• تاریخ : ۲۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷
  • موضوع : ایرانی

عقیق: حسن سلطانی از مجریان پیشکسوت صدا و سیماست
که کنار اجرای پلن‌های خبری در حوزه معارف و پلن‌های با موضوع معارف
هم فعالیت جدی دارد. وی که از سال ۵۸ وارد سازمان صدا و سیمای جمهوری
اسلامی ایران شده هست به‌واسطهٔ مجری‌گری در پلنٔ انتخابات ریاست‌جمهوری
از شهرت بیشتری برخوردار انجام گرفت و مخاطبان سالهای زیادی با پلن سحرگاهی او
ماه مبارک رمضان را آغاز می‌کردند. در رابطه با مشخصات پلن‌های معارفی و
معضلات و آسیبهای ساخت این‌گونه پلن‌ها با او به گفت‌وگو نشستیم.

برخی
پلن‌های رسانه ملی به‌سمت تخصصی شدن حرکت کرده‌هست و در حوزه معارف هم
تعداد محدودی پلن تخصصی وجود دارد اما برای ماه رمضان که لزوم پرداخت به
این پلن‌ها افزایش می‌شود پلن‌ریزی مناسبی را شاهد نیستیم. تنها تعداد
هفته یا یک ماه مانده به ماه مبارک رمضان برای ساخت پلن، تصمیم‌گیری
می‌شود. آسیبهای این‌گونه عمل کردن برای ساخت پلن چیست؟

ما
اگر بخواهیم در حوزه معارفی صحبت بکنیم باید ازینجا شروع بکنیم که انقلاب
ما و انقلاب اسلامی ما پایه شروعش و مبنای ابتدایی‌اش از مسجد، منبر و شهید
بوده هست و در واقع شعارهایی که از روزهای نخست انقلاب داده انجام گرفت به حوزه
معارف اختصاص داده می‌انجام گرفت. موضوع این شعارها جهاد، شهادت، مبارزه با ظلم و
مبارزه با جائر بود در نتیجه خونی که در شریان‌های انقلاب جاری می‌شود از
مباحث معارفی و معرفتی نشئت می‌گیرد، یعنی اگر امام در سال ۴۱ فریاد
می‌زند، اگر تبعید می‌شود، اگر پیروان امام مبارزه می‌کنند به زندان
می‌افتند و به‌شهادت می‌رسند بر مبنای همان باور دینی هست. این باور دینی
هست که سبب می‌شود در مقابل شکنجه‌ها، در مقابل سختی‌ها و در مقابل
ناملایمات خویشتن‌دار باشند و صبوری کنند، دلیل که به انّ اللّه مع الصابرین
معتقدند و با جانش، با مالش، با وقتش و با پایان وجودش در راه احیای
سنت‌های دین حنیف تلاش می‌کند و مبارزه می‌کند، تا وقتی که به پیروزی
انقلاب می‌رسد. وقتی شعارها را مرور می‌کنیم، می‌بینیم همه تبعیت از یک
مرجع تقلید و یک شخصیت برجسته دینی هست که می‌گوید ما چه شکست بخوریم و چه
شکست بدهیم پیروزیم.

پلن‌های معارفی باید به شبهه‌های نسل جوان و سایر اقشار جامعه پاسخ دهد

وقتی
دفاع مقدس اتفاق می‌افتد، آنهایی که رفتند می‌گویند ما چون رضای خدا در
این هست به جبهه رفتیم. با همین منش می‌بینیم وقتی ماه رمضان می‌شود مساجد
جمعیتشان افزایش می‌شود، ایام البیض می‌آید و بحث اعتکاف می‌شود می‌بینیم که
جوانهایی که به مسجد می‌روند و معتکف می‌شوند خیلی افزایش هستند و بعد
اعتکاف که پایان می‌شود می‌روی با آنها مصاحبه می‌کنی می‌بینی همشان بغض
دارند و گریه می‌کنند که ای‌وای چه‌زود پایان انجام گرفت یعنی دختر و پسر جوان این
سرزمین درونشان و جوهره درونی‌شان پاک هست و بی‌آلایش، ابداًً از فضایی که
فضای معنوی هست خوششان می‌آید اما چون ما بسترش را فراهم نمی‌کنیم یا زبان
گفتنش را بلد نیستیم یا هنر به‌وجودآوردنش را نداریم و در نتیجه او باید
تعلق خاطر داشته میباشد، وقتی شما فراهم نمی‌کنید او کم‌کم به موضوعات دیگری
منحرف می‌شود.

منظور
از پلن معارفی این نیست که فقط سر ظهر یا دم مغرب یا موقع اذان صبح پخش
شود. اما نیاز به پلن‌ریزی دقیقتر برای این پلن‌ها وجود دارد. در
حوزه معارفی بایستی تخصصی عمل کنیم و ایده‌پردازی داشته باشیم. باید مرکزی
وجود داشته میباشد تا پلن‌های معارفی را ساماندهی کنیم. پلن‌های معارفی
باید به شبهه‌های نسل جوان و سایر اقشار جامعه پاسخ دهد. یک پلن معارفی
موفق باید نیازهای امروز مخاطب را بشناسد و به‌فراخور زمان منعطف میباشد،
به‌عنوان مثال اگر پلن‌ای با مختصات دهه هفتاد ساخته می‌شود قابلیت پخش
برای دهه نود را ندارد. باید پلن‌ای برای مناسبتهای مذهبی داشت، وقتی
مناسبتها از یک سال قبل مشخص هست آیا نباید برای آن پلن‌ریزی داشت،
به‌عنوان مثال ما از حالا می‌دانیم که ۲۵ شوال ده سال فردا هم روز شهادت
امام صادق(ع) هست پس از حالا می‌شود برای پنج سال فردا پلن‌ریزی کـــرد،
این دیگر قابل دسترسی هست.

برخی مدیران حاضر نیستند از هیچ‌کس مشورت بگیرند

فقدان
این پلن‌ریزی‌ها به منبری‌ها، وعاظ، وزارت تعلیم و پرورش و وزارت علوم
برمی‌گردد، پایان این ارکان حکم چرخ‌دنده‌های یک سیستم را دارند و هر کدام
وظیفه خود را دارند تا سیستم را به مقصد نهایی خود برسانند. خدا رحمت کند
امام را می‌فرمود ید واحده باشیم، ید واحده یعنی راهتان و هدفتان را
بشناسید و موانعتان را بدانید چه هست و راه از بین بردن منافع را که هم
زودتر برسید هم خوبتر برسید و وقتی رسیدید آنجا دیگر آن‌قدر خسته نباشید که
نتوانید هیچ کاری انجام دهید. باید برای حوزه معارف پلن‌ریزی داشته
باشیم، در حال حاضر پلن‌های نمایشی و پلن‌های ترکیبی بازده بهتری
دارد و باید بر این پلن‌ها تمرکز کـــرد. رقبای ما در عرصه رسانه
خوش‌رنگ‌ولعاب ظاهر می‌شوند، دکور، نور، صدا، ابداًً برای ما موسیقی سفارش
می‌دهند. اما ما برای پلن‌های معارفی ساده‌ترین راه، کم‌هزینه‌ترین راه و
سریع‌ترین راه را انتخاب می‌کنیم که ابداًً منصفانه‌ نیست.

ما
وامدار شریعت هستیم ما وامدار مکتب و معارفی هستیم که پایه‌های اسلامی و
جمهوری اسلامی بر آن نهاده شده هست، اگر با آنها فاصله مان زیاد شود اگر
نسل جوان امروزمان آشنا نباشند معلوم نیست بیست سال فردا به کجا خواهیم
رفت بنیان های فکری و فرهنگی مردم این سرزمین را متولیان فرهنگی باید به آن
خوراک بدهند باید آن را آماده کنند و تقاضاهای آنها را پاسخ بدهند اگر آن
تقاضاها را نشناسند اگر چالشهای فراروی این حرکت فرهنگی را ندانند آیا قادر
خواهند بود که پلن ای بسازند که در خور میباشد حتما این طور نیست کسی می
تواند پلن ای بسازد که در خور این حوزه میباشد که دغدغه ها را بداند و بلد
راه میباشد اگر به هر دلیلی مسئول شده ولی بلد راه نیست بایستی مشاوران مجرب
بلده راه را در کنار دست خود داشته میباشد از آنها بپرسد و گوش دهد بعضی ها
وقتی در مصدری قرار می گیرند خودشان را همه چیز دان بلامنازع می دانند و
حاضر نیستند از هیچ کسی نه مشورتی بگیرند نه سخنی بشنوند نه به کار ببندند.
در نتیجه وقتی که چه زمانی به این فراست می افتد که کار خراب شده وقتی که
کار از دست در رفته و دیگر کاری نمی توان کـــرد.

در
حوزه معارف باید به این باور برسیم که یک حوزه تخصصی هست و باید از افرادی
استفاده کنیم که مجرب این حوزه باشند بحث های معارفی جای آزمون و خطا نیست
و با دین مردم سروکار دارد ما اجازه نداریم از کسانی استفاده کنیم که
تاثیرگذار نیستند اجازه نداریم مجال آزمون و خطا به افرادی بدهیم که روی
آنتن تست بشوند.

الان
نهادهایی متولی بحث معارف در کشور زیاد هستند از حوزه علمیه تا نهادهای
ادبی و فرهنگی، منتهی اختصاصا روی صدا و سیما اگر بخواهیم تمرکز کنیم صدا و
سیما گروه معارف دارد آیا گروه معارف صدا وسیما چنین رویه ای که باید
اتفاق بیفتد را پیش‌بینی نکرده و پلن ای برای آن ندارد یا دارد و اجرا
نمی شود در این بحث مشکل کجاست ؟

وقتی
می خواهید راجع به پلن‌های مختلف صحبت کنید مشکلات مختلفی دست به دست
هم می دهد تا باعث می شود که یک پلن ای موفق نباشد یا پاره ای اوقات
امکانات خاصی در اختیار یک گروه قرار می گیرد و همان امکانات خاص در گروه
دیگر قرار نمی گیرد در نتیجه آن گروه موفق تر نشان می دهد این گروه کاهش می
تواند موفق شود اما اگر ما به حوزه معارف می رسیم اتفاقا حوزه معارف آن
چینشی که دارد یعنی وقتی می خواهیم ببینیم که گروه معارف از کجا شروع کند و
به کجا برسد دبیرخانه شورای معارف دارد متشکل از همه مدیران گروه های
معارف هست گردهم آیی دارند تقویم مناسبت ها را دارند این که چه پلن ای
بروند کدام شبکه چه پلن ای برود و چقدر بگوید و چطور بگوید و آن دنبال
قایی که باید به آن برسند را چطور باید طی کنند این طور نیست که نباشد دبیر
خانه شورای معارف این پلن ریزی ها را می کند بعد به گروه های معارف
اعلام می کند و یک تقسیم کار می شود مثلا یک رخدادی مثل روز اربعین می
خواهد راه بیفتد همه شبکه ها درگیر می شوند همه گروه ها خود را سهیم این
واقعه عظیم می دانند ولی مسئولیت اصلی بر عهده گروه معارف هست و گروه معارف
می تواند بیشترین بهره را از این رخداد ببرد.

دبیر
خانه شورای معارف پلن ریزی ها را برای تهیه و تولید پلن‌های معارفی
می کند بعد به گروه های معارف اعلام می کند و یک تقسیم کار می شود

اما
چه کسی در این حوزه خوبتر کار می کند و هنرمندانه تر کار می کند برمی گردد
به هنرمندانی که به استخدام خودش گرفته یعنی اگر کسی یک کارگردان گرفته یک
مجری گرفته یک گزارشگر با نشاط و ماهر گرفته اما ممکن هست یک گزارشگر خیلی
خوبی میباشد اما گزارشگر خوبی برای حوزه اجتماعی هست و گزارشگر خوبی برای
حوزه معارفی نیست ما باید این را بدانیم مجری نیکو زیاد هست اما یک مجری نیکو
ممکن هست مجری خوبی برای پلن علمی میباشد اما مجری خوبی برای معارفی نیست
کما اینکه من هرگز مجری خوبی برای ورزش نیستم ابداً مجری ورزشی نیستم و کار
ورزشی بلد نیستم کما اینکه از یک مجری ورزشی هم توقع نداریم که بیاید در
حوزه معارفی اجرا کند و او هم چنین توقعی ندارد اما ما پاره ای از اوقات به
خودمان این اجازه را می دهیم که به خودمان بگوییم مگر می خواهد چه کار کند
چهارتا سوال هست می نویسیم و او هم از کارشناس می پرسد و بعد هم چندتا وله
و پلی بک و گزارش هم داریم و این می شود یک پلن در حالی که این نیست یک
پلن گفت و گو محور در همه شبکه های تلویزیونی دنیا و شبکه های رادیویی
دنیا ابداً ما رادیو داریم تاک شو هست ابداً اسمش رادیو گفت و گو هست خود ما
هم یک شبکه به این نام داریم یعنی اگر گفت و گو را هنرمندانه اداره کنید
آدمهایی که برای گفت و گو انتخاب می کنید آنها را دعوت کنی و آدمهای مجرب و
عالمی باشند کسی پلن دیگری را نگاه نمی کند.

مگر می‌شود پنجاه سال پس از رحلت پیامبر یک‌دفعه پسرش را سر ببرند

مثالی
بزنم ما پلن ای داشتیم به اسم مصباح در شبکه سه مهمان های پلن ما
جناب آقا رجبی دوانی بود جناب آقا دکتر قنبری بود جناب آقا حجت الااسلام طائب بود و ما
سیزده شب محرم را تاریخ کربلا را از قبل از بعثت شروع کردیم من خودم به
عنوان مجری نخستین سوالم این بود که مگر می شود پنجاه سال از رحلت پیامبر
گذشته یکدفعه پسر پیامبر در یک معرکه نبرد سرش را گوش تا گوش ببرند و کسی
هم ککش نگزد بعد اهل بیت پیامبر را هم به اسیری ببرند در نتیجه ما از قبل
از بعثت شروع کردیم که این اتفاقات کم کم روی هم جمع شده و شده عاشورا یعنی
اگر در روز نخست جلوی آن اتفاق را نگیری سرانجامش می شود عاشورا خدا شاهد
هست مردم به کرات تماس می گرفتند که اگر ممکن هست این مبحث تاریخی را در
هفته یک شب اختصاص بدهید یک ساعت بنشینید راجع به آن صحبت کنید این نشان می
داد که مردم پیگیری می کنند و در بعضی شب ها انقدر بحث شیرین می انجام گرفت که ما
وله ها را پخش نمی کردیم حالا برای این بحث ها آدمی را بیاور که دهنش گرم
نباشد و چهره اش چهره ای نباشد که مردم دوست دارند گفت با خدا دادگان ستیزه مکن که خدا داده را خدا داده
یک عده ای هستند که چهره شان آرام هست حرف هایشان دلنشین هست از اینها
استفاده کن دلیل کسی را می آوری که نه دهانش گرم هست نه دلنشین هست نه مخاطب
راضی هست حالا چون جناب آقا فلانی خوشش می آید دلیل از او استفاده می کنی.

همانطور که در مورد پلن عاشورا گفتید یک نوآوری اتفاق افتاده و
واقعه عاشورا از پنجاه سال پیش مورد واکاوی قرار گرفته هست، بحثم درباره
همین نوآوری هست که الان شکل اجرایی پلن‌های معارفی کم دارد و به تکرار
کشیده می شود
در شرایط فعلی که جهان تحت تأثیر فضای مجازی در هر لحظه دچار تغییر می‌شود
نمی‌توان  تاکید روی پلن هایی داشت که ساختار قدیمی دارند. پلن‌های
معارفی نیاز به یک ساختار تازه دارند تا مردم بتوانند با شبهات مواجه شده و
آنها را رفع کنند به عنوان مثال ما یک دعوای طلبگی در تلویزیون نمی‌بینیم
.

در
شبکه قران جناب آقا مهرداد خسروی مباحثی را که شبکه های معاند و شبکه های
تکفیری مثل کلمه مثل وصال مثل راه حق آن که اسمش وصال هست باعث تفرقه در
صفوف مسلمین می شود آن که راه حق اسم خودش را گذاشته راه ذلت و راه باطل و
جور هست آن که اسم خودش را کلمه گذاشته هر آنچه که می گوید جز اینکه به
دشمنان کمک کند و لطمه به صفوف مسلیمن بزند کار دیگری نمی کند اما این دوست
جناب آقا خسروی از کارشناسانی دعوت کرده بود مواردی که آنها می گفتند و بعد
عنوان می کردند و بعد عامه مخاطبان که تخصصاش در این حوزه به قاعده ای نیست
که عالمانه بیاید پاسخ دهد، پاسخ دهد. این وظیفه رسانه هست که آنها را رصد
کند و ببیند آنها چه جریانی را دنبال می کنند و شروع کنند به پاسخ دادن
مثلا می گوید شما که این همه از امام علی دفاع می کنید دلیل اسم امام علی در
قرآن نیامده این را یک آدم عادی و عامی این سوال را بشنود نمی گوید راست
می گوید شما باید قبل از اینکه به این راست می گوید برسد تو باید اینها را
بدانی و مطلع باشی نمی گویم مطلع نیستید مطلع هستید اما جرات ورود به این
عرصه نیاز به ریسک پذیری دارد این ریسک را باید بپذیری و دست اهلش بدهی
مثلا زمانی شما می گویید ما این تریلی هجده چرخ را می خواهیم از این مکان
ببریم برای قوچان ولی در راه دشت و جنگل و گردنه داریم برف می آید و خطر
سقوط هم هست اما کسی بلد هست که این جاده را تعداد بار رفته حالا که می خواهی
این ریسک را بپذیری باید کسی را پشت این فرمان نامرئی هدایت این پلن
بسپاری که بلد میباشد ما مهمانانی داریم وقتی دعوت می کنیم برای پلن می
گوید چه کسی می خواهد با من گفت و گو کند اگر بگوییم جناب آقا فلانی هست می
گوید نه نمی رسم و نمی توانم بیایم اگر بگوییم جناب آقا دیگری هست می‌گوید میباشد
حتما می آیم چون آن جناب آقا الف که می آید یکدفعه یک سوالی می پرسد که ابداً
این سوال به بحثی که من دارم ارتباطی ندارد او هم تخصص ندارد چون تخصصش در
این حوزه نیست اما کارشناسی که خودش می داند می گوید پیش کسی می آیم که
وقتی صحبت می کند نه تنها بحث من را منحرف نمی کند بلکه کمک می کند به جا
انداختن بحث من شما خیلی از کارشناسان زبده را به این دلیل از دست دادید و
از دست دادیم خیلی از مهمانها اگر نگوییم زیاد برخی از مهمانهای ما به خاطر
گله‌مندی از این موضوع در خیلی از پلن ها حاضر نمی شوند که بعد  برای
تو این سوال به وجود بیاید که تو این سوال را بپرسی و من این پاسخ را بدهم
معلوم هست که من هر چه به تو گفتم را توجه نکردی اگر توجه می کردی این سوال
را نمی پرسیدی در نتیجه بحث ابتر می ماند و مخاطب چیزی متوجه نمی شود ولی
ما باید انقدر شیرین این گفت و گو را ادامه بدهیم که مخاطب ما لحظه شماری
کند برای بخش دوم پلن که هفته فردا پخش می شود وقتی یک سریالی بازارش
گرم می شود مردم لحظه شماری می کنند که مثلا نقش نخست فیلم چه سرنوشتی پیدا
می کند این جذابیت را کارگردان گره های فیلم را آن موضوع و مطلب را آن فضا 
ولوکیشنی که برای گیم انتخاب کرده این جذابیت را به بیننده می دهد که او
پای تلویزیون بنشیند و پلن را نگاه می کند ما باید در پلن های گفت و
گو محور هم این جذابیت را بوجود بیاوریم.

لزوم جذابیت‌بخشی به پلن‌های گفت‌وگومحور

مثلا
برای فیلم نویسنده نیکو بازیکن نیکو کارگردان قابل داشته میباشد بتواند این
کار را درست از آب در بیاورد موسیقی خوبی داشته میباشد چندتا عنصر دست به دست
هم می دهند تا یک فیلم تله فیلم یک سریال بشود برجسته و برگزیده و مخاطب
آن را دوست داشته میباشد اما برای یک پلن گفت و گو محور پلن ای نیکو می
شود که آن دو تا فردی که نشستند با هم صحبت می کنند قابل باشند وقتی این
دوتا شیرین با هم صحبت کنند این دو تا تسلط بر موضوع داشته باشند بیننده از
رهاورد گفت وگوی اینها استفاده می کند ما الان در این اتاق سه نفر هستیم
اگر ما همین گفت و گو را جلوی پانصد نفر می گفتیم همین گفت و گو برای آنها
جذابیت داشت چون همین سوال ها برای آنها هم مطرح بود اما اگر باهم حرف های
عادی می زدیم بدون هیچ بالا و پایینی و بدون هیچ فراز و فرودی بدون اینکه
به هیچ موضوع چالشی اشاره کنیم جذابیتی برایشان نداشت گفت و گو یعنی اینکه
من مجری و یک کارشناس باهم صحبت کنیم و حرف هایمان انقدر دلنشین میباشد که
آنها بنشینند و لذت ببرند به دانسته هایشان افزوده شود و بعد از پایان
پلن احساس ضرر و زیان نکنند نگویند تایم ما به بطالت رفت و چیزی گیرمان
نیامد نگویند که خیلی حرف های سطحی می زد نگویند آن چیزی که می خواستیم در
این پلن نبود یک این میباشد و دو شما نگاه کنید ما یک پزشک عمومی را الان
شبکه سلامت وجه غالب اجرایش پزشک هستند و مسلط هستند تا آخر جلو می روند
خیلی تایم ها یک چیزهایی را مطرح می کند و می گوید اتفاقا نیکو اشاره کردی
حالا اگر من بروم آنجا من که تخصص ندارم در نتیجه آن توقعی هم از من ندارند
این تجربه و این تسلط این ویژگی را برای من بوجود می آورد که من بر موضوع
اشراف تکمیل داشته باشم و با اشراف و دست پر بروم سر پلن من به عنوان یک
مجری سی و چهار پنج ساله به شما عرض می کنم وقتی می روم سر پلن این طور
می روم سر پلن که به هر دلیلی مهمان پلن نتوانست به هر دلیلی در
پلن زنده شرکت کند نمی شود که دست خالی میباشد پس چکار باید کـــرد.

من برای یک پلن نیم‌ساعته حداقل ده ساعت تایم مطالعه می‌گذارم

من
روی موضوعی که می خواهیم راجع به آن گفت و گو کنیم من به اندازه دو برابر
آن موضوعی که می خواهیم صحبت کنیم من مطلب دارم وقتی به هر دلیلی مهمان
نتوانست بیاید من باید چکار کنم بروم حرف های سطحی و عادی بزنم من به عنوان
مجری موضوعی را که می خواهم صحبت کنم دو روز سه روز من برای یک پلن نیم
ساعته حداقل ده ساعت تایم مطالعه می گذارم من روی آنتن مهمان داشتم که
حواسش نبوده اشتباهی یک مطلبی را نقل کرد من آنجا گفتم که ببخشید من در جایی
دیدم که این طوری بوده  و از من هم تشکر کرده و نقل کرد من این مکان را اشتباه
کردم من اگر اشراف نداشتم چکار می کردم در پلن های ماه مبارک رمضان من
از فردای ماه مبارک تا آخر ماه شعبان سال فردا که می خواهد برسد در
صورتیکه هشدار ندارم که مجری ماه رمضان هستم مطالعه می کنم یادداشت می کنم و
فیش برداری می کنم و کنار همدیگر می گذارم بعد به من می گویند که تو که
هنوز نمی دانی می گویم که اگر بودم که مقدماتش را فراهم کردم اگر هم روزی
من نبود توفیق نداشتم کلی چیز گیرم آمده من بعضی مواقع از داشتن مطالب
متعدد دچار وسواس می شوم بعضی تایم ها از نداشتم دچار مشکل می شوی من بعضی
تایم ها انقدر که نوشتم و کنار هم گذاشتم دچار وسواس می شوم و همین موضوع
برای من مشکل درست می کند مثل اینکه ده تا بیت در ذهنتان دارید بعد می
خواهید یک شاهد مثال بیاورید به خودت می گویی این را بخوانم آن را بخوانم
اما کسی که بیت دارد همان یک بیت را می خواند اما من متداوم می گویم مجری و
گوینده باید دست پر برود سر پلن وقتی دست پر رفت سر پلن آن موقع می
گویند خدا پدرت را بیامرزد استفاده کردیم.

مانند
پلن شبکه چهار دکتر دینانی را می‌آورد که با جناب آقا لاریجانی می‌نشستند و
چیزی که شما می‌گویید دقیقاً در آن پلن محقق می‌انجام گرفت.

من
با بچه‌هایم، من دو تا پسر دارم یک دختر و هر سه هم ازدواج کردند، منزل ما
باشند پلن معرفت پخش بشود الزاما با هم می نشینیم نگاه می کنیم اما به
آنها گفتم که انصافا هر کجا بودید پلن خود را طوری تنظیم کنید که مثل
جناب آقا دینانی کم گیر می آید اینها مگر چکار می کنند مگر به جز گفت و گو هست
از هر کسی می پرسید می گوید لذت بخش هست برای اینکه هم جناب آقا دینانی و هم
جناب آقا لاریجانی هر دو این کاره هستند جناب آقا دینانی پروفسور هست فیلسوف هست
شاگرد آیت الله طباطبایی هست خب ایشان باید حرف بزنند و شما بهره ببرید در
پلن های دیگر هم همین کار را انجام بدهیم نه اینکه بیست دقیقه آنتن را
جمع کنیم و یک دقیقه حرف حساب در آن نباشد.

سردبیرم به من می‌گفت “حسن جناب آقا سلطانی، یک دقیقه آنتن برای ایران و ایرانی خیلی گران پایان می‌شود

این
کار ظلم هست اگر ما این وسواس را داریم علتش این هست که سال ۱۳۵۸ که آمدیم
تلویزیون سردبیری داشتیم من جوان بودم و بیست سالم بود یک سردبیری داشتیم
دست من را گرفت قدم می زدیم گفت که حسن جناب آقا سلطانی یک دقیقه آنتن برای
ایران و ایرانی خیلی گران پایان می شود گفت یک مثال برایت بزنم می دانی اگر
کسی بخواهد تبلیغ کالای خود را بکند چقدر باید بپردازد تا یک بار این تبلیغ
پخش بشود آن پول را از تو نگرفتند گفتند یک پولی به تو می دهیم شما نیم
ساعت پلن را اجرا کن یادت میباشد در محضر پروردگار مسئول هستی باید به
گونه ای این پلن را اجرا کنی که در قیامت از تو سوال کردند بگویی من این
پلن را اجرا کردم و فکر می کردم بهتر از این نمی شود، اما اگر باری به
هر جهت رفتی مسئول هستی مواخذه می شوی هم آنتن امانت هست هم تایم مردم امانت
هست وقتی تایم مردم را می گیری در قبالش چه چیزی به مردم می دهی آیا آن
چیزی هست که از آن دفاع کنی آیا چیزی هست که این طرف آن طرف بگویی
الحمدالله رب العالمین من دیشب توفیق داشتم راجع به این موضوعات صحبت کنم
پلن ای موفق هست که وقتی که پایان انجام گرفت از شما می پرسند که جناب آقا فلانی شما
پلن دیشب را دیدید جناب آقا فلانی چه گفت اگر این بود معلوم هست که من موفق
بودم اما اگر این را نگفت بگوید که نیکو حرف می زد ولی نمی دانم چه می گفت
معلوم میشود که آسمان ریسمان کرده و مسجع یکسری چیزها نقل کرد اما تو نمی
توانی بیان کنی.

گفت با زبان
قومتان نقل کرد بگویید پیامبر اگر می خواست به زبان فرانسه برای عرب ها نقل کرد
بگوید مردم می گفتند ما ابداً نمی فهمیم که تو چه می گویی اما ساده پر مغز
کوتاه و گویا باید از این عنصرها بهره ببریم اگر از این عنصرها بهره بردیم
که مشخص هست و پلن ما پاسخ می دهد اگر از این عنصرها بهره نبردیم پلن
ما به درد نمی خورد برای خودمان ساختیم.

منبع:تسنیم

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما