• تاریخ : ۸ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

در محضر استاد انصاریان

مترجم و مفسر قرآن گفت: درباره خداوند در قرآن دوهزار آیه داریم و کاری که این آیات کرده‌اند، این هست که خدایان قلابیِ و ساختگی که یا به‌صورت بت یا طاغوت زنده هستند را دفع کرده و فرموده اندمعبود حق، خالق عالم هست و مابقی معبودها باطل هستند.

عقیق:با هم با فرارسیدن ماه محرم، ماه غم و انده شهادت جانسوز امام حسین(ع) و ۷۲ تن از یاران باوفای ایشان، حجت‌الاسلام استاد حسین انصاریان، محقق، مفسر و پژوهشگر قرآنی به بیان سخنانی در این خصوص پرداخته هست.
مشروح این سخنرانی که  (چهارشنبه ۵ مهرماه) در حسینیه حضرت ابوالفضل(ع) برگزار شده هست را در ادامه می خوانیم:
زیارت وارث یک آینه هست که پایان کمالات و ارزش‌های وجود مبارک ابی‌عبدالله‌الحسین(ع) را نشان می‌دهد؛ به صورت حتم یک‌نفر باید تخصصی از روی این آینه پرده بردارد که بتوان جمال عقلی و روحی و فکری و اخلاقی و عملی ابی‌عبدالله را دید. من حدود هفت‌سال و فقط با کمک خدا با لطف او، عبارت «السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللهِ، السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِیِّ اللهِ» را توضیح داده‌ام. زیاد از هفتاد جلسه شده هست و از خداوند امید دارم تا به من توفیق بدهد که بقیهٔ این زیارت را هم برای شما عاشقان و مؤمنان تا هر وقتی که بشود و در هر جلسه‌ای که بشود، بگویم. به‌نظرم با اتمام توضیح زیارت، پنج جلد کتاب پانصد صفحه‌ای بشود.

در رابطهٔ با «یَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ»، آیات قرآن را دربارهٔ کمالات آدم، که آیات زیاد فوق‌العاده‌ای هست، بررسی کرده‌ و آن کمالات را از وجود مبارک ابی‌عبدالله بیان کرده‌ام که برای مردم روشن شود ارث‌بری حضرت از آدم به چه کیفیت بوده هست. نوح را هم همین‌طور، هم آیات و هم روایات مربوط به نوح را کاملاً دیده‌ و بررسی کرده‌ام و کمالات این نخستین پیغمبر اولواالعزم را از روح پاک ابی‌عبدالله توضیح داده‌ام.

حدود سه‌سال هست که در جملهٔ «یَا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ» معطل هستم و پایان نشده هست. به سه آیهٔ پایانیِ سورهٔ نحل دربارهٔ ابراهیم رسیده‌ام که پروردگار عالم خیلی روشن، کمالات ابراهیم و نتیجهٔ کمالات را بیان کرده هست. متن این سه آیه را خوانده‌ام، اما به توضیح کاملش نرسیده‌ام و امشب هم نمی‌خواهم آن سه آیه را بخوانم، بلکه امشب می‌خواهم یک مطلبی را از قرآن مجید برای شما بگویم که کلاً پروردگار عالم، مردم تاریخ را به دو بخش تقسیم کرده هست.

به صورت حتم ما عناوین مختلفی را در این دو بخش می‌بینیم که به ظرفیت‌ها و مقدار ارزش‌ها و کمالات مربوط هست، ولی مجموعاً جامعهٔ انسانی، از زمان آدم تا حالا دو بخش بوده هست: یک بخش بندهٔ واقعی خدا بوده‌اند که تعداد نفرات این بخش کم هستند و این کم‌بودنشان را هم قرآن بیان می‌کند. برای نمونه، یک آیه‌اش: «اعْمَلُوا آلَ دَاوُدَ شُکراً»، این از آیات زیاد حیاتی قرآن هست که خدا این مطلب را در زمان انبیای بنی‌اسرائیل خطاب کرده، ولی بعداً در قرآن نقل کرده که من به آل ‌داود یعنی سلیمان و فرزندان و نوه‌ها و نتیجه‌ها خطاب کردم که اگر اهل شکر هستید، یعنی این مجموع نعمت‌های مادّی و معنوی را که به شما عنایت کرده‌ام.
نعمتْ «مِن الله» هست و کس دیگری به ما نعمت نداده هست. ما در رَحِم مادر نُه‌ماه از نطفه‌مان تا وقتی جنین تکمیل شدیم نعمت‌خور بوده‌ایم. نطفهٔ ‌ما هم غذاخور بوده هست، یعنی در حدّ ظرفیت خودش می‌خورده و اگر نمی‌خورده، به علقه و مضغه تبدیل نمی‌انجام گرفت، به اسکلت تبدیل نمی‌انجام گرفت، گوشت بر روی اسکلت روییده نمی‌انجام گرفت، سر و دست و شکم و امعا و احشا درست نمی‌انجام گرفت؛ اینها از طریق خوردن به وجود آمده‌اند.
خب این نعمت را در آن تاریک‌خانه (قبل از اینکه دانشمندان اروپا پی ببرند که جنین در پشت سه‌تا تاریکی قرار دارد، قرآن مجید نقل کرد «فی ظلمات ثلاث» و اسم می‌برد) و پشت آن سه تاریکی، چه‌کسی روزیِ جنین را می‌داده هست؟ ابداًً آن‌وقتی که ما آنجا بودیم، چه‌کسی به ما روزی می‌داده هست؟ پدرمان که به ما دسترسی نداشته و ما پشت سه‌تا تاریکی بوده‌ایم، مادرمان هم برای روزی دادن به ما دسترسی نداشته هست. معلوم نیست چندمیلیارد چرخ در این عالم می‌گشت که بعد از گشتن چندمیلیارد چرخ و برخاستن بخار آب از دریا و تشکیل ابر و برف و باران و رود و چشمه و قنات و دانه‌های نباتی و کاشته‌شدن و درآمدن و علف‌های بیابان و خوردن حیوانات حلال گوشت، این مجموعه به‌وجود بیاید. پدر ما به قصابی و بقالی برود و بخرد و بیاورد، آتشی میباشد که اینها را بپزد، دندانی میباشد که خرد کند، مری میباشد که پایین ببرد، معده‌ای میباشد که هضم بکند و بعد نطفه‌ای در صُلب پدر و رحم مادر درست شود، ما چندساعت پیش پدرمان باشیم و بعد به رحم انتقال پیدا بکنیم؛ سپس از طریق کانال وجود مادر و با گرفتن از این چندمیلیارد چرخ، رزق مربوط به ما در جفت ما بریزد و از جفت به نافمان لوله‌کشی بشود، آنجا لوله و جفت به‌طور اتوماتیکی به‌اندازهٔ لازم به ما غذا بدهند. غیر از خدا که کسی این کار را نکرده هست؛ حالا کاری ندارد، اگر کسی غیر از خدا این کار را کرده، آدرس او را بدهید! چه‌کسی بوده هست؟
شناخت پروردگار با پنج‌دقیقه میسّر هست. می‌گویید خدا نبوده، خب خدا نبوده، پس چه‌کسی بوده هست؟ چه شعوری در پایان عالم هستی کار می‌کرده که غذای لازم را تأمین بکند تا مادر ما بخورد؟ چه شعوری در بدن مادر ما کار می‌کرده که یک مقدار از غذا را پس انداز بکند؟ چه شعوری کار می‌کرده که شیرهٔ آن غذا را در جفت بریزد؟ چه شعوری کار می‌کرده که این جفت را به ناف و به بدن لوله‌کشی کند؟ چه شعوری کار می‌کرده که به‌اندازه‌ای غذا بدهد که ما آنجا خفه نشویم؟ چه‌کسی بوده هست؟ خدا نبوده، خب چه‌کسی بوده هست؟ اسم آن را بگویید! پیدا‌کردن خدا که کاری ندارد!
خیلی جالب هست که قرآن مجید ابداًً برای وجود خدا دلیل نیاورده هست. ما دربارهٔ خدا در قرآن دوهزار آیه داریم و کاری که این آیات کرده‌اند، خدایان قلابیِ ساختگی را که یا به‌صورت بت یا طاغوت زنده هستند، اینها را دفع کرده و نقل کرد معبود حق، خالق عالم هست و بقیهٔ معبودها باطل هستند؛ اما شما یک دلیل در قرآن بر وجود خدا پیدا نمی‌کنید. به قول ابی‌عبدالله، مگر خدا یک موجود گم شده هست که یک دلیلی بر سر راه ما بیاید و بگوید آدمیزاد! من دارم خدا را به تو نشان می‌دهم.
ابی‌عبدالله در دعای عرفه به خدا عرض می‌کند: «عمیت عین لا تراک»، کور بشود آن چشمی که تو را نمی‌بیند، تو که همه‌جا پیدا هستی. دو، سه‌ تا خط شعر از دوتا عالم ویژهٔ برجسته برای شما بخوانم: یکی‌، فیلسوف بزرگ و حکیم، حاج‌ملاهادی سبزواری هست که برای قرن سیزدهم هست؛ یکی هم مرحوم مهدی الهی قمشه‌ای، استاد خودم بوده که واقعاً آیت‌الله بود، ولی هیچ‌جا هم اسم او به‌عنوان آیت‌الله نیست، اما آیتی بود!
حاج‌ملاهادی می‌گوید:
 یار در این انجمنْ یوسفِ سیمینْ بدن/ آینه خانه جهان او به همه روبه‌روست
می‌گوید: پایان هستی یک آینه هست، تو چشمت را باز کن تا ببینی؛ وقتی چشم‌هایت را بسته‌ای، خب همه‌اش تاریکی می‌بینی! چشم دلت را که ببندی، خدا را نمی‌بینی، نبوت را نمی‌بینی، معاد را نمی‌بینی، انسانیت را نمی‌بینی، ارزش‌ها را نمی‌بینی. خب ده‌دقیقه چشمت را باز کن و ببین در این عالم چه خبرهای عظیمی وجود دارد؟ در این عالم هستی چه رویداد هست؟
یار در این انجمنْ ، یعنی در این جهان، یوسفِ سیمینْ بدن/ آینه خانه جهان او به همه روبه‌روست
این توضیح یک آیه قرآن هست: «فَأَینَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اَللّٰهِ» (البقرة، ۱۱۵)، به هر طرفی که رو کنید، به خدا رو کرده‌اید.
بس که هست از همه‌سو وز همه رو راه به تو/ به تو برگردد اگر راهروی برگردد
امیرمؤمنان این را در دعای کمیل به یک سبک دیگر می‌گویند: « وَ لا یُمْکِنُ الْفِرارُ مِنْ حُکُومَتِکَ»، ابداًً نمی‌شود از حوزهٔ تو فرار کـــرد و هر جا بروم، به‌طرف توست! برگردم، باز هم به‌طرف توست! «فَأَینَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اَللّهِ»، واقعاً همین هست.
شورش عشق تو در هیچ سَری نیست که نیست. «یعنی ای خدا! مردم یادشان رفته و فراموشت کرده‌اند، اما تا جایی از آنها درد می‌گیرد، یاد تو می‌کنند. بیست‌سال هست که حرف تو را نزده هست، اما تا می‌خواهند بچه‌شان را عمل بکنند، یک برآمدگی روی پایش درآمده، مدام این‌ور آن‌ور می‌دود و می‌گوید: ای خدا! ای خدا! نذر می‌کنم بچه‌ام را به من برگردان، بچه‌ام را نیکو کن؛ خدا در وجود همه هست، خودش می‌گوید: «وَفِی أَنْفُسِکُمْ ۚ أَفَلَا تُبْصِرُونَ»، من ابداًً پیش شما هستم، نمی‌بینید؟ چطور نمی‌بینید؟! من که کرهٔ زمین را خلق کرده‌ام، اگر یک اشاره کنم تا کل پنج قاره یک تکان نُه ریشتری به خودشان بدهند، یکی از شما باقی نمی‌ماند. در این پیشامدها می‌خواهید چه‌کار بکنید؟ با چه ابزاری می‌خواهید جلوی خطر را بگیرید؟
آب مگر کشاورزی را آباد نمی‌کند؟ آب مگر زراعت را آباد نمی‌کند؟ آب مگر باغ به‌وجود نمی‌آورد؟ آب مگر با ریختن بارانش هوا را طراوت نمی‌دهد؟ آب مگر قنات‌ها را پر نمی‌کند؟ مگر چاه‌ها را پر نمی‌کند؟ مگر چشمه‌ها را راه نمی‌اندازد؟ مگر تشنگی را برطرف نمی‌کند؟ مگر به پختن غذاهای ما کمک نمی‌دهد؟ آب مگر ساختمان را برای ما نمی‌سازد؟ مگر این کارها را نمی‌کند؟
همین آب را یک‌دفعه در سواحل اندونزی، همین آب به این پرمنفعتی را دستور داد و به یک سونامی تبدیل انجام گرفت و تا بالای پایان هتل‌های سی‌،چهل طبقهٔ لب اندونزی را سونامی رفت، با خودش مسافرها را به وسط دریا برد؛ اینکه همان آب بود! این کار را با اشارهٔ چه‌کسی کـــرد؟ مگر در همین یک‌ماه پیش، همین سونامی به سواحل آمریکا حمله نکرد؟ مگر برق دومیلیون را نابود نکرد؟ مگر این مدیر‌جمهور دیوانه نگفت نمی‌توانیم کاری بکنیم؟ کاری نمی‌توانند بکنند، برده و نابود کرده، خراب کرده هست! تا بخواهند آنجا را به شکل نخست برگردانند، یک‌دانه سونامی دیگر می‌فرستد.
مگر سه-چهارتا استان ژاپن را به زیر نبرد؟ مگر کشتی‌ها را پایین نبرد؟ مگر پایان ماشین‌ها را نخورد؟ مگر پایان ساختمان‌ها را نبرد؟ مگر برق هسته‌ای‌شان را لطمه نزد؟ این آب که همین آبی هست که می‌خوریم و می‌گوییم چه لذتی داشت؛ این آب همان آبی هست که اگر یک شب در خانه‌مان نباشد، غذا نداریم، طهارت هم نمی‌توانیم بگیریم، کهنهٔ بچه‌مان را هم نمی‌توانیم بشوییم؛ این همان آب هست، پس چه می‌شود که این‌جوری می‌شود؟ کسی در پشت این پرده دارد کار می‌کند یا نمی‌کند؟ اگر کسی در پشت این پرده کار نمی‌کند، عِلماً باید همه‌چیز میلیاردهاسال یک‌نواخت میباشد؛ چون یک‌نواختی بدون کسی قطعی هست، اما کسی هست که این یک‌نواختی‌ها را کاملاً به‌هم می‌زند.
خب معلوم می‌شود که عالَم صاحب دارد! خب ما از رحم مادر درآمدیم؛ نه می‌توانستند قاشق در دهان ما بگذارند، نه گوشت‌کوبیده به ما بدهند، نه آش رشته به ما بدهند و اگر یکبار غذای خودشان را به ما می‌دادند، به امید خدا می‌مُردیم و تا حالا نبودیم؛ اما پروردگار بدن مادر را به‌گونه‌ای قرار داد که سینه‌اش بعد از رحمش، کارخانهٔ شیرسازی دارد و شیر می‌سازد؛ اگر یک‌دانه بچه میباشد، اندازهٔ سیرشدن یک بچه شیر درست می‌کند؛ اگر دوقلو باشند، به‌اندازه دوقلو شیر می‌سازد؛ اگر سه‌قلو باشند، به‌اندازهٔ سه‌قلو شیر می‌سازد؛ چون بچه که دندان ندارد، گلوی او که خیلی ریز هست و اعصاب و زبانش زیاد ضعیف هست، غذای او باید یک مادهٔ روانِ نرم میباشد که هرچه ویتامین در گوشت و صیفی‌جات و سبزی‌جات هست، در آن شیر میباشد.
شیرسازی بدن مادرانمان را فعلاً نمی‌دانم، اما شیرسازی بدن حیوانات را می‌دانم که قرآن صریحاً بیان کرده هست. امروز گاو دارد کل مملکت را شیر می‌دهد، بچه‌های خودش هم شیر می‌دهد، نوزاد خودش هم شیر می‌دهد. گوسفند، بز، شتر، الاغ و گاومیش و دیگر حیوانات هم همین‌طور؛ اگر عالم خدا ندارد، چه‌کسی دارد این شیرسازی را انجام می‌دهد؟ قرآن می‌گوید: «مِنْ بَینِ فَرْثٍ وَ دَمٍ» ﴿النحل، ۶۶﴾، سِرگین در معدهٔ حیوانات را که زرد هست و وقتی که دستشویی می‌کنند، بوی گَند می‌دهد؛ سِرگین داخل معده را با شیر غلیظِ پررنگِ از رنگ قرمز از داخل سرگین و خون قاتی می‌کنم، «لَبَناً خٰالِصاً سٰائِغاً لِلشّٰارِبِینَ»﴿النحل، ۶۶﴾ و شیر سپیدِ خوش‌گوارِ قابل‌خوردن بیرون می‌آورم. خب الآن مراکزی در پایان دنیا هست که گوسفند می‌کُشند، گاو می‌کُشند و پایان سرگین‌هایشان را هم بیرون می‌ریزند، خونشان را هم در یک جوی می‌ریزند، حال اگر می‌توانند، بیایند و همه را جمع کنند تا شیر درست کنند! اگر می‌توانستند که تا حالا درست می‌کردند و ادعای خدایی هم می‌کردند و می‌گفتند ما هم از سرگین و خون، شیر درست کرده‌ایم! این‌همه هم کارخانه، این‌همه هم استاد دانشگاه، این‌همه هم عالم و دانشگاه! سلاخ‌خانه‌ها از سرگین، شکمبه و خون پر هست، دلیل شیر درست نمی‌کنند؟
وقتی ادیسون به وجود خدا و کارگردانی برای این جهان، اعتراف می کند
یک‌نفر نامه‌ای به ادیسون نوشت. صدتا اختراع به‌نام ادیسون ثبت هست. ادیسون خیلی هم آدم کندذهنی بود، خیلی کندذهن بود! یک دفعه برق قطار را دست او داده بودند که نظام بدهد، اشتباه کـــرد! لوکوموتیوران وقتی حرکت قطار آهسته انجام گرفت، آمد و زیر بغل ادیسون را گرفت و بلند کـــرد، از پنجرهٔ قطار در بیابان پرت کـــرد و گفت: برو گم‌شو احمق! قطار هم رفت، اما ناامید نشد، نشست و خواند، تجربه کـــرد، آزمایش کـــرد و فکرش را به‌کار انداخت، صدتا اختراع به نامش ثبت انجام گرفت.
کسی برای ادیسون نوشت که حالا با این علمت، با این دانش، با این صد‌تا اختراع، خدا را قبول داری؟ آیا واقعاً عالَم خدا دارد؟ گفت از این بپرسیم، بالاخره اگر این گفت عالَم خدا ندارد، ما هم بی‌خدا بشویم، چون این خیلی می‌فهمد. این نامه را خواند(من نامه‌اش را دارم) و خندید، پاسخ نوشت: یکبار داشتم در کارگاهم کار می‌کردم و یک چرخی داشت در دستگاهم می‌گشت که انگشت شَستم گیر کـــرد و در جا ناخنم را کَند، بدحال شدم. همه ریختند و پانسمان کردند، دوا گذاشتند. دوماهی گذشت، مدام عوض کردند، تمیز کردند، بَدَل کردند و بعد دیگر گفتند به پانسمان نیازی نیست، باز که کردند، دیدم یک ناخن نو عین ناخن زمان تولدم و عین ناخن قبلی درآمده که کَنده انجام گرفت. نشستم و حساب کردم کلّ کارخانه‌های شرق و غرب عالم را به هم ببندیم که یک ناخن درست کند که به بدن وصل شود و از بدن انرژی بگیرد که مدام بالا بیاید و ما با ناخن‌گیر بگیریم و صافش بکنیم، نمی‌توانند یک ناخن بسازند. صد درصد برایم روشن هست که عالَم کارگردان دارد که اگر نداشت، چطوری مجدد این ناخن من درآمد؟ چطور درآمد؟ خدا که قابل‌دیدن هست و با چشمِ جان همه‌جا از آثارش پیداست.
شورش عشق تو در هیچ سَری نیست که نیست/ مَنظر روی تو زیبِ نظری نیست که نیست
نیست یک مرغ دلی کَش نفکندی به قفس/ تیرِ بیدادِ تو پَر تا به پَری نیست که نیست
چشم ما دیدهٔ خفاش بُوَد، ور نه تو را/ جلوهٔ حُسن به دیوار و دری نیست که نیست
گوشِ اسرار شِنو نیست، وگرنه اسرار/ بَرَش از عالم معنا خبری نیست که نیست
چه شده که خدا را یادمان رفته هست؟ چه‌کسی می‌گوید ما خدا را یادمان رفته هست؟ خب از مال مردم‌خوری، از عرق‌خوری، از بی‌حجابی، از روابط نامشروع، از دوست پسر و دختر و این روابط ربا، ظلم، بداخلاقی‌ها، همه علامت این هست که یادمان رفته هست؛ اگر ما وجود مقدس او یادمان میباشد، خب در حدّ خودمان مثل ابی‌عبدالله زندگی می‌کنیم.
ما به‌شدت دچار غفلت هستیم و خیلی هم بیماری خطرناکی هست؛ اینکه اصل کاری را آدم یادش برود و مشغول امور فرعیِ باطل‌شدنی بشود. به همهٔ اینهایی که دارند می‌دَوند و گیر می‌آورند، باید به آنها گفت: بیچاره‌ها! توانگری نه به مال هست، نه به خانوم، نه به بچه، نه به ساختمان، نه به ویلا، نه به ماشین گران‌قیمت، نه به صندلی مجلس، نه به صندلی وزارت، همهٔ اینها «تا لب گور هست بعد از آن اعمال». آخر هیچ‌چیزی از اینها را نمی‌گذارند که ما ببریم! ما ببریم هم، به درد نمی‌خورد! حالا خانوم و بچه‌مان هم به محضر ببریم و از آنها امضا بگیریم که اگر ما مُردیم، یک قالیچهٔ یک ذرع‌ونیمی را در کف قبر ما پهن کنید؛ خب آن خاک می‌شود و به درد ما نمی‌خورد! بعد هم وصیت بکنیم، گوش نمی‌دهند و عمل نمی‌کنند که حالا فرش بیندازند یا بگوییم که یک شعلهٔ برق از بهشت زهرا بگیرید که قبر ما متداوم روشن میباشد و تاریک نباشد. اینهایی که مردم برای آن گریبان پاره می‌کنند و برای به‌دست‌آوردنش می‌دَوند، به آنجا قابل‌انتقال نیست. امام زین‌العابدین(ع) در دعای ابوحمزه می‌گویند: «اَبْکی لِخُروُجی مِنْ قَبْری عُرْیاناً»، گریه‌ام در این سحر ماه رمضان، این هست که در قیامت باید لُخت مادرزاد وارد محشر بشوم! مشغولیت‌های اضافی، ما را از اصلِ کاری دور انداخته، غافل‌ کرده و از یاد برده‌ایم.
در خدمت به خلق، کاری به دینداربودن یا نبودن افراد نداشته باشیم
به آیه برگردم: آل‌داود! اگر می‌خواهید نعمت‌های من را شکر کنید، شکر من چیست؟ اینکه دو دست چلوکباب خیلی خیلی حسابی بخوری و دوتا نوشابه هم روی آن بریزی، بعد هم آرام روی تختت بیایی و لم بدهی، تختت را هم با آن زیرانداز و رواندازت از فرانسه آورده‌ای و همین‌جوری که لم داده‌ای، بگویی الهی شکر! ابداًً ما چنین شکری در اسلام نداریم و این مَن‌درآوردی و ساختگی هست. آل‌داود! اگر بخواهید شکر نعمت‌های من را به‌جا بیاورید، به حرف‌هایم گوش بدهید و عمل بکنید. شکر عمل هست! نماز شکر هست، حالا من دانه‌دانه نشمارم و کلی بگویم، عبادت حقْ نصف شکر هست و یادتان میباشد همه‌اش نیست. عبادت حق و خدمت به خلق، این پایان شکر هست. این جملهٔ عبادت حق و خدمت به خلق یادتان بماند! خدا به بنده‌هایش نظر دارد، هیچ‌کسی را از خدمت خودتان محروم نکنید.
امام صادق(ع) از مکه برمی‌گشتند، هوا خیلی گرم بود، روی مَرکب بودند، کسی در نزدیکی‌های دروازهٔ مدینه افتاده بود و داشت جان می‌کَند، امام دید تا پیاده شود و بالای سرش برود، مرده هست! به یک‌نفر که پیاده بود، فرمودند: آب داری؟ گفت: بله یابن‌رسول‌الله. فرمودند: سریع برو و در دهانش بریز که دارد از تشنگی می‌میرد. گفت: آقا من این را می‌شناسم، مسیحی هست! فرمودند: برو آب بریز، من به دینش چه‌کار دارم؟ دلیل یاوه می‌گویی؟ یک جاندار دارد می‌میرد، برو به او آب بده! خدمت به خلقْ کاری به دین او ندارد که چون ارمنی هست، او را وِل کن! یهودی هست، رهایش کن! زرتشتی هست، رهایش کن! به گرفتار برسید.

خیلی پیش من آمده‌اند! همین پارسال در یک شهری منبر می‌رفتم، منطقه معروفی هست و نمی‌خواهم اسم ببرم. یک تاجری(تاجر بازار آن منطقه) که۷-۸ سال هست در آنجا منبر می‌روم، هر شب پای منبر می‌آمده هست، گفت: آقا یک همکار دارم که یهودی هست و خیلی هم در دینش سفت هست. دیروز به من نقل کرد این آقایی که در این منطقه منبر می‌رود، او را در تلویزیون دیده‌ام و دوستش دارم، می‌توانم او را ببینم؟ گفتم: به او سلام برسان و از قول من دعوتش کن و او را فردا شب پای منبر بیاور. آورد، خیلی هم من به او محبت کردم. روی منبر هم گاهی نگاهش می‌کردم، دیدم دارم روضه می‌خوانم، او هم دارد گریه می‌کند. حالا چه‌کار داری دنبال او را بگیری؟ این گریه و این آمدن بالاخره بیدارش می‌کند، تو خدمت بکن و به دین او کاری نداشته باش؛ نه مسجد نیاور، نجس هست! حرام هست! کجا نجس هست؟ کجا حرام هست؟ پیغمبر ما با پایان ادیان در مسجد ملاقات داشتند، امام صادق با بی‌دین‌ها در مسجدالحرام ملاقات داشتند، این خدمت هست! محبت به مردم خدمت هست، محبت به پدر و مادر خدمت هست، محبت به همسایه خدمت هست.
روزی یکی از شاگردان نیکو ابوسعید ابوالخیر برای درس به نیشابور آمد، درس که پایان انجام گرفت، گفت: استاد، فلانی را می‌شناسی؟ گفت: آری. گفت: بدجوری غیبت تو را می‌کـــرد. گفت: عجب! حالا دلیل آمدی و به من گفتی؟ ابداًً برای چه آمدی و به من گفتی؟ خب دلش تنگ شده بود و از این لذت می‌برد که از من غیبت بکند، بگذار یکی هم با غیبت از من خوش میباشد! حالا تو غیبت را شنیده‌ای؟ گفت: من شنیده‌ام. در جیبش دست کـــرد و یک پول خوبی به او داد و گفت: بیرون مدرسه برو و یک کادوی خیلی نیکوِ قیمتی بخر، بردار بیاور؛ رفت(آن‌زمان هر‌چه بود) و یک کادوی زیبایی آورد.
ابوسعید گفت: بردار و به درِ خانهٔ آن‌کسی ببر که غیبت من را می‌کـــرد و بگو بالاخره زحمت کشیدی پشت سر من حرف زدی! خود زبان به‌کارانداختن زحمت دارد و حیف هست که من مزد تو را ندهم و فراموشت بکنم. این کادوی ناقابل را به‌خاطر اینکه زحمت غیبت من را کشیدی، از من قبول کن! او هم کادو را قبول کـــرد و پیش ابوسعید آمد و گفت: دوتا در سر من بزن! گفت: من اجازه ندارم در سر تو بزنم. گفت: دوتا فحش بده تا دلم خنک بشود. گفت: من اجازهٔ فحش‌دادن ندارم، ما دوتا برادر هستیم؛ حالا عشقت کشید که از ما غیبت بکنی، خب کردی و پایان انجام گرفت. ما هم نمی‌خواهیم تو در قیامت گیرِ ما باشی! ما از تو راضی هستیم.
خدمت یک حالت گسترده دارد. عبادت حق، خدمت به خلق، شکر هست. درست؟ من به آن نقطه‌ای رسیدم که می‌خواستم برسم. امام مثل حضرت سیدالشهدا اعظمِ نعمت خدا به ماست، درست هست؟ اگر بخواهد شکر این نعمت به‌جا آورده شود، باید چه‌کار کـــرد که در فردای قیامت، پیغمبر، امیرالمؤمنین، صدیقهٔ کبری، امام مجتبی، جلوی ما را نگیرند و بگویند تو نسبت به حسین ما ناشکر بوده‌ای؟ آدرس جهنم هم نامعلوم نیست، بگیر و برو! ابداًً چه‌کار کنیم که این بلا سر ما نیاید؟ نعمت وجود ابی‌عبدالله را باید شکر بکنیم، شکرش به چیست؟ به همان هست که خودش راهنمایی کرده هست: در همهٔ زندگی‌تان در حدّ خودتان به من اقتدا کنید. امام حسین نگفته که عبادت حق و خدمت به خلق را در حدّ من داشته باشید، قرآن مجید هم می‌گوید که در حد خودتان اقتدا کنید: «لاٰ یکلِّفُ اَللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ وسع‌ها»﴿البقرة، ۲۸۶﴾.
خیلی عاقلانه هست که ما به وجود مقدسی اقتدا بکنیم که جامع پایان کمالات انبیاست و این بهترین شکر در برابر بهترین نعمت الهی هست.

منبع:فارس

  • تاریخ : ۸ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

درس اخلاق استاد انصاریان در ماه محرم

خدا از این منظومه‌ها در قرآن به صورت «رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ» یاد می‌کند که نشان می‌دهد در جهان میلیاردها مشرق و مغرب وجود دارد، در حالی که اگر مشرقین بود- یعنی دو تا شرق بود- استفاده می‌کـــرد.

عقیق:شیخ حسین انصاریان استاد اخلاق منطقه پایتخت در ششمین شب محرم در حسینیه هدایت با اشاره به وجود میلیون‌های منظومه شمسی در عالم ماده گفت: طبق تحقیقات و نوشته‌ها میلیون‌ها منظومه شمسی در عالم ماده وجوددارد که هر کدام دارای قمر و نجوم هستند، بخشی از آیات قرآن کریم این مسأله را مطرح کردند.

وی افزود: خداوند از این منظومه‌ها در قرآن به صورت «رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ» یاد می‌کند که نشان می‌دهد در جهان میلیاردها مشرق و مغرب وجود دارد، در حالی که اگر مشرقین بود-دو تا شرق بود- استفاده می‌کـــرد، در حالی که عبارت مَشَارِقِ یعنی بالای سه عدد تا بی‌نهایت را شامل می‌شود.

استاد انصاریان با بیان اینکه پروردگار علم در عالم معنا از خورشید، قمر و ستارگان نام برده هست، خاطرنشان کـــرد: این منظومه شمسی معنوی تکیه‌گاه کل خلقت هست که آثار این منظومه شمسی معنوی پایان‌ناپذیر هست.
وی ادامه داد: در حالی که منظومه شمسی ماده طبق نظر قرآن پایان‌پذیر هست «إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ؛ وَإِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ» اما آن منظومه دیگر نه تنها نابود نمی‌شود بلکه در حال ازیاد نور هست.
استاد اخلاق منطقه پایتخت با بیان اینکه منظومه شمسی معنوی امکان بروز و ظهور در عالم ماده را ندارد، ابراز داشت: این دنیا ظرفیت جا دادن چنین منظومه‌ای را ندارد و اگر قرار به انجام این کار میباشد، باید پرده‌ها کنار برود.
وی افزود: در سوره احزاب از خورشید این منظومه شمسی معنوی نام برده می‌شود «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِیرًا؛ وَدَاعِیًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِیرًا» که این تعبیر فقط مختص خاص پیغمبر(ص)  هست.
استاد انصاریان با طرح این سؤال که ارتباط این سراج با منبع نور بی‌نهایت چه سنخیتی دارد و چگونه این نور در وجود او در حال تبدیل هست، بیان داشت: منبع تولید نور در وجود پیامبر(ص)، نور بی‌نهایت الهی هست.
وی ادامه داد: قمر این منظومه طبق تأویل آیات سوره آل عمران «وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ» شخص امیرالمؤمنین(ع) هست.

منبع:فارس

مطالب مرتبط

  • تاریخ : ۸ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

مراسم عزاداری شب هشتم محرم در هیئت رزمندگان پایتخت با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین حیدری کاشانی ومداحی حاج سید محمد قاضوی و حاج ابوذر بیوکافی برگزار انجام گرفت.

عقیق:در ادامه تصویر ها این مراسم را ببینید:

  • تاریخ : ۸ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

زیارت ائمه اطهار(ع) آثار و برکات بسیاری دارد که قرب به خدا، الگوگیری، شفاعت، اعلام موضع و اعلام برائت از حیاتی‌ترین آثار آن هست.

عقیق:حجت‌الاسلام «محسن قرائتی» استاد تفسیر قرآن کریم زیاد از ۳۰ سال هست به تدریس معارف قرآن و اهل‌بیت(ع) می‌پردازد و سال‌ها هست که پنج‌شنبه‌ها در پلن درس‌هایی از قرآن میهمان خانه‌های ایرانیان هست.
با توجه به تأکید مقام معظم رهبری مبنی بر توجه به انس عمومی با قرآن و توجه به مفاهیم الهی،در سال جدید گزیده‌ای از تفسیر قرآن حجت‌الاسلام قرائتی در سال‌های گذشته را در اختیار علاقه‌مندان قرار می‌دهد.
در ادامه بخشی از تفسیر قرآن حجت‌الاسلام قرائتی در پلن درس‌هایی از قرآن با موضوع «امام حسین (ع)، تفسیر زیارت عاشورا» که در ۲۵ شهریورماه سال ۱۳۷۶ ایراد شده هست، تقدیم می‌شود.
– شهید به فرموده قرآن زنده هست. «السَّلَامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَى أَوْلادِ الحُسَین وَ أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ‏ْالسَّلَام». (البلدالأمین، ص‏۲۷۱)
– قرب به خدا از آثار زیارت هست؛ «وَ بِزِیَارَتِکُمْ إِلَى اللَّهِ مُتَقَرِّباً».(بحارالأنوار، ج‏۹۷، ص‏۲۲۱) زیارات ما باید برای نزدیک شدن به خدا میباشد. احترام ولی خدا احترام به خدا هست. اطاعت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اطاعت از خداست: «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» نساء/۸۰، «وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ» حشر/۷ هر چه پیغمبر(صلی الله علیه و آله) فرموده گوش بده.
– الگوگیری یکی دیگر از آثار زیارت هست؛ «أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ»(کافی، ج‏۴، ص‏۵۷۴) حسین جان ۳۰ تا تیر رها انجام گرفت اما نمازت را نخست تایم خواندی! یعنی ما هم باید مثل او باشیم.
– از برکات زیارت، شفاعت هست. حدیث داریم که پیغمبر(صلی الله علیه و آله)، فرمودند: هر کس در مدینه مرا زیارت کند قطعا از او شفاعت می‌کنم. داریم که: هر کس زیارت امام رضا علیه السلام برود، حضرت در لحظه جان دادن در بالین او حاضر می‌شود.
– اعلام موضع و اعلام برائت از دیگر آثار زیارت هست. آدم باید بداند جزء کدام دسته هست. باید اعلام موضع کـــرد. «إِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ»(البلدالأمین، ص‏۲۶۹) من هرچه را شما قبول دارید همان را قبول دارم. با هر که شما با او خوبید من هم نیکو هستم. با هر که شما با او بدید من هم بد هستم. «بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَیْکُمْ بِمُوَالَاتِکُمْ وَ مُوَالَاةِ وَلِیِّکُمْ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِکُمْ وَ النَّاصِبِینَ لَکُمُ الْحَرْبَ»(البلدالأمین، ص‏۲۶۹) مرگ بر آنها که علیه شما جنگ به پا کردند و شما را به شهادت رسانیدند. من از آنها بیزار و متنفرم.
– «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ ابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیِّینَ»(البلدالأمین، ص‏۲۶۹). می‌دانید نخستین کسی که سلام می‌کند، کیست؟ ! خود خدا نخست سلام می‌کند. زیارت نامه خدا: «سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمینَ» صافات/۷۹، «سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ» صافات/۱۲۰، «سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهیمَ» صافات/۱۰۹، «وَ السَّلامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَ یَوْمَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا» مریم/۳۳٫ نخستین کسی که به اولیای خدا سلام می‌کند، خود خداست.
– قرآن به گروهی لعنت کرده. من فقط آیات را می‌خوانم و ترجمه نمی‌کنم: «فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْکافِرینَ» بقره/۸۹، «أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمینَ» هود/۱۸، «وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ» رعد/۲۵، کسانی که حق را کتمان می‌کنند، قرآن می‌فرماید: «أُولئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ» بقره/۱۵۹٫ افرادی که عقاید باطل دارند و می‌گویند: «وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا» مائده/۶۴ قرآن می‌فرماید: «لُعِنُوا».
– کسانی که فریب می‌دهند، به یهودی‌ها خداوند فرمود که: شنبه ماهی نگیرید. شنبه حوض درست کردند، و روز شنبه ماهی‌ها را از راه دریا به داخل حوض ریختند و یکشنبه آنها را جمع کردند. و گفتند: ما شنبه ماهی نگرفتیم. قرآن می‌فرماید: «لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ» نساء/۴۷٫ پیمان شکن‌ها مورد لعنت خدا هستند. کسانی که پیغمبر(صلی الله علیه و آله) را اذیت می‌کردند مورد لعنت خدا هستند: «إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً» احزاب/۵۷ پس لعنت در قرآن هست. مثلا داریم: «وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَکُمْ» محمد/۲۲، «أُولئِکَ الَّذینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ» نساء/۵۲ کسانی که قطع رحم کنند مورد لعنت خدا هستند. انسان‌های لجباز را خدا لعنت می‌کند. شایعه پراکنان، پیروی‌کنندگان از طاغوت مورد لعنت خدا هستند.
– در زیارت عاشورا می‌خوانیم: «فلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ»(البلدالأمین، ص‏۲۶۹) لعنت بر آن پیشتازان. دو پیشتاز در قرآن داریم. یکی پیشتازان در حق: «وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ» واقعه/۱۱-۱۰٫ اما پیشتازان در باطل: «فلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ» لعنت خدا بر کسی که ریشه ظلم را به وجود آورد.
منبع:فارس

  • تاریخ : ۸ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

رزمندگان بسیاری در سال‌های در جبهه‌های جنگ حاضر شدند؛ اما تنها رزمنده‌ای که امام(ره) بر پیشانی‌اش بوسه زد چه کسی بود؟

عقیق:شهید صیاد شیرازی در خاطره‌ای رابطه ارادتمندانه میان رزمندگان و امام
را اینگونه نقل می کند: بعد از پیروزی در عملیات والفجر ۲ (عملیات ناحیه
حاج عمران) به محضر امام رسیدیم. تعدادی از رزمندگان اسلام که در عملیات
شرکت داشتند، افتخار دیدار با امام را در حسینیه جماران پیدا کردند. آنها
دسته دسته وارد حسینیه می شدند و هر بار لحظاتی مداحی می انجام گرفت سپس بچه ها بعد
از دیدار با امام جایشان را به دیگران می دادند. مابین این دیدارها یکی از
رزمندگان پاک و مخلص بسیجی به نام مرتضی جاویدی که بعدها در زمره پاسداران
کادر حتمی قرار گرفت از طرف فرماندهی محترم کل سپاه و اینجانب به عنوان
اسوه رزمندگان به محضر امام معرفی انجام گرفت.

این چهره دلاور که از خطه فارس
(روستایی نزدیک فسا) بود در این عملیات در سمت فرماندهی یکی از گردان های
تیپ ۳۳ المهدی حماسه آفرینی می کـــرد و حدود یک هفته در حالی که در محاصره
تنگ دشمن قرار داشتند راه حاج عمران به تنگه دربند را قطع کرده و زمینه
پیروزی رزمندگان اسلام را فراهم کرده بود.

بعد از معرفی جاویدی (که
بعدها به فیض شهادت رسید) سر و صورت و پیشانی و دست امام را بوسید و آرام
کنار فرمانده اش قرار گرفت. در این لحظه صحنه جالبی رخ داد و آن این بود که
امام بزرگوار با آن قامت بلند و مبارکشان خم شده و به پیشانی آن بسیجی
دلاور بوسه زدند. از دیدن این منظره عشق و علاقه عمیق امام را به فرزندان
بسیجی خود دریافتم.

منبع:تسنیم

  • تاریخ : ۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

من حبیبم و پدرم مظاهر هست؛ یکه‌سوار عرصه نبرد و جنگ فروزان…

عقیق:حبیب بن مظاهر اسدی از اصحاب حضرت علی(ع)
بود که سابقه حضور در جنگهای جمل، صفین و نهروان را نیز داشت. وی حافظ کل
قرآن مجید بود و در بسیاری از علوم از جمله فقه، تفسیر، قرائت، حدیث،
ادبیات، جدل و مناظره تبحر داشت.

حبیب از
جمله کسانی بود که برای امام حسین(ع) نامه نوشت و ایشان را به کوفه دعوت
کـــرد و هنگامی که مسلم بن عقیل به کوفه وارد انجام گرفت، در منزل مختار به حمایت از
او پرداخت. حبیب پس از خیانت کوفیان  به طور مخفیانه از کوفه خارج انجام گرفت و در
کربلا خود را به امام رساند. وی در ظهر عاشورا و در سن ۷۵ سالگی پس از
نبردی دلاورانه به شهادت رسید. سر حبیب در کنار سر حضرت عباس(ع) و حضرت
علی‌اکبر(ع) در آرامگاه باب‌الصغیر در سوریه بخاک سپرده انجام گرفت و بدن او را
نزدیک مزار امام حسین(ع) دفن کرده‌اند و هم‌اکنون نیز ضریح حبیب بن
مظاهر داخل حرم امام حسین(ع) قرار دارد.

حبیب در میدان چنین رجز خواند:


اقْسِمُ لَوْ کُنَّا لَکُمْ أَعْدادا      أَوْ شَطْرَکُمْ وَلَّیْتُمْ الأَکْتادا
یا شَرِّ قَوْمٍ حَسَباً وَآدا      وَشَرَّهُمْ قَدْعُلِمُوا أَنْدادا
وَیا أَشَدَّ مَعْشَرٍ عِنادا

به
خدا سوگند اگر ما به شمار شما یا نیمی از شما بودیم گروه گروه فراری
می‌شدید ای بدترین مردم از نظر نسب و ریشه و نیرو! دانسته انجام گرفت که از
لحاظ پستی و دنائت، همه مانند هم هستید.
و ای گروهی که از پایان مردم عناد و دشمنی‌تان افزایش و شدیدتر هست.

این رجز را نیز به او نسبت داده‌اند:

أَنَا حَبیبٌ وَأبی‌ مُظَّهَرْ     فارِسُ هَیْجاءٍ وَلَیْثُ قَسْوَرْ
وَفی‌ یَمینی‌ صارِمٌ مُذَکَّرْ     وَفیکُمُ نارُ الجَحیمِ تُسْعَر
أَنْتُمُ أَعَدُّ عُدُّةً وَأَکْثَرْ     وَنَحْنُ فی‌ کُلِّ الأُمورِ أَجْدَر
وَأَنتُمُ عِنْدَ الوَفاءِ أَغْدَر     لَنَحْنُ أَزْکی مِنْکُمُ وَأَطْهَرْ
وَنَحْنُ أَوْفی مِنْکُمُ وَأَصْبَرْ     وَنَحْنُ أَعْلی حُجَّةً وَأَظْهَرْ
حَقّاً وَأَتْقی مِنْکُمُ وَأعْذَرْ     المَوْتُ عِنْدی‌ عَسَلُ وَسُکَّرْ
مِنَ البَقاءِ بَیْنَکُم یا خُسَّر     أَضْرِبُکُم وَلا أَخافُ المَحْذَرْ
عَنِ الحُسَیْنِ ذِی الفِخارِ الأَطْهَرْ    أنْصُرُ خَیْرِ الناسِ حینَ یُذْکَرْ

من حبیبم و پدرم مظاهر هست؛ یکه‌سوار عرصه نبرد و جنگ فروزان
در دستم شمشیری برنده هست که در میان شما آتش، شعله‌ور می‌سازد
شما مجهزتر هستید و فزون‌تر ولی ما در پایان کارها از شما سزاوارتریم
شما هنگام وفا نمودن -به عهد خود- عهدشکنی می‌کنید ولی ما از شما پاک و پاکیزه‌تر هستیم
ما از شما با وفاتر و بردبارتر هستیم با دلیلی برتر و آشکارتر
ما بر حق هستیم و نزد خدا معذور، مرگ نزد من همانند شهد و عسل هست
به جای ماندن میان شما، ای زیان‌کاران، ضربتی دشوار بر شما فرود آورم و از چیزی هراس ندارم
حسین را یاری می‌کنم، آن‌که دارای فخر بوده و پاکیزه می‌میباشد همان که از او به عنوان بهترین مردم یاد می‌شود.

منبع:تسنیم

  • تاریخ : ۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : آگهی

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید هوروش باند لیلی بی عشق

سوپرایز آپ موزیک برای شما کاربران ♫ ترانه بسیار زیبای لیلی بی عشق از هوروش بند ♫ با متن و دو کیفیت

شعر و آهنگسازی : مهدی دارابی / تنظيم ، ميكس و مسترينگ : مسعود جهانی

Download New Song By : Hoorosh Band – Leyli Bi Eshgh With Text And Direct Links In Upmusic

بزودی….

Capture 14 دانلود آهنگ جدید هوروش باند لیلی بی عشق

متن آهنگ لیلی بی عشق هوروش باند

♪♪♫♫♪♪♯

دوستان و همراهان عزيز هوروش بند

موزيك جديدمون روز ١٩ مهر برابر با ١١ اكتبر با عنوان ” ليلي بي عشق ” منتشر خواهد شد ، ♫
با ترانه و آهنگسازي مهدي دارابي كه قبلا قطعات ” آخر منو به باد داد از هوروش بند و ماه عسل از محمد عليزاده ، قطعه رفت از مسعود صادقلو ، و قطعه تو كه نيستي پيشم با صداي آرش و مسيح رو آهنگسازي كرده و تنظيم ، ميكس و مسترينگ ؛ مسعود جهاني ♫
كساني كه در كنسرتها حضور داشتن قطعا اين قطعه رو شنيدن ، البته تنظيم اين قطعه با تنظيم كنسرت تفاوتهاي زيادي خواهد داشت ، ♫
پ ، ن ؛ به احترام ايام سوگواري امام حسين ( ع ) بعد از دهه دوم محرم منتشر خواهد شد ♫

♪♪♫♫♪♪♯

هوروش باند لیلی بی عشق

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید هوروش باند لیلی بی عشق

  • تاریخ : ۷ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

مدیر فضای مجازی ستاد اقامه نماز به مناسبت هفته دفاع مقدس و ایام عزاداری امام حسین(ع) یادداشتی نوشت.

عقیق:مسعود دریس، مدیر فضای مجازی ستاد اقامه نماز کشور
این روز ها یادآور حماسه‌آفرینی دلیر مردانی از خاک و میهن اسلامی ماست که با الهام از قیام حسینی بر علیه طاغوت زمان خود برخاستند و با مجاهدت‌های خالصانه خود فصل زرینی از تاریخ پر افتخار این مرز و بوم را شکل دادند.
آن روز پایان استکبار جهانی برای خاموش کردن شعله انقلاب اسلامی و متوقف کردن این حماسه بزرگ کمر همت بسته بود و با تجاوز به خاک و حریم  وطن  عزیزمان وارد میدان نبرد شده بود و در آن زمان بودند دلیرمردان مجاهدی که با پایان وجود در مقابل پایان موجودیت شیاطین جن وانس، مردانه ایستادند و مبارزه کردند و در نهایت به اوج پیروزی و رستگاری در دنیا و آخرت رسیدند و اجازه ندادند یک وجب از خاک میهن  ما به دست اهریمنان بیفتد. روحشان شاد، یادشان گرامی،  راهشان پر رهرو باد
ولیکن امروز ما چطور؟ امروز تکرار تاریخ را نظاره‌گریم که همان دشمن با همان ماهیت و با همان اهداف و آمال و آرزو ها بار دیگر به صورت حتم این بار به شکل دیگری و با استفاده از ابزار و شیوه‌های پیچیده‌تری قصد تعدی و تجاوز و چپاول‌گری کرده هست. او در این سال‌ها با استفاده از سلاحی مدرن‌تر، برنده‌تر و مجهزتر از قبل یعنی سلاح نرم از جمله فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی برای نبرد و رویارویی با جوانان تازه‌نفس این کشور اسلامی وارد نبرد شده هست و تجهیزات خود را آلوده به پایان  ابزار شیطان اعم از جهل و غفلت و شهوت و شبهه و شایعه و … کرده هست و به این ترتیب حتی نیازی به طی کردن مسافت‌های دور و صرف هزینه‌های سنگین برای نبردهای فیزیکی ندارد.
تجهیز دشمن به سلاح نرم در مقابل غفلت جبهه حق
متأسفانه اکنون به گونه‌ای شده هست که در سایه عدم تحرک لازم جبهه حق در عرصه جنگ نرم، دشمن با حیله‌های شیطانی خود فقط از جبهه مقابل قربانی می‌گیرد و به طرف مقابل خود فقط تلفات وارد می‌سازد بدون اینکه خود تلفات دهد، قربانی دهد و یا زمان زیادی و هزینه هنگفتی بکند؛ این بار دشمن  غدار و حیال به دنبال فتح خاک نیست بلکه او به دنبال تصرف پایان داشته‌های ماست. جنگ او با ارزش‌هاست، با اعتقادات من و شماست با غیرت و حمیت و شهامت و شجاعت و پایان مفاهیم و ارزش‌های مقدس من و شما را دنبال قرار داده هست. علیه نماز ما، صیام ما و جهاد ما و به یک معنا پایان مقدسات ما، قیام کرده هست او برای حاکمیت شیطان پایان توان خود را به میدان آورده هست. و اما این بار نوبت ماست، من ،تو، ما، نوبت مایی که امروز بایستی حسینی‌وار وارد معرکه و نبرد شویم و اگر مجهز به سلاح ایمان، تقوا، عمل صالح، تزکیه نفس، مراقبه، محاسبه ، مجاهده و… نباشیم، در این رویارویی بزرگ نتیجه نخواهیم گرفت.
نقش نماز در تقویت نیروی جبهه حق در عرصه جنگ نرم
دشمن از ابزار فضای مجازی به جنگ سایبری علیه ما اقدام کرده هست و مرتب در حال قربانی گرفتن از ماست، پس برای مواجه صحیح و عالمانه، ابتدا سواد رسانه‌ای و نیز سطح آگاهی، بصیرت و هوشیاری و خردمندی را خود را باید افزایش دهیم. امروزه زیاد از هر تایم دیگری مدافعان حریم دین در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی نیازمند افزایش نورانیت و معنویت و پارسایی در خود هستند و نماز در این کارزا و رویارویی حق و باطل، نقش زیاد تعیین کننده‌ای می‌تواندداشته میباشد. بزرگ الگوی مجاهدان عالم حسین ابن علی می‌فرماید من نماز را دوست دارم. او در اوج نبرد، نماز نخست تایم و به جماعت را به تأخیر نمی‌اندازد و خود را کشته نماز می‌خواند.
اهمیت نماز در سیره اهل‌بیت(ع)
پدر مظلومش علی ابن ابی طالب علیه‌السلام در مقدس‌ترین ماه و در بهترین شب این ماه و در با فضیلت‌ترین مکان و در برترین حالت به شهادت می‌رسد. فرزند بزرگوار ایشان یعنی امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید شیعیان ما را در تایم نماز امتحان کنید و فرمودند شفاعت ما به کسی که نماز را سبک می‌شمارد نمی‌رسد. همچنین نخستین اقدام تربیتی امام عصر(عج) پس از تشکیل حکومت عدل جهانی، اقامه نماز خواهد بود. حال ماییم و یک نبرد سنگین و یک فریضه استثنایی و بی‌نظیر، اگر خود را درون این نبرد احساس کنیم و یقین بدانیم که مسئولیت امروز ما حفاظت و حراست و پاسداری از حریم دین هست و اگر به این باور برسیم که مورد قضاوت آیندگان قرار خواهیم گرفت، آن تایم هست که فشار سنگین مجاهده در این راه را با پایان وجود حس خواهیم کـــرد و آن تایم هست که به دنبال یک پشتوانه قوی برای نیرو گرفتن خواهیم بود.
و در این زمان هست که با پایان وجود پی خواهیم برد که نماز چه نقشی عظیمی در این رابطه دارد و چقدر می‌تواند ما را در این عرصه خطرناک، سرپا نگه دارد و به ما انرژی دهد تا در معرکه بمانیم و عرصه را خالی نگذاریم. نماز در بُعد تربیتی و خود کنترلی، به شکل استثنایی از انسان دستگیری می‌کند  و در بُعد اخلاقی و رشد فضائل انسانی، به سان اکسیری که مس وجود آدمی را به طلای ناب و خالص بدل می‌سازد، عمل کرده و انسان را از آلودگی‌ها و تعلقات و منیت‌ها رها ساخته و به اوج کمال و صلاح و فلاح رهنمون  می‌سازد. عرایضم را جمع بندی کنم. تعداد جمله و پایان . تحلیل را به عهده شما خوبان قرار می‌دهم:
*حسین ابن علی برای احیای دین قیام کردند
* ستون خیمه این دین نماز هست
*امام حسین(ع) عاشق نماز بود
*حسین (ع) حتی آخرین نماز خود را در وسط معرکه در نخست تایم  خواند.

حالا من و تو و ما و شما مانده‌ایم و یک نبرد بزرگ و یک عشق آسمانی و یک تکلیف بزرگ و سرنوشت‌ساز در پیچ تاریخی. پس هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله. و اما حرف آخر: ای که دستت می‌رسد کاری بکن *** پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار.
منبع:تسنیم

صفحه 1 از 39
12345678910 بعدی 2030...«