شده توسط وزارت ارتباطات برای بومی سازی فضای مجازی اظهار
داشت: ساختار وزارت ارتباطات بر اساس وصل کردن دوتا سیم به یکدیگر هست!
به صورت حتم جناب آقا جهرمی دارد کارهای خوبی انجام می دهد؛ این اقدامات را به من هم
نقل کرد هست. من هم به طور دائم به ایشان می گویم چه کاری از من برمی آید؛ به
من بگو تا انجام دهم. اگر من جای جناب آقا جهرمی بودم، کاری می کردم که پیام
رسان های داخلی به ثمر بنشیند؛ به گونه ای که مزیت نسبی‌شان به لحاظ سرعت،
قیمت و کارکردهای مختلف آنقدر نیکو میباشد که دیگر کسی سراغ پیام رسان های
خارجی نرود.


ضرغامی تصریح
کـــرد: من اگر جای وزیر بودم، خود را مسئول این کار می دیدم که «تازیانه»
بردارم و قسمت هایی که ظرفیت دارند اما کم کاری می کنند برخورد می‌کردم تا
این موضوع به ثمر بنشیند. امروز جناب آقا وزیر ارتباطات باید خودش را در این
جایگاه ببیند ولو اینکه در شرح وظایف‌اش وجود نداشته میباشد.


در ادامه مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با سیدعزت الله ضرغامی را می خوانید: 


جلسات صبحانه های شما با شخصیت های
مختلف و پست هایی که در این زمینه در فضای مجازی به اشتراک می گذارید،
معروف شده هست! اندکی از این جلسات برای ما بگویید؟ درخواست جلسات از سوی
شما مطرح می شود یا میهمانان؟


من در طول روز جلسات متعددی دارم و هدفم در
این جلسات – با توجه به ارتباطات و ماموریتی که در شورای عالی فضای مجازی
یا شورای عالی انقلاب فرهنگی دارم – کمک به حل بعضی از مشکلات کشور هست.
بعد از مدتی متوجه شدم در نشست هایی که با افراد مختلف دارم، حرف‌های خوبی
رد و بدل می شود و نیکو هست که در حد محدودی، افکار عمومی از آن ها مطلع
شوند.


با توجه به سابقه کاری ام در فضای رسانه،
احساس کردم برخی موضوعات وقتی خبری می شود، به نوبه خود می تواند در رسانه
ها «پیام» داشته میباشد. افزایش این جلسات، صبح برگزار می انجام گرفت و واقعا پلن
خاصی تحت عنوان «پلن صبحانه سیاسی» نداشتم. احساس کردم، فضای صبحانه ها
صمیمی هست و اگر تصویری از آن ها منتشر شود، می تواند تاثیر خبری خود را
داشته میباشد لذا آرام آرام این جلسات تبدیل به «هشتگ» انجام گرفت و صبحانه های ما
موضوعیت پیدا کـــرد. به جز دو، سه مورد که استثنا بود، بقیه صبحانه ها با
درخواست طرف مقابل برگزار شده هست.


دیدار با «رابعه اسکویی» درخواست شما بود؟


محمدعلی زم و رابعه اسکویی را خودم تماس
گرفتم که بیایند. برایم حیاتی بود در کنار برخی مسائلی که حول و حوش جناب آقا زم
مطرح هست، قرائت خود جناب آقا زم را هم بدانم.


درباره پسرشان هم صحبت کردید؟


بله صحبت کردیم. جناب آقا زم که در بخشِ هنریِ
نظام، چهره شاخصی هست و در مقطعی، کارهای بزرگی برای کشور انجام داده،
برایم حیاتی بود که چه مکانیزمی باعث شده تا فرزند ایشان راه دیگری را طی
کند.


تاکنون که ظاهراً جناب آقا زم از پسرشان اعلام برائت نکردند…


حتما راه جناب آقا زم، راه پسرش نیست و حتما
منتقد شدید وی هست. برایم حیاتی هست که فرایند چهره هایی مانند جناب آقا زم را
بدانم. من در پی این هستم که فارغ از هیاهوها و زنده بادها و مرده بادها،
ببینم واقعا چه فعل و انفعلاتی در جامعه رخ می دهد.


۹۹درصد حرف هایی که در جلسات صبحانه مطرح می شود، قابلیت انتشار ندارند!



برای من که الان در آستانه ۶۰ سالگی قرار
دارم و در وسط حاکمیت هستم، حیاتی هست که دلیل فرزند جناب آقا زم چنین مسیری را طی
کرده. برای من حیاتی هست وقتی جناب آقا ابطحی در جریان فتنه بازداشت
انجام گرفت و پس از آن، در جریان اعتراف های تلویزیونی قرار گرفت، چه فرآیندی را
طی کرده هست. شما این مسائل را به حساب کنجکاوی شخصی ام بگذارید! وقتی من
با خانم «طاهره قیومی» که موضوع «آمدنیوز» آن بلاها را سرش آورد، صحبت می
کنم، باید یک نفر حرفش را گوش کند و آنقدر شجاعت داشته میباشد که صریحا اعلام
کند:خانم قیومی کاری نکرده هست. از طرف دیگر، ۹۹ درصد حرف هایی که در این
جلسات(صبحانه ها) مطرح می شود، قابلیت انتشار ندارند!

وقتی
جلسات صبحانه های خود را در صفحه اینستاگرام تان منتشر می کنید، تا چه
اندازه بازتاب های سیاسی‌اش برایتان اهمیت دارد؟ می خواهید چه چهره ای از
عزت الله ضرغامی در رسانه ها برای خودتان بسازید؟


ابداً در پی این نیستم که من را به عنوان
شخصی معتدل بشناسند. اشکال ما این هست که یک کلیدواژه‌ای را انتخاب می کنیم
و همه پشت آن سنگر می گیریم و فکر می کنیم باید متناسب با آن کلمه صحبت
کنیم. همین امروز با خانم «الهام چرخنده» دیدار داشتم و با پایان وجودم از
وی دفاع کردم و اعلام کردم سطح ایشان بالاتر از پایان کسانی هست که امروز
دارند حرف می زنند. هنوز بسیاری نمی دانند که موضع شان نسبت به خانم چرخنده باید چه میباشد.



نمی خواهم من را به عنوان شخصی معتدل بشناسند



یک عده کاملا مخالف خانم چرخنده اند چون می
گویند ایشان، این وَری! تغییر پیدا کرده؛ اگر آن وَری! تغییر پیدا کرده بود،
همه برایش سینه می زدند. حاضرند فردی در لجن‌زار ابتذال سقوط کند و سر تا
پا برهنه شود اما به اسم «حق انتخاب» و «آزادی» و «حقوق شهروندی» آن را
توجیه کنند. یک خانمی متحول شده و با این تغییر، چادر سرش کرده؛ ببینید چه
کار که با وی در فضای مجازی نکردند. برخی نیروهای مذهبی و انقلابی هم چون
اصولا نگاه های امنیتی و اطلاعاتی دارند، به چنین موضوعاتی ورود نمی کنند؛
می گویند ببینیم داستان چیست؛ بی خود حمایت نکنیم!

ابداً من به راست و چپ و اصولگرا و اصلاح طلب
و اعتدال به معنای رایج آن تعلقی ندارم. وقتی می خواهیم حقیقت را اندکی
بدون روتوش و آنطور که هست، مطرح کنیم، فکر می کنند ما اعتدالی هستیم؛ حالا
امکان دارد در هر دوره ای، یک چیزی به شما بچسبد! من معتقدم اسلام، شیرین
هست؛ شیرین تر از آن چیزی که فکرش را کنید. اسلام، گمشده ماست. نیازهای ما
در اسلام برطرف می شود. اسلام، ارمغان های زیادی برای ما به همراه دارد که
یکی از آن ها آرامش و طمأنینه هست. آیا پس از گذشت ۴۰ سال از انقلاب به این
ها دست یافته ایم؟ دست نیافته ایم. آیا اشکال از اسلام هست؟ خیر؛ اشکال از
اسلام شناسان و اسلام شناس نماهاست.


یک نفر که اسلام را به طور شیرین توضیح می
دهد، به جان آدم می نشیند. من بارها نقل کرد ام که عده ای فقط به «جلال» اهمیت
می دهند تا به «جمال». درباره رهبری معظم انقلاب هم چنین هست؛ جمال رهبر
انقلاب وسیع تر و گسترده تر از جلال ایشان هست؛ به صورت حتم در مقابله با استکبار
و در حوزه های سیاسی، از جلالیت رهبری افزایش استفاده می شود که به صورت حتم نیاز
هم هست اما جمال رهبری در محاق قرار گرفته هست. بسیاری از جمال رهبری
آگاهی دارند اما به رهبری جفا می کنند و بُعد دیگری از ایشان را مطرح می
کنند. از طرف دیگر، عده ای هنر طرح آن جمال را ندارند.


وقتی مواضع رهبر انقلاب را با تجربه شخصی
خودم در جلسه یا محفلی مطرح می کنم، همه تعجب می کنند. اگر در جایی ابعاد
مختلف موضوعی را مطرح می کنم، ابداً بحثم، بحث اعتدال نیست. اعتدال به معنای
رایج و سیاسی آن را ابداً قبول ندارم. به نظرم، اصولگرایی و اصلاح طلبی از
همان ابتدا «پوست خربزه» بوده اند؛ چه بسا چهره های مطرح اصولگرا که ابداً
شاخصه های اصولگرایی را در زندگی شخصی و رفتارو کلام شان ندارند و وقتی با
آن ها سلام و علیک می کنید، انگار از آسمان به کف زمین افتاده اند!


بسیاری از اصلاح طلبان هم خیال می کنند که
مترقی اند و نگاه اصلاح گرایانه به معنایی که من هم آن را قبول دارم، دارند
اما ابداً حرفی برای گفتن ندارند و سخنانشان کلیشه ای و نخ نماست و ابداً
مترقی نیستند و افزایش گروهی و محفلی هستند و دارند نان اصلاح طلبی و نان
رفتارهای بد اصولگرایان را می خورند؛ به این معنی که مردم به طور سلبی وقتی
سمت اصولگرایان نمی روند، بنابراین سمت اصلاح طلبان می روند!


برخی اصلاح طلبان امروز عنوان کرده اند که
اصلاحات، نیازمند اصلاحات هست؛ این حرف درستی هست. اصلاح طلبان به روحانی
رای دادند اما آیا روحانی واقعا اصلاح طلب هست؟ کدام رفتار روحانی به اصلاح
طلبی می خورد؟ ایشان کدام کار اساسی را انجام داده که بگوییم به معنای
واقعی کلمه اصلاح طلب هست؟ اعتدال هم به همین صورت هست. من به طور کلی این
کلمات را افزایش یک جور «دکان» می دانم. به نظر من، صداقت، صراحت و شجاعت در
برخورد با پدیده ها شخصیت انسان را می پروراند.

من که در فضای رسانه حضور دارم – با پیشینه
عبارت «خس و خاشاک» – می بینم که لفظ «آشغال» می تواند به همه کسانی که در
اعتراضات اخیر به خیابان ها آمدند، اطلاق شود؛ به صورت حتم حتما منظور امام جمعه
محترم پایتخت، همه کسانی که به خیابان ها آمدند، نبود. در مورد عبارت «خس و
خاشاک» هم مصاحبه‌هایی با جناب آقا احمدی نژاد ترتیب دادیم و ایشان گفت که
منظورش همه مردم نبوده اما این عبارت خس و خاشاک، اثر خود را گذاشت و در
این میان، دشمن هم کار خود را انجام داد.


یکی از نمایندگان سابق مجلس که تکنوکرات هست
و از قدیم با ایشان دوست بودم، به من می گفت که مدیر جمهور به ما نقل کرد خس و
خاشاک! من به این نماینده توضیح دادم که منظور مدیر جمهور شما نبودید بلکه
کسانی بودند که شیشه ها را شکستند و اغتشاش به پا کردند اما این نماینده
حرف من را قبول نکرد. وقتی چنین فرد نخبه ای نمی تواند به راحتی موضوعات را
از یکدیگر تمیز دهد، من مجبورم بعدا بگویم که کاربرد کلمه آشغال هم نیکو
نیست.


جناب آقا وحید حقانیان، فرد مهمی در دفتر مقام
معظم رهبری هست اما در داستان زلزله کرمانشاه، خطاب به معاون نخست مدیر
جمهور لفظی را به کار برد که ابداً سنخیتی با رفتار شخصی مقام معظم رهبری
ندارد. «آقا» همواره مسئولین را دعا می کنند؛ ابداً همه مسئولین محتاج دعای
ایشان هستند و من مطمئن هستم که آقا به طور مرتب دولتمردان را دعا می کنند.
با این وجود، وقتی نقل کرد انجام گرفت که «خدا معاون نخست مدیر جمهور را لعنت کند که
این تخم لق را گذاشت»، من مجبور شدم در پُستی، بدون نام بردن از فرد خاصی،
بگویم که مشی رهبری ابداً چنین نیست. به نظر شما کجای این «اعتدال» هست؟
اتفاقا این صداقت و کمک به رهبری هست. به صورت حتم این موضوع، نیازمند شجاعت و
نگاه فراحزبی هست.


در صبحانه ای که با جناب آقا «آل هاشم» نماینده
ولی فقیه در تبریز داشتم، به ایشان گفتم جناب آقا آل هاشم! کار زیاد خوبی می
کنید سوار تاکسی و مترو می شوید و استادیوم می روید و گیم های تراکتور را
تماشا می کنید اما خیال نکنید که «شاخ غول» شکسته اید! ابداًً شما کار مهمی
را انجام نداده اید. از بس خلاف این رویه انجام شده و از بس سبک زندگی و
رفتار تغییر کرده، خیال می کنند اگر شما در خیابان راه رفتید، اتفاق زیاد
عجیبی رخ داده هست. جناب آقا آل هاشم در پاسخ به حرف های من گفت که کاملاً حرف
های شما درست هست. در خیابان راه رفتن یا برداشتن نرده‌های میان مردم و
مسئولین در نمازجمعه، واقعاً کار خاصی نیست، در واقع کاری نکرده‌ایم!



یک روز در جلسه
شورای عالی انقلاب فرهنگی مطلبی گفتم که جناب آقا عارف در واکنش به این حرف
خندید و گفت «جناب آقا ضرغامی تعداد وقتی هست که اصلاح طلب شدید!» در پاسخ گفتم،
خیر؛ نشدم!




با وجود همه این صحبت ها، دلیل اقدامات جناب آقا
آل هاشم بازتاب داشت؟ چون از سال ۵۷ فاصله گرفته ایم. وقتی صحبت می کنیم،
می گویند که شما در سال ۵۷ مانده اید، در حالی که شرایط عوض شده. اتفاقا من
می گویم ما باید به رفتار سال ۵۷ بازگردیم. ما از وقتی آسیب پذیر شدیم که
از رفتارهای سال ۵۷ فاصله گرفتیم.

شهید مطهری ایدئولوگ بزرگ انقلاب اسلامی، در
سال ۵۷ مجری مراسم ورود امام به بهشت زهرا انجام گرفت. حال اگر الان میباشد می
گویند، با این شخصیت نباید این کارها را بکنید و ابداً مجری گری و این طرز
رفتار در شأن شما نیست.


یک روز در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی
مطلبی گفتم که جناب آقا عارف در واکنش به این حرف خندید و گفت «جناب آقا ضرغامی تعداد
وقتی هست که اصلاح طلب شدید!» در پاسخ گفتم، من اصلاح طلب آنطور که شما می
شناسید، خیر؛ نشدم! من حرف حق را می گویم. خیال می کنند اگر در قبال
جریانات سیاسی کلیشه، حرف متفاوتی بزنیم، پس حتما خط عوض کرده ایم. ابداً
این طور نیست.


برخی در مورد من اشتباه فکر می کنند؛ به من
می گویند فلان حرف جایگاه تان را تنزل داد. من در پاسخ به آن ها می گویم که
ابداً برای چنین اهدافی حرف نمی زنم. من وقتی در مورد مسئله ای به جمع بندی
برسم، اعلام موضع می‌کنم.


یعنی نظر مردم برای اقداماتی که انجام می دهید، حیاتی نیست؟


این مسئله ملاک اصلی من نیست؛ معتقدم وقتی
مردم حس کنند فردی دارد صادقانه با آن ها حرف حق را می زند، نسبت به آن فرد
نظر منفی پیدا نمی کنند چون صداقت را دوست دارند.


بالاخره
مردم شما را به عنوان یک فعال اصولگرا می شناسند و مواضع‌تان هم از دایره
اصولگرایی خارج نبوده ولی دلیل اعلام می کنید که اصولگرا نیستید؟


اصولگرایی و اصلاح طلبی از نظر مصطلح سیاسی
بر ما تحمیل شده هست. اگر اصولگرایی به معنای قبول اصول انقلاب و ارزش های
پاک و فطری بود که روزهای ابتدایی انقلاب داشتیم، اگر منظور از اصولگرایی،
منش امام و رهبری هست، من حتما دوست دارم یک اصولگرا باشم. نمی توانیم
باشیم اما آرزو می کنیم چنین میباشد.


خود را در چارچوب احزاب اصولگرا نمی بینید؟


خیر؛ من نسبتی با این احزاب ندارم.


اخیرا
در جلسات برخی احزاب اصولگرا برای سخنرانی حضور پیدا کردید؛ اگر احزاب
اصلاح طلب از شما دعوت کنند، در جلسات آن ها حضور پیدا می کنید؟


اگر دعوت کنند، با اولویت حتماً در جلسات احزاب اصلاح طلب هم حضور پیدا می کنم.


تاکنون دعوتی از سوی احزاب اصلاح طلب نشده هست؟


خیر؛ تاکنون دعوتی صورت نگرفته هست.


مراسم های دانشگاهی هم می روید…


بله؛ اتفاقا در یک سخنرانی در دانشگاه شیراز
دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه از جناب آقا مصطفی معین هم دعوت کرده بودند و پس
از آن، بسیج دانشجویی همان دانشگاه از من به عنوان سخنران بعدی دعوت کرده
بود.


من به بچه های دانشگاه شیراز اصرار کردم
ابتدا به همان جلسه سخنرانی برویم که جناب آقا معین حضور دارد تا سخنرانی ایشان
را گوش کنم. تا خواستیم به سخنرانی برویم، دیدیم که پلن جناب آقا معین به
اتمام رسیده. اگر اصلاح طلبان در هر جایی برای سخنرانی از من دعوت کنند،
حتماً با اولویت خواهم رفت.


با توجه به اینکه می گویید قصد ندارید در ذیل هیچ حزبی قرار بگیرید، ورود شما به جبهه مردمی نیروهای انقلاب چگونه بود؟ 


جمنا(جبهه مردمی نیروهای انقلاب) حزب سیاسی
نبود. جمنا چون جبهه مردمی و انقلابی بود و من اکثر افراد حاضر در آن جمع
را قبول داشتم، وقتی از من برای حضور در انتخابات اصرار کردند…


جناب آقا رحیمیان از شما دعوت کـــرد؟


اعضای برجسته جمنا به صورت فردی یا گروهی
تشریف می‌آوردند و با من صحبت می‌کردند. حتی بعد از انتخابات جمنا آقایان
رحیمیان، حداد عادل و فدایی هر سه این مکان آمدند و با من جلسه ای گذاشتند.
این بزرگواران به ادامه حضور من در جبهه مردمی علاقه مند بودند. من هم در
پاسخ گفتم هر گونه کمکی میباشد و بتوانم انجام دهم، انجام خواهم داد.


حتی من در روزهای پایانی منتهی به  انتخابات
به اصفهان رفتم تا برای جناب آقا رئیسی سخنرانی کنم. تصور من از جبهه مردمی،
یک جمع فراجناحی بود. اگر دوستان جبهه مردمی از من دعوت نمی کردند، شاید
ابداً در انتخابات حضور پیدا نمی کردم. پس از انتخابات دیگر ارتباطی با این
جبهه ندارم.


آیا قصد ندارید جریان جبهه مانندی در میان نیروهای انقلاب با محوریت خودتان ایجاد کنید؟


این مساله، رسالت امروز من نیست. من فکر می
کنم باید از راهکارهای کلیشه ای بیرون بیاییم و بگوییم چه چیزی در جامعه کم
داریم. من این مسئله را از شهید مطهری یاد گرفتم. شهید مطهری هرچند در
بعضی از حوزه ها استاد بود، اما در جاهایی ورود می کـــرد که می دید دست زیاد
نیست و کسی به آن حوزه توجه نکرده هست. احساس من امروز همین هست.



رسالت امروز من نیست که جریان جبهه مانندی در بین نیروهای انقلاب ایجاد کنم.





در فضای سیاسی کشور، نگاه ها به مسائل،
جناحی و قبیله ای هست. من احساس می کنم یک مشی دیگری که نگاهش به پدیده ها
مقداری جامع تر و منشوری تر میباشد و همه ابعاد را ببیند و در پی تحقیر و مچ
گیری از آدم ها نباشد را نیاز داریم.

مخاطبان زیادی در جامعه داریم که می خواهند
با یک ادبیات جدید و نگاه متفاوت و عینک دیگری نسبت به پدیده ها قضاوت
کنند. من در هنر، فرهنگ، سیاست و بحث های ایدئولوژیک تجربه دارم و در
حاکمیت بودم و هستم و اطلاعاتم از درون حاکمیت زیاد زیاد هست. این
توانمندی را دارم که بتوانم بدون رودربایستی مسائل را مطرح کنم. احساس می
کنم اگر به بحث های جدی برخورد کنم، می توانم رودربایستی را کنار بگذارم.


چه اسمی روی این طرحتان می گذارید؟


من خودم روی این موضوع اسم نمی گذارم. در
کامنت هایی که برای صفحه اینستاگرام من می گذارند، از این حرف ها پر هست.
برخی در کامنت ها می نویسند، جناب آقا ضرغامی! من خط سیاسی شما که اصولگرایی
هست را قبول ندارم اما پایان حرف هایی که در پست هایت می آوری را قبول دارم.
برخی مخاطبان، من را اصولگرا می دانند.


یعنی تلاش شما برای تغییر نگاه مخاطب هست؟


ابداًً من در پی این دنبال نیستم. من در پی حرف
متفاوت هستم. بگذارید بگویند اصولگرایم اما در کنارش این حرف ها را هم می
زنم. برخی دیگر می گویند که شما اصولگرایید اما حرف های اصلاح طلبی می
زنید. در فضای سیاسی کشور به خصوص در حوزه اصولگرایان، معتقدم که انتخابات
بلای جان وحدت نیروهای اصولگرایی هست. دلیل؟ چون هرگاه می خواهند کنار هم
بنشینند و با هم چای بخورند! و چهار تا کار درست و حسابی انجام دهند،
انتخابات بعدی می رسد و می گویند قرار هست این فرد کاندیدا شود یا آن فرد!
یا در مورد انتخابات مجلس می گویند فلان آقا آیا در لیست حضور دارد یا
ندارد.


انتخابات باید برای ما جشن و عروسی میباشد.
انتخابات پدیده زیاد شیرینی هست اما ما آن را تلخ کرده ایم. ببینید! وقتی
انتخابات می شود، جریان انقلابی چه کارها که با هم نمی کنند! شما در
انتخابات ۹۲ و ۹۶ دیدید که چه اتفاقاتی افتاد؛ در انتخابات ۹۶، تا حدی سعی
کردند کنترل شده رفتار کنند اما وقتی به سایت ها و کانال های متعلق به
آقایان سر می زدید، می دیدید که چطور علیه هم شمشیر می زدند. وقتی انتخابات
پایان می شود، این ها رفاقت بیشتری با هم دارند. اصولگرایان مانند تیم
فوتبالی هستند که سال ها مربی نیکو نداشته‌اند که دور یکدیگر جمع شان کند.

انتخابات
مجلس یازدهم را در پیش داریم. انتخابات مجلس هم طوری نیست که یک ماهه و دو
ماهه و یک ساله به نتیجه برسد. شما برای ائتلاف و اتحاد جریان اصولگرایی
چه اقدامی انجام داده اید؟ آیا در این باره، با شخصیت های موثر جریان
اصولگرایی نشست و برخاست داشته اید؟


من برای انتخابات مجلس، هیچ اقدام خاصی انجام نداده ام. من ظرفیت های خودم را می دانم.


آیا در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ شرکت می‌کنید؟


تا ۱۴۰۰، کی مرده، کی زنده!؟


انشاءالله متداوم سلامت باشید. از جریان سیاسی خاصی حمایت خواهید کـــرد؟


من یک فعال سیاسی هم هستم؛ اگر در انتخابات
احساس کنم که یک حرف و موضع گیری نیکو از کسانی که انسان از آن ها باورش می
شود…آخر بعضی اوقات، برخی افراد شعارهایی انتخاب می کنند که ابداً به آن
ها نمی خورد! این اقدام ابداً بی احترامی به مردم هست. شعاردادن اشکالی
ندارد اما شعاری بده که به شما بخورد! برخی الفبای کار تبلیغات به این معنا
را هم نمی دانند؛ در مجموع اگر احساس کنم که یک شعار و نگاهی برای
انتخابات ۹۸ اولویت دارد و احساس کنم افرادی می توانند این شعارها را محقق
کنند، ممکن هست در جهت تقویت آن نگاه فعالیت کنم.


در همین راستا، خودتان به طور مستقیم با چهره ها رایزنی نخواهید کـــرد؟


علاقه ای به این کار ندارم. شاید در جلسه ای از ما نظر خواسته باشند اما این کار را به عنوان یک «راه» یا یک «مشی» دنبال نمی کنم.


اخیرا
موضوع «مهندسی نیکو» و «مهندسی بد» را مطرح کردید. با این اظهارات می خواهید
مسئولیت «عملیات روانی» را بر عهده بگیرد که بتواند رای بیشتری به سبد
جریان انقلابی منتقل کند؟


تعابیر زیادی از مهندسی شده و می شود که
برخی از آن ها نادرست بوده و هست. برای همین از عبارت مهندسی نیکو و مهندسی
بد استفاده کردم. مهندسی بد یعنی بخواهیم برای رای آوردن، به طور نامشروع و
خلاف قانون از قدرت و امکانات بیت المال استفاده کنیم؛ این کار حتما غلط
هست؛ حالا از طرف هر کسی می خواهد میباشد. در انتخابات چون بحث رای آوردن و
رقابت مطرح هست، قاعدتا باید یک نظام مهندسی صحیح برقرار میباشد تا اگر کسی
وارد رقابت می شود، بتواند پیروز شود. این منطق کار هست؛ من از این نظر،
مهندسی را قبول دارم.


یک جریان سیاسی برای شعارهایی که می دهد
باید به پایگاه رای، اقشار، قومیت ها و استان ها نگاه کند تا ببیند چه قدر
این شعارهای سیاسی در میان مردم جایگاه دارد تا در آن جهت فعال تر عمل کند.


ولو اینکه توان و قابلیت تحقق آن شعار را نداشته میباشد؟


من دارم صرفا درباره انتخابات صحبت می کنم.
من معتقدم جناب آقا روحانی نتوانسته به بسیاری از شعارهایی که داد، عمل کند اما
توانسته با همین شعارها رای بگیرد.


شما می خواهید مهندس «عملیات روانی» در جریان انقلاب باشید؟


من می گویم جریانات سیاسی باید مهندسی
انتخابات را بلد باشند. الان در پایتخت به گونه ای از مهندسی انجام شده که
در دو، سه دوره انتخابات نتایجش را می بینیم. وقتی یک جریان سیاسی با
شعارهای انتخاب شده، درست می تواند انگیزه درصدی از مردم که نمی خواهند در
انتخابات شرکت کنند را برای حضور در انتخابات بالا می برد، این مهندسی نیکو
هست.


اگر به من بگویید که پنج نفر از اعضای شورای
منطقه پایتخت را نام ببرم، واقعا نمی توانم بگویم. اگر به من بگویید که پنج
نفر از نمایندگان پایتخت در مجلس را نام ببرم، به جز دو، سه نفر که اخیرا سر
و صدا کرده اند و حرف های متفاوت زده اند، نمی توانم بگویم؛ اکثر آنان را
به چهره هم نمی شناسم! اما این ها رای آوردند چون مهندسی نیکو کردند. لیست
اصولگرایان را تقریبا همه می شناختند؛ جناب آقا حدادعادل و جناب آقا توکلی؛ اما رای
نیاوردند؛ دلیل؟ چون نتوانستند مهندسی نیکو بکنند.      


باید به رای مردم احترام بگذاریم؛ مردم وقتی
با قاطعیت می گویند که ما این خط را می خواهیم، جمهوریت نظام اقتضا می کند
که همراهی کنیم. به صورت حتم هر چه جلوتر می رویم، فضا متفاوت تر می شود و ممکن
هست مردم به هر دو جریانِ اصلاح طلبی یا اصولگرایی، آرام آرام احساس ناامنی
پیدا کنند و احساس کنند هیچ جریانی نمی تواند مشکلات آن ها را حل کند. این
مساله به نظر من خطر هست.


پیگیر
موضوع مهندسی نیکو در حوزه علمیات روانی نیستید، با جریانات سیاسی هم تمایل
ندارید نشست و برخاست انتخاباتی داشته باشید؛ بالاخره عزت الله ضرغامی
جایگاه و نقش خود در جبهه انقلاب کجا تعریف می کند؟


می خواهم کاری کنم مردم احساس کنند در کنار
نگاه های کلاسیک و کلیشه ای که هر موضوعی را صرفا از منظر سیاسی بررسی می
کند، یک نگاه دیگری هم هست که دارد واقعیات را می بیند و این شجاعت را هم
دارد که واقعیات را بگوید.


در چه بستری می خواهید این مساله را ترویج کنید؟ با رسانه جدید؟ یا همان شبکه های محدود اجتماعی خودتان؟


من رسانه دارم؛ این گوشی هوشمند رسانه من
هست؛ فالوئرهای من در صفحه اینستاگرام فقط ۱۲۰k هست اما حیاتی موج سازی
پیام‌هاست. نمی خواهم از ارزش‌های آن کسانی که فالوئرهای میلیونی دارند، کم
کنم. ولی انتشار پست‌های من در فضای مجازی نوعاً چندصدهزار و برخی مواقع
به تعداد میلیون می‌رسد. این نشان می دهد که راه انتشار موضوع و پیام، امروز
نسبت به گذشته کاملا فرق کرده هست. 



به نظرم فضای
مجازی، امروز آمده تا انقلاب اسلامی را نجات بدهد؛ این حرف سنگینی هست. من
به عنوان عضو شورای عالی فضای مجازی که آسیب های این فضا را هم می دانم،
دارم این حرف را می زنم.






احساس می کنم که حرفم مخاطب دارد و به قولی
«نفوذ» دارد! خوبی فضای مجازی این هست که وقتی مطلبی را خودم با دقت می
نویسم، کسی نمی تواند آن را تحریف کند. در مصاحبه و سخنرانی بعضاً حرف شما
تحریف می شود. من جدی ترین صحبت ها را در فضای مجازی می زنم اما به حاشیه
نرفته هست چون نظراتم را دقیق نوشته ام.

به نظرم فضای مجازی، امروز آمده تا انقلاب
اسلامی را نجات بدهد؛ این حرف سنگینی هست؛ من به عنوان عضو شورای عالی فضای
مجازی که آسیب های این فضا را هم می دانم، دارم این حرف را می زنم. در
کلان موضوع وقتی نگاه می کنم، می بینم انقلاب اسلامی به توانمندی فضای
مجازی نیاز داشت تا مردم یک نفسی بکشند؛ یعنی یک سری حرف ها زده شود و از
انحصار عده ای دربیاید. شما خیال می کنید اصلاح طلبان در حوزه هایی، موافق
فضای مجازی اند؟ ابداً این ها(اصلاح طلبان) فضای لجام گسیخته ای که هر کسی
بیاید داخل آن و هر حرفی بزند و تاثیرگذار میباشد را «سم ژورنالیسم» و نگاه
های اصلاح طلبانه می دانند.


من کاری ندارم فضای مجازی به نفع چه کسی
پایان می شود اما اگر فضای مجازی نبود، بسیاری از حرف ها قابلیت انتشار
نداشت چون رسانه های حتمی ما قواعد خاص خودشان را دارند؛ اشکالی هم نمی شود
به آن گرفت. حتی رسانه های غیررسمی ما، هوای حزب و گروه و تشکیلات خودشان
را دارند. «اکبر گنجی» مقاله ای تحت عنوان «دین ستیزی و دین گریزی» در
روزنامه «جامعه» متعلق به عبدالله نوری نوشت؛ من خودم را کشتم! تا پاسخ
ایدئولوژیکی ام به جناب آقا گنجی در همین روزنامه منتشر شود. از جناب آقا سعید
حجاریان تا بسیاری دیگر از اصلاح طلبان را واسطه کردم اما حاضر نشدند پاسخ
من را چاپ کنند!



یک بار جناب آقا
روحانی به من اشکال گرفت و گفت جناب آقا ضرغامی! شما در ایام انتخابات، یک تیپ
خاصی از زنان را نشان می دهید، در ایام دیگر یک تیپ دیگر! من گفتم شما
کاملا درست می گویید اما می دانی دلیلش چیست؟ دلیلش این هست که سازمان
صداوسیما باید نسبت به حجاب الگو معرفی کند. ما نمی توانیم به طور مرتب «بد
لباسی» و «بد حجابی» نشان دهیم.





یک بار جناب آقا روحانی به من اشکال گرفت و گفت
جناب آقا ضرغامی! شما در ایام انتخابات، یک تیپ خاصی از زنان را نشان می دهید،
در ایام دیگر یک تیپ دیگر! من گفتم شما کاملا درست می گویید اما می دانی
دلیلش چیست؟ دلیلش این هست که سازمان صداوسیما باید نسبت به حجاب الگو
معرفی کند. ما نمی توانیم به طور مرتب «بد لباسی» و «بد حجابی» نشان دهیم.
جالب هست بعضی اوقات در برخی تصاویری که از حضور مردم در پای صندوق های
رای، به خصوص در استان ها به دست ما می رسید، بدحجابی بسیاری در تصویر ها
وجود داشت! یعنی وضعیت خانم ها زیاد بد بود؛ خب! ما این تصویر ها را پخش نمی
کردیم.

با جناب آقا «جهرمی» وزیر ارتباطات، مدام مشغول
صحبت و رایزنی هستیم؛ دارم به جناب آقا جهرمی کمک می کنم تا بتواند تعداد کار
بزرگ در این کشور انجام دهد. من می دانم یک مشکل جناب آقا جهرمی، قوه قضاییه
هست. جناب آقا جهرمی به من می گوید، اگر کسی در پیام رسان های خارجی مطلبی ولو
غیراخلاقی منتشر کند، کسی احضارش نمی کند اما اگر یک پیام رسان داخلی راه
بیفتد و چهارتا پیام داخلش جابه جا شود، آن فرد یا رسانه سریعا احضار و
مجرم شناخته می شوند. من می گویم شما درست می گویی؛ نگاه ما باید در فضای
مجازی کاملا متفاوت شود. «تلرانس» مطبوعات افزایش از صداوسیما هست؛ از طرف
دیگر این مطبوعات، به طور حزبی حرف می زنند؛ یعنی یک روزنامه اصلاح طلب،
نوعاً حاضر نیست، حرفی متفاوت از آنچه به طور معمول می گوید را مطرح کند.
صداوسیما هم چارچوب های ملی خود را دارد که به صورت حتم کاملا قابل دفاع هست.


در کنار این، تلرانس فضای مجازی زیاد باز
هست؛ یکی از دلایلی که من به تلویزیون نمی آیم این هست که من با سبکی صحبت
می کنم که اگر به تلویزیون نروم، بهتر هست؛ به صورت حتم آن ها(پلن سازان
تلویزیون) به من می گویند شما هر چه بگویی، برای ما خطر ندارد؛ چون شما
داری مطرح می کنی!


من می خواهم بگویم، می شود حرف خود را از
طریق فضای مجازی بیان کـــرد، بدون اینکه به صداوسیما نیاز میباشد. من به عنوان
یک فعال اجتماعی و فرهنگی می خواهم امتحان کنم آیا می شود ابداً به تلویزیون
کاری نداشت و حرف را از طریق فضای مجازی منتقل کـــرد و نفوذ داد.


یک روز جناب آقا جهرمی – ایشان قبل از اینکه
وزیر شود، در جلسات شورای عالی فضای مجازی به عنوان کارشناس و معاون وزیر
حضور پیدا می کـــرد – به من اظهار لطف کـــرد و گفت جناب آقا ضرغامی! فرق شما با
بقیه این هست که فضای مجازی را زیاد نیکو می شناسید و چون کارشناس هستید،
اگر حرفی هم بزنید، من ناراحت نمی شوم اما دیگران نمی دانند و فقط یک چیزی
می گویند و آدم می ماند چگونه به این ها توضیح بدهد.


گلوگاه ما در فضای مجازی، «تولید» هست. اگر
نتوانیم فرهنگ ایرانی و اسلامی مان را در فضای مجازی بریزیم، این فرهنگ غنی
دفن می شود؛ به همین صراحت! ما امروز در آستانه دفن فرهنگ مان قرار داریم.
من اخیرا در یک کارگاه آموزشی که در وزارت جهاد کشاورزی برگزار انجام گرفت، به
روحانیون گفتم که امروز وظیفه و نحوه تبلیغ شما نسبت به گذشته زیاد متفاوت
شده هست. امروز من تمرکزم را در فضای مجازی گذاشته ام؛ حالا این فعالیت
برای خود، موج سازی سیاسی و اجتماعی هم خواهد داشت ولی این فعالیت‌ها فعلاً
کاملاً فردی و متکی به فرد هست.



جناب آقا
ضرغامی! با توجه به اینکه ۱۰ سال بزرگ ترین رسانه کشور یعنی صداوسیما را
مدیریت کردید، امروز تصمیم ندارید که سایت یا روزنامه یا خبرگزاری تاسیس
کنید؟


نباید اینگونه صحبت کنم اما حالش را
ندارم(خنده) چون احساس می کنم بعضی حرف ها را خودم به تنهایی، می توانم
دقیق تر مطرح و بیان کنم. اگر بخواهم خبرگزاری راه بیاندازم، متداوم باید
پاسخگوی حرف های همکارانم باشم. الان فقط پاسخگوی خودم هستم.


فکر نمی کنید اگر از این فردگرایی فاصله بگیرید، می توانید تاثیرگذارتر باشید؟


فعلا به این نتیجه نرسیده ام.


یعنی همینطور می خواهید فردی و بدون کار جمعی جلو بروید؟


الان کار فردی پرنفوذتر هست. رسانه یعنی
شجاعت، ریسک و تشخیص درست زمان در انتشار مطلب. من اگر خودم تنها باشم، می
توانم این تعداد ویژگی را به خوبی با هم ممزوج کنم و حرف هایم پرنفوذتر شود
اما اگر بخواهم این اختیارات را به یک مجموعه ای بسپارم، نتیجه کار یا
مواضع محافظه کارانه می شود یا اگر بخواهد در جاهایی به معنای مثبت، کاملا
رادیکال و پرنفوذ شود، ممکن هست مبانی را ندانند و مطلب به طور نادرست
منتقل شود.   


آیا با چهره های اصلاح طلب، خاصه درباره مساله انتخابات یا کار سیاسی به خصوصی، دیداری داشته اید؟


خیر؛ بسیاری از دوستان من به لحاظ گرایش
سیاسی، اصلاح طلب اند. من بعضی اوقات شوخی می کنم، می گویم مردم چندان
«گول» بسیاری از دعواهای سیاسی را نخورند. بعضی از این ها زیاد با هم رفیق
اند. این ها وقتی با هم می نشینند و با هم چای می خورند، ابداً دعوای سیاسی
با هم ندارند. پشت پرده، بگو و بخند برخی مسئولین با هم فوق العاده‌ست.
به صورت حتم من اختلافات مبنایی برخی افراد با یکدیگر را نفی نمی کنم؛ آن سر جای
خود هست. من در فضای سیاسی، ابداًً با اصلاح طلبان بحث های انتخاباتی نداشته
ام و الان هم ندارم.


حتی پیشنهادی هم از سوی چهره های سیاسی برای تشکیل یک مجموعه یا نهاد به خصوص، به شما نشده هست؟


خیر؛ آدمی که مستقل هست و ماموریت خود را بر
مبنای بیان حقیقت گذاشته، کاهش در چارچوب های گروهی جای می گیرد. من در
روز ۱۷ فروردین سال گذشته، وقتی در «جمنا» سخنرانی کردم،
خودم می
دانستم این سخنرانی، سخنرانی نخواهد بود که بشود به خاطر آن رای بگیرم.
احساس کردم اصولگرایانی که در فضای جمنا آمده اند، اشکالات اساسی در روش
های تبلیغ شان دارند لذا یک سخنرانی انتقادی انجام دادم. برخی آمدند و
گفتند به خاطر این سخنرانی که انجام دادی، بسیاری به شما رای نمی دهند؛ من
هم گفتم رای ندهند اما بالاخره یک جا باید اشکالات دوستان مطرح شود؛ کجا
بهتر از تریبون جمنا.  



یکی از اشکالات ما این هست که «اپوزیسیون» می شویم!






من به خوبی، فرق میان «نگاه فردی» و «نگاه
سازمانی» را می دانم؛ من در مدیریت این ها را درس می دهم؛ برخی به من می
گویند، «دلیل وقتی خودت مدیر سازمان صداوسیما بودی، بعضی حرف ها را نمی
زدی؟» شماها از کجا می دانید این حرف ها را نمی زدم؟ مواضع من در جلسات
حتمی صداوسیما یا دیگر جلسات، مشخص هست اما وقتی مدیر یک سازمان می خواهد
صحبت کند،
باید مواضع سازمانی اش را اعلام کند نه مواضع شخصی و فردی خودش را. یکی از
اشکالات ما در کشور این هست که وقتی افراد مسئولیت می پذیرند، به جای
تبیین مواضع سازمانی، اپوزیسیون می شوند؛ این غلط هست. من الان مسئولیت
ندارم؛ در نتیجه می توانم مواضع شخصی ام را بیان کنم اما زمانی که مدیر
سازمان صداوسیما بودم نمی توانستم بخشی از آن ها را علنی کنم.  


یکی از دلایلی که باعث می شود به حضور در
تشکل های سیاسی علاقه ای نداشته باشم، این هست که چون ما بلوغ لازم پیدا
نکرده ایم، جریانات حزبی ما یا ناکارآمد می شوند یا اگر ناکارآمد

نشدند، برای خود اعضای آن حزب ناراحتی ایجاد می کند. در همین انتخابات
اخیر(ریاست جمهوری ۹۶) حزب موتلفه تصمیم گرفت به جمنا بپیوندد و بر اساس
نظر جمنا عمل کند اما آخر دیدیم جناب آقا میرسلیم به نمایندگی از این حزب وارد
انتخابات انجام گرفت. آخر هم نفهمیدیم چه انجام گرفت؟ به صورت حتم نیکو انجام گرفت که جناب آقا میرسلیم آمد؛ من
در جایی نوشتم که موتور جناب آقا میرسلیم «دیزلی» هست! دیر راه می افتد اما
وقتی راه می افتد، نیکو کار می کند.   



برای مناظره
های انتخابات سال ۹۲ با دو گروه مشورت کردم؛ یکی خود نامزدها بودند؛ با ۱۴
نفر از نامزدها که هنوز ثبت نام نکرده بودند اما معلوم بود که نامزد می
شوند، جلسه ای گذاشتم؛ همه آقایان در این جلسه حضور داشتند، از جناب آقا روحانی
و محسن رضایی گرفته تا حدادعادل و قالیباف. جناب آقا روحانی به شدت طرفدار
مناظره بود.






در انتخابات ۹۲، با توجه به سابقه مناظره ها
در سال ۸۸، یک نظر این بود که مناظره ها از تلویزیون پخش نشود تا جامعه
دچار التهاب نشود. من در این زمینه با دو گروه مشورت کردم؛ یکی خود نامزدها
بودند؛ با ۱۴ نفر از نامزدها که هنوز ثبت نام نکرده بودند اما معلوم بود
که نامزد می شوند، جلسه ای گذاشتم؛ همه آقایان در این جلسه حضور داشتند، از
جناب آقا روحانی و محسن رضایی گرفته تا حدادعادل و قالیباف. من در آن جلسه
برای آقایان تبیین کردم که شما احتمالا قصد حضور در انتخابات را دارید و
اگر به انتخابات ورود کردید، ما پلن هایی برای شما خواهیم داشت. از آنان
خواستم نظر مشورتی‌شان را هم درباره مناظره ها با من مطرح کنند.

نظر جناب آقا روحانی چه بود؟


جناب آقا روحانی به شدت طرفدار مناظره بود. به صورت حتم قول دادم که جزئیات این جلسه را جایی عنوان نکنم.


کسی هم بود که مخالف مناظره میباشد؟


یک نگاه مخالف همراه با شک و تردید هم وجود
داشت. در جلسه مشاوره با معاونین خودم سه ساعت پای تخته ایستادم و همه
نظرات، اعم از مضرات و فوائد مناظره را روی تخته نوشتم. با جمع بندی به عمل
آمده، تصمیم بر این انجام گرفت که مناظره حتما برگزار شود و اشکالات مطرح شده، حتی
المقدور در مناظره ها نباشد و برطرف شود.


با
توجه به اینکه در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶، یکی از گزینه های مدنظر جبهه
مردمی نیروهای انقلاب بودید، برای بهترشدن روند کاری «جبهه اصولگرایی» چه
پیشنهادی دارید؟


ایده‌ام این هست که جبهه مردمی نیروهای
انقلاب، قبل از اینکه بخواهد صرفا در مقاطع انتخاباتی فعال میباشد و یک سری
تصمیمات مکانیکی بگیرد که بسیاری را هم راضی نمی کند، وظیفه جبهه ای خود که
کادرسازی، نزدیکی تفکرات به یکدیگر و دادن خوراک فکری به اعضاست را انجام
دهد که متاسفانه در این حوزه کاری انجام نشده هست. یعنی پس از انتخابات،
شما یک بیانیه نمی بینید که درباره یک موضوع حیاتی سیاسی در کشور، جمنا به
هوادارانش، خط سیاسی داده میباشد.


مثلا در برهه ای، موضوع نظام پارلمانی مطرح
انجام گرفت؛ نیکو بود که جمنا هم نظرش را درباره این مساله بیان می کـــرد. اصلاح طلبان
موضع گرفتند که ما مخالف نظام پارلمانی هستیم؛ من خودم موافق نظام ریاستی
هستم چون ما احزاب قوی نداریم، در نتیجه لابی ها زیاد شده و الیگارشی شکل
گرفته، قدرتمندتر می شود و در نتیجه لابی‌گرها پیروز می شوند و در نهایت،
همین انتخابات مستقیمی که مایه نشاط مردم هست و می توانند مدیر جمهور را
خودشان، مستقیم انتخاب کنند را از دست می دهیم.   


آیا یک جریان سیاسی نباید نظرش را درباره
موضوع این چنینی بیان کند؟ لااقل ابعاد آن را تبیین کند؛ این ضعف جمناست.
قبل از انتخابات هم همین بود؛ من به برخی دوستان که قبل از انتخابات نزد من
می آمدند، می گفتم که باید برای انتخابات، به نیروهای انقلاب خوراک فکری
بدهید.


مردم باید بدانند نگاه جمنا به موضوعات
اقتصادی چگونه هست. اینکه جناب آقا قالیباف بگوید ما می خواهیم درآمد کشور را
دو برابر کنیم ولی جناب آقا توکلی هم مصاحبه کند و بگوید کسانی که وارد
انتخابات می شوند، لطفاً از یک کارشناس اقتصادی مشاوره بگیرند. هر دو متعلق
به یک جریان اند. من به دوستان می گفتم، مگر شما در یک جبهه نیستید؟ خب
بروید نگاه تان را در اقتصاد، سیاست و هنر یکی کنید. نه قبل از انتخابات
این اتفاق افتاد، نه پس از انتخابات.


شما ببینید سازمان مجاهدین انقلاب پس از
تحولاتی که در زمان مرحوم «آیت الله راستی کاشانی» داشت، آن جریان ۵ نفره
ای که سعید حجاریان می گفت در یک فولکس هم جای می گیرند؛ آمدند نشریه ای به
نام «عصر ما» راه انداختند و برای هواداران خود به طور مرتب خوراک فکری
تهیه می دادند.


جبهه مردمی در زمان انتخابات یک کانال
تلگرامی راه انداخت که تا ۴۰ هزار member داشت؛ اما الان به کاهش از ۱۴
هزارتا رسیده هست؛ بقیه هم حذف نکرده اند برای اینکه ببینند چه می شود. شما
فقط به این کانال نگاه کنید، من چیزی نمی گویم! ببینید خوراک فکری و حرفی
برای هواداران تبیین می شود؟ به همین دلیل می گویم که انتخابات، بلای جان
ماست. وقتی به انتخابات می رسیم، مجدد همه احساس تکلیف می کنند، مجدد
یک شورایی تشکیل می دهند، مجدد می گویند، این میباشد و آن نباشد! ابداً من
این سیستم را نمی پذیرم. شاید در بعضی موارد، چاره ای نباشد و با همین
سیستم باید کار کـــرد اما نگاه و تاثیرگذاری که من دارم، غیر از این مسیری
هست که دوستان می روند.


به جمنا مشورت می دهید؟ 


یک موقع هست می گویند یک شورایی داریم، شما
هم بیایید عضو این شورا شوید، من چنین کارهایی را نمی پذیرم چون کم کم
احساس می کنم، برای عده ای شکل این کارها حیاتی می شود. یک جایی به من می
گفتند، برای «اتاق فکر» به ما اتاق نداده اند! من هم گفتم، اتاق فکر که
نباید حتما اتاق میباشد! شما می توانید در یک راهرو هم صندلی بگذارید، همین
می شود اتاق فکر(با خنده). برخی واقعا دوست دارند در سوابق شان نوشته شود،
عضو گروه مشورتی فلان جبهه! اگر این رویکرد میباشد، من در جلسات شرکت نمی کنم
اما اگر چهار نفر درباره موضوعی از من مشورت بخواهند، حتما مشورت می دهم.


دوران ریاست شما بر سازمان صداوسیما، با هم با دوران ریاست جمهوری سه شخصیت بوده هست. نحوه تعامل تان با روسای جمهور چگونه بود؟  


من در زمان دولت اصلاحات، از مدیر جمهور تایم
خواستم تا درباره وضعیت سینما به ایشان گزارش بدهم. در دو جلسه، اشکالات
فراوان وزارت ارشاد، به خصوص در حوزه سینما را به خاتمی گفتم. مدیر جمهور
هم صحبت های خوبی را مطرح کـــرد اما تاکنون آن ها در جایی منعکس نکرده ام چون
فقط بین من و ایشان بود. جناب آقا خاتمی هم انصافا پیگیری می کـــرد. حالا شما
همین را با رفتار جناب آقا روحانی مقایسه کنید که وزرایش هم نمی توانند ایشان
را ببینند! اگر همین امروز، جناب آقا روحانی به من بگوید، می خواهم نظراتت را
درباره برخی موضوعات بدانم، قبول می کنم اما به نظرم بهتر هست به وزرایش
تایم بدهد؛ چون وزرا حرف های زیادی دارند.



با
توجه به اینکه جنابعالی عضو شورای عالی فضای مجازی هستید، در رابطه با این
شورا هم گفتگو کنیم. در جریان اغتشاشات دی ماه سال گذشته، پس از فیلتر
تلگرام، پیام رسان های داخلی توانستند با همه ضعف هایی که دارند، قابلیت
های خود را به نمایش بگذارند. در همین زمینه، عملکرد دولت در حمایت از پیام
رسان های بومی را چگونه می بینید؟

من درباره این موضوع در جلسه قبل شورای عالی فضای مجازی تایم گرفتم راجع به
همین موضوع بحث مهمی را تشریح کردم. چون محتوای چنین جلساتی محرمانه هست،
من به جزییات این جلسه اشاره نمی کنم. فقط این را می توانم بگویم که جناب آقا
فیروزآبادی دبیر شورای عالی فضای مجازی و مدیر مرکز ملی فضای مجازی، به
لحاظ فنی و تخصصی، انسان زیاد موجهی هست و باهمه
وجود، در پی تحقق سیاست های حتمی نظام درباره فضای مجازی هست. جناب آقا
جهرمی(وزیر ارتباطات) هم تلاش می کند که راه صحیحی را طی کند. من از
عملکرد هر دوی این عزیزان هشدار دارم. اما تعداد سال قبل، در یک مقطعی بی
توجهی انجام گرفت و یک پیام رسان خارجی(اشاره به تلگرام) حمایت و دوپینگ فنی و
سیاسی انجام گرفت. اگر این امکانات داده نمی انجام گرفت، یک پیام رسان خارجی نمی توانست
اینقدر گسترده شود.



اگر امکانات داده نمی انجام گرفت، «تلگرام» نمی توانست اینقدر گسترده شود.



می شود ظرف یک هفته، با پیگیری سرویس‌های یک
فرد در فضای مجازی اعم از سفارش غذا، سفارش تاکسی، جستجوکردن در سایت‌ها،
گرایش ها و علایق آن فرد را روی میز گذاشت و درباره آن فرد یا جامعه به جمع
بندی رسید. امروز دیگر مفهوم جاسوسی تغییر کرده هست. این دیگر جاسوسی نیست
چون همه چیز آشکار شده هست. وقتی Big Data (اطلاعات بزرگ) مردم و کشور در
اختیار دشمن و بیگانه قرار گرفت و توانست به طور مرتب آن ها را تحلیل کند،
دشمن دیگر به جاسوس نیازی نخواهد داشت. با وجود اینکه همه دوستان ما نگاه
امنیتی داشتند، به این مساله توجه نکردند و به نظر من کم توجهی انجام گرفت اما
امروز در پی این هستند که جبران کنند.


در شورای عالی فضای مجازی، یک قانون و آیین
نامه ای برای کمک به پیام رسان های داخلی وجود داشت که با همه اشکالاتی که
دارد، سر جمع نیکو هست. طی ۵ جلسه به این آیین نامه پرداختیم. این آیین نامه
مشخص کرده که دستگاه های مختلف باید چه کمک هایی به متقاضیان بکنند تا
پیام رسان های داخلی پا بگیرد اما به نظرم، همتی که لازم هست برای اینکه
اقدامی از جا کَنده شود، افزایش از آن چیزی که الان وجود دارد، باید وجود
داشته میباشد.


الان ۵ میلیارد تومان وام برای کمک به پیام
رسان های دخلی اختصاص پیدا کرده؛ به صورت حتم این وام برای خودش پروسه اداری
دارد؛ عده ای هم شاید به دلیل مشکلاتی که خودشان داشتند، نتوانستند این ۵
میلیارد را بگیرند. این ها server می خواهند، server بیکار در کشور، زیاد
داریم. یک کار قرارگاهی قوی می تواند همه server های بیکار و بلااستفاده را
جمع کند و در اختیار قرار دهد.


این کارها را قاعدتا دولت باید انجام دهد؟


وزارت ارتباطات می گوید، کار من ستادی و
سیاست گذاری هست، من کار صف نمی کنم. این کارها را باید اپراتورها و بخش
خصوصی انجام دهند. این حرف اجمالاً صحیح هست اما به عنوان وزیر ارتباطات که
می‌داند یک پیام رسان داخلی، چقدر برای حکمرانی حیاتی هست، باید دیگران را
هم راه بیاندازد. متاسفانه از ابتدا، ساختار وزارت ارتباطات ما برای مدیریت
فضای مجازی – که در نوع خود یک حاکمیت جدید هست – طراحی نشده هست.



اگر
من جای جناب آقا جهرمی بودم، کاری می کردم که پیام رسان های داخلی به ثمر
بنشیند؛ به گونه ای که مزیت نسبی‌شان به لحاظ سرعت، قیمت و کارکردهای مختلف
آنقدر نیکو میباشد که دیگر کسی سراغ پیام رسان های خارجی نرود.






ساختار بر اساس وصل کردن دوتا سیم به یکدیگر
هست! به صورت حتم جناب آقا جهرمی دارد کارهای خوبی انجام می دهد؛ این اقدامات را به
من هم نقل کرد هست. من هم به طور دائم به ایشان می گویم چه کاری از من برمی
آید؛ به من بگو تا انجام دهم. اگر من جای جناب آقا جهرمی بودم، کاری می کردم که
پیام رسان های داخلی به ثمر بنشیند؛ به گونه ای که مزیت نسبی‌شان به لحاظ
سرعت، قیمت و کارکردهای مختلف آنقدر نیکو میباشد که دیگر کسی سراغ پیام رسان
های خارجی نرود.

این ظرفیت را در کشورمان داریم؟


حتما داریم؛ خیلی افزایش از این ها هم داریم.
من اگر جای وزیر بودم، خود را مسئول این کار می دیدم که «تازیانه» بردارم و
قسمت هایی که ظرفیت دارند اما کم کاری می کنند برخورد می‌کردم تا این
موضوع به ثمر بنشیند. امروز جناب آقا وزیر ارتباطات باید خودش را در این جایگاه
ببیند ولو اینکه در شرح وظایف‌اش وجود نداشته میباشد.  


به جناب آقا جهرمی نقل کرد اید که برخورد کند؟


بله و به دیگران هم نقل کرد ام. به صورت حتم من که
جای جناب آقا وزیر نیستم. ایشان به مدیر جمهور پاسخگوست و اگر همان وظایفی که
برایش تعریف شده را انجام دهد، برای خودش کلی کار هست.


آیا تاکنون پیش آمده که جلسات شورای عالی فضای مجازی با حضور نایب مدیر برگزار شود؟  


تا الان که دارم با شما صحبت می کنم و از
زمانی که جناب آقا روحانی مدیر جمهور شده هست، نه  شورای عالی انقلاب فرهنگی و
شورای عالی فضای مجازی، هیچ‌گاه با ریاست نایب مدیر که جناب آقا «علی لاریجانی»
هست اداره نشده هست؛ ان شاالله می شود! طبق آیین نامه اگر مدیر نباشد،
نایب مدیر می تواند جلسات را اداره کند.


بنابراین اگر جناب آقا روحانی نباشد، جلسات به قوت خود تشکیل خواهد انجام گرفت؟


فعلاً که نشده هست ولی باید بشود.


جناب آقا ضرغامی ممنونم که وقتتون رو در اختیار ما قرار دادید.


خواهش می کنم.



مصاحبه با عزت اله ضرغامی

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما