• تاریخ : ۲۱ام مرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

آیه ها و آینه ها

خداوند در قرآن کریم فرموده هست که هیچ راهی برای تسلط کافرین بر مؤمنان قرار نداده هست. ما هم نباید اجازه دهیم که روابط مسلمین جهان، اعم از امامیه و عامه موجب دخالت، نفوذ و حتی تسلط کفار بر مسلمین گردد.

عقیق:آیه:

لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً  النساء/۱۴۱

خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده هست

آینه:

حکایت؛ مرحوم سید محمدحسن حسینی معروف به میرزای شیرازی از نجف به سامرا آمد تا حوزه علمیه‌ای تشکیل دهد. اهل سامرا که سنی بودند نسبت به شیعه‌ها شدیداً حساسیت داشتند و آن‌ها را اذیت می‌کردند. افراطی هایی از اهل تسنن  برای اینکه تشیع در آنجا صورت نگیرد، به مرحوم میرزا  اسائه ادب می‌کردند و هنگام عصر مرتب سنگ به در خانه ایشان می‌ریختند. در آن زمان دولت انگلستان یک نوع تسلطی داشت و کشتی خاص انگلیسی‌ها در بغداد لنگر انداخته بود. به آن‌ها رویداد رسید که مرجع تقلید شیعیان (میرزای شیرازی) موردتهاجم عده‌ای از اوباش اهل تسنن قرارگرفته‌اند، سفیر انگلیس با این کشتی به نزدیکی‌های سامرا حرکت کـــرد.  اهل سامرا می‌دانستند که هر تایم این کشتی حرکت کند حتماً امر مهمی اتفاق افتاده هست. این سفیر شخصی را خدمت میرزا فرستاد و خودش منتظر ماند. پایان بزرگان سامرا که سنی بودند فهمیدند که حرکت سفیر برای چیست. فهمیدند که می‌خواهند از میرزا اجازه تنبیه این مردم را بگیرد. همه اهل تسنن به خانه‌هایشان رفته و وحشت‌زده شده بودند، وقتی نماینده سفیر خدمت میرزا آمد و تعداد بار اجازه خواست که خود سفیر به سامرا بیاید، ایشان قبول نکردند، بعد نماینده به میرزا گفت منظور سفیر این هست که شما به ما اجازه دهید تا ما کسانی را که به خانه شما سنگ انداخته‌اند، تنبیه کنیم .مرحوم میرزا فرمود: این‌ها برادران ما هستند هرچند این‌ها به من سنگ بزنند باز برای من گواراتر از اجازه ملاقات به سفیر هست. ملاقات و روبرو شدن با سفیر شما با من زجرآورتر هست از آنچه من از این‌ها تحمل می‌کنم.

سفیر تعداد بار اصرار کـــرد ولی نتیجه‌ای نگرفت و ناامید برگشت، وقتی‌که اهل تسنن فهمیدند که میرزا این‌گونه پاسخ دادند چنان خوشحال شدند و تحت تأثیر قرار گرفتند که حتی عبای او را می‌بوسیدند و حتی بعضی از شیوخ دامن عبای نوه میرزا را می‌بوسیدند و می‌گفتند جد این به ما خدمت‌ها کرده هست.۱

پی نوشت:
۱٫ با اقتباس و ویراست از کتاب مردان علم در میدان عمل

منبع:حوزه

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما