• تاریخ : ۲۰ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

دکتر محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با حضور در نشست خبری پروژه ملی توسعه و توانمندسازی هزار مدیر خط مشی گذار بخش خصوصی به بیان دیدگاه های خود پرداخت که موارد زیر اهم محورهاي سخنان ایشان هست.

محورهای سخنان دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در نشست خبري پروژه ملی توسعه و توانمندسازی هزار مدیر خط مشی گذار بخش خصوصیملت ایران در انقلاب اسلامی تنها دنبال براندازی شاه نبود ،بلکه علاوه بر آن دنبال بزرگ احیای تمدن اسلامي را دنبال می‌کـــرد و این مسأله و رسیدن  به تمدن اسلامي نیازمند تلاش بسيار هست.

موانع اصلی زیست سیاسی و اجتماعی ما در اقتصاد و نوسازی صنایع  و  فناوری‌های ما عقب مانده هست

در مدیریت اقتصادی و فرهنگی، ضعف‌ها و در مسأله نظام شهری مشکلاتی داریم . بنابراين جهاد توانمندسازی، نیاز فوری و اساسی کشور ماست و بدون آن نمی توانیم از مشکلات عبور کنیم.

باید نسل سوم و چهارم را برای رفع مشکلات پیش روی انقلاب آماده کنیم.

باید به نسل سوم و چهارم انقلاب  جرأت  خلاقیت بدهیم،موتور پیشرفت‌های جدید، نوآوری و خلاقیت هست و اگر در انقلاب و دفاع مقدس خلاقیت نداشتیم، نمی‌توانستیم کاری انجام دهیم. 

ما نیازمند مديراني شجاع و آگاه هستیم تا شرایط فرهنگی، اقتصادی وعلمی و فناوری را تغییر دهند.

یکی از دلایل گسترش فساد در کشور این هست که ما مشاوران تأثیرگذار نداریم تا  گلوگاه‌های فساد را با مشاوره‌های خلاقانه و راهگشا ببندند. 

در سیاست‌های کلی پلن ششم یکی از تاکیدات، تقویت و گسترش شرکت‌های دانش‌بنیان  هست. این سیاست‌ها در پلن تبدیل به قانون شده و در اجرا هم نظارت می‌کنیم که دولت و مجلس حمایت‌های کافی را از این شرکت‌ها به عمل آورند.

  • تاریخ : ۲۰ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : آگهی

بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش

هم اکنون در مجله آنلاین فارسی ها عکس ها و بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش را برای شما کاربران گرامی آماده کرده ایم .

سارا نازپرور صوفیانی متولد ۲۶ فروردین ماه ۱۳۶۴ در مشهد می باشد .

او فارغ التحصیل رشته تاریخ تمدن در مقطع دکترا است .

سارا صوفیانی رتبه دوم کارشناسی ارشد همین رشته در دانشگاه پیام نور بود .

بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش 1 بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش

بیوگرافی سارا صوفیانی

خانواده و ازدواج

پدرش معلم ریاضی و مادرش خانه دار است .

سارا صوفیانی ۳ برادر دارد و خودش فرزند کوچکتر خانواده است .

در سال ۱۳۸۹ با وجود ۲۸ سال اختلاف سنی با امیر حسین شریفی ازدواج کرد .

امیر حسین شریفی متولد ۵ اردیبهشت ماه ۱۳۳۶ در روستای خاتون آباد اصفهان است .

او مدتی بازیگر بود اما هم اکنون در زمینه تهیه کنندگی فیلم و سینما فعالیت دارد .

امیر حسین شریفی همچنین دفتر بازیگری نیز دارد .

بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش 3 بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش

آغاز فعالیت هنری

علاقه سارا صوفیانی به بازیگری به دوران دبستان برمی گردد .

او در سال ۱۳۷۷ با ایفای نقش در نمایشنامه نگین نوشته اسماعیل بایگی وارد عرصه تئاتر شد .

به خاطر همین نمایش در کمتر از ۸ ماه به هفدهمین جشنواره تئاتر فجر راه یافت .

بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش 2 بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش

تلویزیون

در آذر ماه ۱۳۸۸ با دفتر آفاق با مدیریت امیر حسین شریفی آشنا شد .

سپس با ایفای نقش در سریال خانه بی پرنده وارد سینما و تلویزیون شد .

سارا صوفیانی در سریال روزهای بی قراری به تهیه کنندگی همسرش بیشتر شناخته شد .

او در این سریال نقش سارا که نقش اصلی سریال بود را بازی کرد .

بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش 4 بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش

فعالیت ها

سارا صوفیانی علاوه بر بازیگری ، در زمینه تئاتر و کارگردانی نیز فعالیت جدی دارد .

او به دلیل علاقه اش به تاریخ و تمدن که رشته تحصیلی اش نیز بود به تئاترهای تاریخی بسیار علاقه مند است .

بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش 6 بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش

فیلم و سریال

از جمله سریال هایی که سارا صوفیانی در آنها بازی کرده می توان روزهای بی قراری ، زاویه هفتم ، مرد نقره ای و خانه بی پرنده را نام برد .

همچنین در فیلم های سینمایی کبریت سوخته ، جاودانگی و تب برفکی نیز به ایفای نقش پرداخته است .

عکس های سارا صوفیانی

در ادامه جدیدترین عکس های سارا صوفیانی را مشاهده می کنید .

بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش 5 بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش

عکس های جدید سارا صوفیانی

بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش 7 بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش

سارا صوفیانی و همسرش

بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش 8 بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش

عکس های اینستاگرام سارا صوفیانی

بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش 9 بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش

سارا صوفیانی

بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش 10 بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش

سارا صوفیانی در حال سوارکاری

بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش 11 بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش

عکس دیدنی سارا صوفیانی

بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش 12 بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش

سارا صوفیانی و همسرش

بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش 13 بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش

همچنین در مجله آنلاین فارسی ها پیشنهاد می کنیم بیوگرافی زیر را بخوانید :

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

نوشته بیوگرافی سارا صوفیانی بازیگر و همسرش اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۲۰ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

معاون کمیته فرهنگی آموزشی ستاد اربعین تشریح کـــرد:

با هم با برپایی موکب های عزاداری در راه پیاده روی اربعین حسینی، معاون کمیته فرهنگی آموزشی ستاد اربعین، از پلن های این سه موکب ویژه بانوان در راه نجف تا کربلا رویداد داد.

عقیق:درخصوص برپایی سه موکب ویژه بانوان در راه راهپیمایی نجف
تا کربلا، گفت: امسال نیز مانند سال گذشته با توجه به تجربه خوبی که
داشتیم، موکب‌های خاصی را در راه پیاده روی نجف تا کربلا ویژه بانوان
درنظر گرفته ایم.

وی در ادامه با بیان اینکه برگزاری این موکب‌ها در عراق
توسط آقایان ایرانی و عراق انجام می‌شود، اظهار کـــرد: در هر موکبی که توسط
آقایان برپا می‌شود در طی راه و مدت پیاده روی به شکل ثابت سخنرانی،
مداحی، پاسخ به شبهات، جلسات فرهنگی و اقامه نماز را خواهیم داشت و
پلن‌ای فرهنگی برای بانوان و همچنین خانواده‌هایی که در مراسم پیاده روی
اربعین حضور دارند، درنظر گرفته ایم.


معاون کمیته فرهنگی آموزشی ستاد اربعین درباره حضور
کارشناسان و مداحان ایرانی در سه موکب ویژه بانوان بیان کـــرد: هنوز اسامی و
حضور مداحان و کارشناسان قطعی نشده هست و ما در پایتخت فقط مسئولیت پلن
ریزی آن را داریم و آقایان در عراق مسئولیت اجرایی را برعهده گرفته اند.


وی با اشاره به اینکه، این پیاده روی تنها یک سفر نیست،
درخصوص پیام‌های پیاده روی اربعین و نشانه‌های آن توضیح داد: پیاده روی
اربعین تنها یک سفر نیست، بلکه حیاتی آن هست که زائران پیام اربعین و سفر را
درک کنند. به همین سبب ما در موکب‌های ویژه بانوان، نشست تخصصی را همکاری
کارشناسان برگزار می‌کنیم.


افتخاری در پایان خاطرنشان کـــرد: جلسه‌ها و پلن‌های ما در
اربعین حسینی، مختص پیاده روی نجف تا کربلا نیست و در ایران نیز نشست‌های
محتوایی آموزشی برگزار می‌شود.

منبع:باشگاه خبرنگاران

  • تاریخ : ۲۰ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

عقیق:۲۰ سالش نشده بود که به سوریه رفت. جشن تولد ۲۰ سالگی‌اش را بین مدافعان حرم در سوریه گرفت. سه روز بعد از آن، به خیل شهدای مدافع حرم عقیله بنی‌هاشم پیوست. قبل از آن رشته مکانیک دانشگاه آزاد واحد پایتخت غرب قبول شده و ثبت نام کرده بود، اما برای دانشگاه اصلی تلاش زیاد کرده و دوره‌های مختلفی را گذرانده بود. به همین دلیل از این دانشگاه، مرخصی تحصیلی می‌گیرد و راهی سوریه می‌شود. مثل همه جوان‌های امروز به ظاهرش نیز خیلی اهمیت می‌داده  و متداوم شیک و مرتب بوده هست، طوری که در جیب لباس رزمش، شانه بوده هست. «شوق پرواز» فیلمی بود که او را متحول کـــرد و باعث انجام گرفت در راه شهیدان قدم بگذارد. شهید مدافع حرم «سید‌مصطفی موسوی» متولد ۱۸ آبان سال ۷۴ در پایتخت بود. او داوطلبانه برای دفاع از حریم عقیله بنی‌هاشم و مردم مظلوم سوریه راهی آن دیار انجام گرفت و در ۲۱ آبان سال ۹۴ توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید. گفت‌وگوی «زینت‌السادات موسوی» مادر این شهید با «فرهیختگان» را در ادامه می‌خوانید:
چه سبک زندگی و روش تربیتی شما و پدرش باعث  انجام گرفت پسرتان در راه شهیدان قدم بگذارد؟

به این شکل نبودیم که حتما خیلی مقید باشیم به مسجد برویم یا‌ کارهای خاصی انجام دهیم و زندگی معمولی خودمان را می‌کردیم و به همان شکل که پدر و مادرهایمان بودند، رفتار می‌کردیم؛ نماز می‌خواندیم و روزه می‌گرفتیم یا  به سوال‌هایی را که راجع به ائمه بود توضیح می‌دادم. به نظر‌م بهترین الگو برای فرزند، پدر و مادر هستند. هر کاری آنها انجام دهند بچه نیز همان را انجام می‌دهد. موردی که به نظرم زیاد حیاتی هست، لقمه حلال هست.
علاقه آقا مصطفی به شهیدان از کجا نشات گرفت؟
سال ۹۲‌ که سریال شوق پرواز از تلویزیون پخش انجام گرفت با اینکه به تلویزیون خیلی علاقه نداشت، اما نسبت به دیدن این سریال خیلی علاقه نشان داد و پیگیرش بود. بعد از دیدن این سریال یکباره متحول انجام گرفت و دنبال مطالب در اینترنت و کتاب‌ها درباره شهید بابایی رفت. هر مطلبی را که راجع به وی بود جمع‌آوری  و مطالعه می‌کـــرد و سر مزارش در قزوین می‌رفت. حتی به عشق شهید بابایی دنبال خلبانی رفت و به قدری عاشق شهید بابایی انجام گرفت که می‌گفت «دوست دارم مثل شهید بابایی و شهید دوران، شهید شوم.» به شهید پلارک هم علاقه زیادی داشت و اگر یک هفته بهشت زهرا می‌رفت‌، حتما سر مزار شهید بابایی می‌رفت. بعد به شهید چمران علاقه پیدا کـــرد و مطالب این شهید را به دیوار اتاقش می‌زد و هر کتابی را که راجع به این شهید بود مطالعه می‌کـــرد. سپس به شهید آوینی علاقه‌مند انجام گرفت.
درسخوان هم بود؟
 از روز نخست علاقه شدیدی به درس خواندن داشت. هیچ تایم برای درس خواندن به من وابسته نبود و متداوم معدلش ۲۰ بود.
با توجه به سنی که داشت چقدر به آراستگی و ظاهر توجه داشت؟
متداوم می‌گفت «مومن واقعی باید آراسته میباشد.» شلوار لی و لباس سفید می‌پوشید. متداوم قبل از بیرون رفتن حمام می‌رفت و لباس‌هایش را اتو می‌کشید و عطر مخصوصی استفاده می‌کـــرد. حتما کفش‌هایش را واکس می‌زد. موهایش را فرم خیلی خاصی سشوار و اتوی مو می‌کشید و به آراستگی ظاهر خیلی علاقه‌ داشت و شیک و مرتب بیرون می‌رفت.
از چه سالی وارد بسیج انجام گرفت؟
در مدرسه عضو بسیج بود. از سال ۹۲ حضورش در بسیج مسجد «باب الحوائج» محل‌مان خیلی پررنگ انجام گرفت. به خلبانی خیلی علاقه داشت. اواخر سال ۹۳ وارد بسیج هوابرد انجام گرفت که با شهید عسگری آشنا و دوست انجام گرفت.
سر کار هم می رفت؟
از ۱۶ سالگی تابستان‌ها که مدرسه نمی‌رفت، با پسرخاله‌هایش که در کار رنگ‌کاری و رویه‌کوبی مبل بودند، سرکار رفت. برخی اوقات هم گچ‌کاری می‌کـــرد. سال ۸۵ به بیماری سختی مبتلا شدم و شفای مرا از امام رضا گرفت. نذر کرده بود نخستین حقوقی که بگیرد مرا به مشهد ببرد. اواخر تابستان همان سال نخست که سرکار رفت، من را با خرج خودش مشهد برد.
از چه زمانی درباره سوریه و مدافعان حرم صحبت می کـــرد؟
از سال ۹۲ این صحبت‌ها خیلی پررنگ انجام گرفت. در کامپیوتر فیلم‌های داعش را ‌داشت و نگاه می‌کـــرد. من عصبانی می‌شدم و می‌گفتم «این فیلم‌ها را نگاه نکن، قساوت قلب می آورد.» می‌گفت «مامان من می‌خواهم مدافع حرم شوم.» چون سنش کم بود به حرف‌هایش می‌خندیدم و می‌گفتم «حالا هر تایم رفتی و برگشتی، برایم تعریف کن.» می‌گفت «می‌خواهم آنقدر نگاه کنم تا عادی شود. داعشی‌ها با انتشار شکنجه‌ها می‌خواهند کاری کنند که ما بترسیم.»
کم کم زمزمه‌های رفتن به سوریه شروع انجام گرفت، ولی من ابداً جدی نمی‌گرفتم. به صورت حتم وقتی وارد هوابرد انجام گرفت پدرش به من گفت «مصطفی برای سوریه رفتن نقشه دارد و اگر نمی‌خواهی سوریه برود، نگذار هوابرد برود،» اما من گفتم «‌نه جوان هست و یک حرفی می‌زند.»
در مورد شهادت صحبت می‌کـــرد؟
عاشق شهادت بود. فیلم لحظه شهادت یکی از شهدای مدافع حرم را که می‌گفت «دارند صدایم می‌کنند» را می‌دید و می‌گفت «ببین چقدر قشنگ دارد شهید می‌شود، امام حسین(ع) دنبال آدم می‌آید. خوش به سعادتش، یعنی شهادت آنقدر لذت دارد.» می‌گفت «‌حضرت زینب(س) من را دعوت کرده هست.» دو بار اشتباهی به او زنگ زده بودند که برای سوریه به جلسه محرمانه برود، چون  فرمانده‌اش نقل کرد بود کسی به مصطفی نگوید. می‌گفت «مامان دوبار اشتباه زنگ زده‌اند، یعنی دعوت شده‌ام، باید بروم. کارهای من دست خودم نیست.»
چطور شما اجازه دادید که سوریه برود؟
شب قبل از رفتن در پذیرایی نشسته بودیم که پدرش را صدا کـــرد و به اتاق خودش برد. از لای در نگاه کردم و دیدم  پدرش کاغذی را امضا کـــرد. من به شدت عصبانی و ناراحت شدم که مصطفی برگه را پاره کـــرد و در سطل آشغال اتاقش ریخت. به پدرش گفتم «من همین یک پسر را دارم.» اما او گفت: «‌من دو سال جبهه بودم اتفاقی نیفتاد، مگر هر کسی سوریه برود، شهید می‌شود؟ مگر از حضرت علی‌اصغر و علی‌اکبر امام حسین(ع) عزیزتر هست؟ به خدا توکل کن.» من گفتم «اگر برود، شهید می‌شود.» بعد از پاره کردن رضایت‌نامه خیالم آسوده انجام گرفت، ولی یک رضایت‌نامه آماده دیگر داشت و به پدرش نقل کرد بود «تا مامان ندیده امضا کن» که پدرش سریع امضا کرده بود. به  دلیل سن کمش فرمانده رضایت‌نامه خواسته بود. در نهایت گفت «‌مطمئن باش می‌خواهند اطراف پایتخت بروند.» فردای آن روز از هوابرد با پدرش تماس گرفته و از رضایت دادن او پرسیده بودند که نقل کرد بود «سیدمصطفی عاشق شده هست. شما هم اگر نبرید به طریقی می‌رود.»

به پدرش حرف خاصی زده بود؟

شب قبل از رفتن با پدرش خداحافظی کرده و نقل کرد بود «‌من دارم می‌روم. عملیات بزرگی هست و نقل کرد‌اند احتمال برگشتن صفر درصد هست.»  

همان سال دانشگاه قبول شده بود؟

بله رشته مکانیک دانشگاه آزاد پایتخت غرب قبول شده و پایان وسایل و کتاب‌های درسی و غیر‌درسی را خریده و ثبت‌نام هم کرده بود. ‌گفت «مامان می‌خواهم دانشگاه بروم، اگر شنیدی من سوریه رفتم، بدان برمی‌گردم، نترس نمی‌خواهم بمیرم، خیالت آسوده.» در‌واقع از این طریق می‌خواست به من آرامش دهد. اما من فکر می‌کردم مثل همان حرف‌های همیشگی هست که می‌زند. برای سوریه رفتن همراه فرمانده‌اش به دانشگاه رفته و به سختی به عنوان زیارت، مرخصی گرفته بود.

چه روزی به سوریه رفت؟

چهارشنبه ۱۵ مهر از پایتخت به سوریه پرواز کرده بودند، ولی شنبه ۱۱ مهر از خانه رفت و ما دیگر او را ندیدیم. این تعداد روز را در پادگان خوابیده بود تا او را جا نگذارند و هیچ تماسی هم دیگر با ما نگرفت. فکر می‌کردم می‌خواهد اطراف پایتخت برود. روز شنبه موقع اذان ظهر سریع نمازش را خواند و گفت «نمی‌خواهی نماز بخوانی؟» تعداد بار این را تکرار کـــرد. پیش خودم گفتم چه عجله‌ای دارد و فکر کردم می‌خواهد مثل قبل مهرش را جای مهرم بگذارد و نماز بخواند. این اواخر بعد از نماز خواندنم، مهرش را جای مهر‌م می‌گذاشت و نماز می‌خواند و بعد دستانش را بالا می‌گرفت و می‌گفت «مامان راضی شو.» رکعت نخست نماز که بودم صدای کمربندش را شنیدم. پیش خودم گفتم دارد می‌رود. سجده رکعت دوم که رفتم، با صدای خیلی بلند گفت «مامان من رفتما» و در را بست. همان لحظه ته دلم خالی انجام گرفت و گفتم نکند سوریه می‌رود، چون متداوم موقع رفتن با خنده و شوخی خداحافظی می‌کـــرد و بعد از کلی مرتب کردن ظاهرش، منتظر می‌ماند صدقه دهم. نماز را سریع خواندم و در را باز کردم که دیدم رفته، پنجره سمت کوچه را باز کردم که دیدم نیست. به خدا سپردمش و هر چقدر تماس گرفتم دیگر پاسخ نداد و تلفن را اشغال می‌زد.

چه زمانی متوجه شدید که سوریه رفته هست؟

تا ۲۰ روز از رفتن سیدمصطفی به سوریه رویداد نداشتم. به پدرش گفتم «‌نهایت این ماموریت‌ها ۱۵ روز طول می کشد، دلیل هنوز نیامده؟» پدرش گفت «رفته دمشق. از حرم دفاع می‌کنند، آنجا هم جنگ نیست؛ خیالت آسوده.» یاد حرف پسرم افتادم که نقل کرد بود «هر موقع فهمیدی من رفتم سوریه پایان خبرهای سوریه را دنبال کن و سخنان حضرت آقا را سطر به سطر برایم یادداشت یا ضبط کن.» بعد از آن دائم شبکه رویداد را می‌دیدم. شب اخبار اعلام کـــرد اطراف حرم انتحاری زده‌اند. خیلی ناراحت شدم. پدرش گفت «مصطفی حلب هست و برای اینکه ناراحت نشوی، نگفتم.» گفتم «آنجا هم جنگ هست.» پدرش گفت «دیگر رفته و خدا را دارد.»

چه روزی شهید انجام گرفت؟

سیدمصطفی غروب پنجشنبه ۲۱ آبان سال ۹۴ مصادف با آخرین روز ماه محرم شهید انجام گرفت.

چه کسی به شما هشدار داد؟

روز جمعه به پدرش هشدار داده بودند و او به معراج رفته و پیکر پسرم را دیده بود. برای اینکه مرا آماده کند به من می‌گفت«خواب پریشان دیده‌ام. فکر می‌کنم برای مصطفی اتفاقی افتاده هست.» من خیالم آسوده بود برمی‌گردد. گفت «تو چقدر بی‌خیال هستی؟»گفتم «مصطفی به من نقل کرد برمی‌گردد، تا حالا از او دروغ نشنیده‌ام، برمی‌گردد.» و صدقه کنار گذاشتم. رویداد را به من نگفت ولی همه فامیل را با رویداد کرده بود. حتی موقعی که می‌خواست بیرون برود، گوشی مرا به بهانه خراب بودن موبایلش با خود برد تا کسی با من تماس نگیرد. شنبه صبح برادرم و دختر خواهرم به همراه تعداد نفر دیگر از فامیل آمدند که چون صبح زود بود، تعجب کردم ولی بهانه‌ای آوردند. بعد تعداد نفر از خانم‌های بسیجی آمدند که من فکر کردم برای روضه آمده‌اند و گفتم «اشتباهی آمده‌اید.»آنان گفتند «نه درست آمده‌ایم.» یادم افتاد مصطفی نقل کرد بود «اگر رفتم و از من خبری نشد، ابداً نگران نباش، چون سالم هستم ولی اگر دیدید عده‌ای آمدند، بدان که خبری شده هست.» آنها گفتند «مصطفی مجروح شده.» که گفتم «نه اگر مجروح شده بود، شما الان این مکان نبودید.»یک لحظه حالم بد و سردردم شدید انجام گرفت. احساس کردم الان می‌میرم؛ ولی انگار یک نفر در درونم مصائب کربلا و صبر حضرت زینب(س) را برایم یادآوری می‌کـــرد که دیگر نتوانستم یک قطره اشک هم بریزم. هر تایم می‌گفتند حضرت زینب(س)‌ بعد از واقعه کربلا فرمودند «ما رایت الا جمیلا» پیش خودم می‌گفتم  مگر می‌شود این همه مصیبت دید و این را گفت، ولی آن لحظه احساس کردم شهادت جز زیبایی نیست و تازه معنی آن جمله را فهمیدم.

وقتی پیکر پسرتان را در معراج دیدید درد دل خاصی کردید؟

خیلی با پسرم صحبت کردم و گفتم «‌تو به من کلک زدی، به من نقل کرد بودی نمی‌خواهم بروم یا اگر بروم، نترس برمی‌گردم، برگشتی ولی چه برگشتنی؟» درست نقل کرد بود، او گفت نمی‌میرم، نمرد، شهید انجام گرفت و شهیدان زنده هستند. گفتم «دامادت نکردم، حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) دامادت کنند.»

 پول دور سرش چرخاندم و در دستش صدقه گذاشتم و گفتم «‌سفر آخرت در پیش داری، صدقه راهت گذاشته‌ام که ان‌شاءا… بی‌خطر میباشد.» در معراج وسایلی را که در جیبش بود تحویل دادند. شانه همراهش بود، دیدم موهایش به هم ریخته و چون می‌دانستم روی موهایش حساس هست، موهایش را شانه کردم. سر و صورتش را نوازش و از سر تا نوک پایش را لمس کردم. تیر به گلو، قلب و پهلوی سمت راستش اصابت کرده بود. در بهشت زهرا و زمانی که می‌خواستند پیکرش را به خاک بسپارند، به مداح گفتم «الان امام زمان(عج) در این مراسم حضور دارند، چون پسرم مدافع حرم عمه جانشان بود، به امام زمان بگویید «‌این شهید را از من قبول کنند و پذیرا باشند و ان‌شاء ا… سرباز خوبی برای امام زمان میباشد.»

منبع:فارس

  • تاریخ : ۲۰ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

یادداشت/ سیدیحیی یثربی

در ترجمه قرآن کریم به هر زبانی، از جمله زبان فارسی، باید واژه و تعبیری انتخاب شود که اولاً همگان آن را بفهمند، ثانیاً مردم از آن کلمه یا اصطلاح در گفت‌وگوهای عادی خود استفاده کنند.

عقیق:ترجمه قرآن کریم یکی از مسائلی هست که تقریباً عمر آن مساوی با زمان نزول قرآن هست. قرن‌ها هست که افراد مختلف این سؤال را مورد بحث قرار داده‌اند که آیا اساساً ترجمه قرآن کریم امکان پذیر هست؟ و اگر آری، چگونه و با چه کیفیتی؟
سیدیحیی یثربی استاد دانشگاه که به تازگی ترجمه‌ای از قرآن کریم را منتشر کرده هست در سلسله یادداشت‌هایی که در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده هست نگاهی داشته به مساله ترجمه قرآن کریم و نکات مربوط به آن.
آنچه می‌خوانید هشتمین بخش از این یادداشت‌ها هست:
«الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُم بِالْفَحْشَاءِ وَ اللَّهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَ فَضْلًا وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیم‏»
معنای این آیه زیاد روشن هست، زیرا ریشه وعد را در دو مورد به کار می­‌برند؛ به یکی وعده می­‌گویند و به دیگری وعید. وعده در مورد چیزهای نیکو به کار می­‌رود، همانند وعده­ احسان یا وعده­ یاری؛ اما وعید در مورد چیزهای ترسناک و آزار دهنده استفاده می­‌شود. یعنی در وعید انسان را تهدید می­‌کنند و از چیزی می­‌ترسانند، مانند ترساندن گناهکاران از دوزخ.
در این آیه نیز خداوند می­‌فرماید:
«شیطان شما را از تنگدستی می‌ترساند و به بدکاری وسوسه می‌کند، اما خدا به شما وعده آمرزش و بخشش می‌دهد که خدا توانگری داناست».
اما در ترجمه‌­ها چنین می­‌خوانیم:
-مکارم: شیطان شما را وعده فقر و تهیدستی می­‌دهد.
-الهی قمشه‌ای: شیطان شما را وعده­ فقر و بی­‌چیزی دهد.
-رضایی: شیطان شما را وعده­ نیازمندی می­‌دهد
-پاینده: شیطان به شما وعده­ تنگدستی می­‌دهد.
چنانکه گفتیم، در عربی ریشه­ وعد هم در موارد خوشایند به کار می­‌رود و هم در موارد ناخوشایند؛ اما در زبان فارسی، وعد فقط در مورد چیز­های خوشایند استفاده می­‌شود، همانند وعده­ دیدار و وعده بخشش، اما در تهدیدها و ناخوشایندها وعد به کار برده نمی‌شود، بلکه از واژه‌های دیگری چون ترساندن و یا بیم دادن استفاده می‌شود. مسلماً  ترجمه­ درست آن هست که فهم فارسی زبانان در نظر گرفته شود.
برخی مترجمان نیز این آیه را به این صورت ترجمه کرده‌اند:
-گرمارودی: شیطان شما را از تنگدستی می‌هراساند.
-خرمشاهی: شیطان شما را از تهیدستی بیم می‌دهد.
هراسانیدن یا بیم دادن از نظر مفهوم، با ترساندن فاصله­‌ای ندارند، اما لفظ آن آشنای فارسی زبانان نیست. در حالی که ترساندن هم آسوده تلفظ می­‌شود و هم در عرف مردم به کار گرفته می‌شود؛ مثلاً می­‌گویند مرا از سرانجام کار می­‌ترساند، اما نمی­‌گویند مرا از سرانجام کار می‌هراساند یا بیم می‌دهد.
نتیجه آنکه در ترجمه قرآن کریم به هر زبانی، از جمله زبان فارسی، باید واژه و تعبیری انتخاب شود که اولاً همگان آن را بفهمند، ثانیاً مردم از آن کلمه یا اصطلاح در گفت‌وگوهای عادی خود استفاده کنند.
در پایان، توجه خوانندگان را به تعداد ترجمه صحیح از این آیه جلب می‌کنم:
-بهرام پور: شیطان شما را از تهیدستى مى‌ترساند.
-حداد عادل: شیطان شما را از فقر می‌ترساند.

منبع:فارس


  • تاریخ : ۱۹ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

امام سجاد (ع) در روایتی ملاک و معیار عمل سودمند را بیان فرمودند.

عقیق:متن روایت را از کتاب محاسن برقی منتشر می کند:

عن أبى حمزة، قال: قال لنا علىّ بن الحسين عليهما
السّلام: أىّ البقاع أفضل؟ فقلت: اللّه و رسوله و ابن رسوله أعلم، فقال:
انّ أفضل البقاع ما بين الرّكن و المقام، و لو أنّ رجلا عمّر ما عمّر نوح
فى قومه، ألف سنة إلّا خمسين عاما يصوم النّهار و يقوم اللّيل فى ذلك
المكان و لقى اللّه بغير ولايتنا لم ينفعه شيئا.


ابوحمزه ثمالی می گوید: علی بن حسین علیهمالسلام به ما فرمود:
برترین مکان کجاست؟ گفتم: خدا و پیامبرش و فرزند پیامبرش بهتر می دانند.
فرمود: برترین مکان فاصله میان رکن و مقام هست و اگر کسی همچون نوح ۹۵۰ سال
عمر کند و روزها را روزه بگیرد و شب ها را در این مکان به عبادت بپردازد و
بدون ولایت ما با خداوند ملاقات کند، سودی برای او نخواهد داشت.


پی نوشت:

محاسن، ص۹۱

منبع:حوزه

  • تاریخ : ۱۹ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : آگهی

آموزش استفاده از سلفی های گرفته شده در GTA V

در ادامه این مطلب از دنیای بازی فارسی ها با آموزش استفاده از سلفی های گرفته شده در GTA V در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

توجه داشته باشید کسانی که از نسخه های کرک شده بازی GTA V استفاده می کنند امکان استفاده از سلفی های گرفته شده را ندارند .

زیرا سلفی ها با فرمت های نا مشخص ذخیره می شوند و فقط امکان بارگذاری آنها در سوشیال کلاب یا همان شبکه اجتماعی راک استار وجود دارد .

آموزش استفاده از سلفی های گرفته شده در GTA V آموزش استفاده از سلفی های گرفته شده در GTA V

آموزش استفاده از سلفی های گرفته شده

۱ – ابتدا فایل SelfieConvertor.exe را در پوشه سیو بازی بریزید .

مسیر این پوشه بسته به کرک بازی بصورت های زیر است .

کرک ۳DM :

User Name\Documents\Rockstar Games\GTA V\Profiles\DFE3B7FD

کرک Reloaded :

C:\ProgramData\Socialclub\RLD!\271590

۲ – در مرحله بعد فایل های سلفی را که اسمی مانند PGTA5815548665 را دارند را بگیرید و روی فایل نصبی برنامه بکشید .

۳ – سلفی شما با فرمت عکس در همان فولدر ایجاد می شود .

همچنین در فارسی ها آموزش نصب ماشین در GTA V را به شما عزیزان پیشنهاد می کنیم .

نوشته آموزش استفاده از سلفی های گرفته شده در GTA V اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۹ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : آگهی

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ حمید هیراد مستم کن

سوپرایز امشب آپ موزیک ♫ ترانه فوق العاده زیبای مستم کن از حمید هیراد ♫ با متن و بهترین کیفیت

شعر و آهنگسازی : حمید هیراد / تنظیم کننده : امیر میلاد نیکزاد

Download New Song By : Hamid Hirad – Mastam Kon With Text And Direct Links In UpMusic

1 4 دانلود آهنگ حمید هیراد مستم کن

متن آهنگ مستم کن حمید هیراد

♪♪♫♫♪♪♯

بچرخا در برم بچرخا در برم رقص کنان کو
مرا مستم کن ای مرا مست کن نعره کنان بگو
♪♪♫♫♪♪♯ کوه به کوه آمده ام مو به مو آمده ام ♪♪♫♫♪♪♯
تار کیسوی تو دیدم سمت او آمده ام
مو به مو آمده ام من کوه به کوه آمده ام
تار کیسوی تو دیدم سمت او آمده ام

♪♪♫♫♪♪♯ شعر و آهنگسازی : حمید هیراد ♪♪♫♫♪♪♯
دل ای دل دل ای دل ای دل ای دل
ایمان مرا عقل مرا هوش مرا برد چشمان تو
ایمان مرا عقل مرا برد چشمان تو
دلداده ی او گشتم و می کشد مرا خم ابروی تو
♪♪♫♫♪♪♯ سر به سر دل من نزار من و دیگه در نیار ♪♪♫♫♪♪♯
عاشقت شدم من همین یبار جون تو
کوه به کوه آمده ام مو به مو آمده ام
تار کیسوی تو دیدم سمت او آمده ام
مو به مو آمده ام من کوه به کوه آمده ام
تار کیسوی تو دیدم سمت او آمده ام

♪♪♫♫♪♪♯ تنظیم کننده : امیر میلاد نیکزاد ♪♪♫♫♪♪♯
دل ای دل دل ای دل ای دل ای دل
دانلود آهنگ حمید هیراد مستم کن
هر لحظه به دام تو گرفتارمو بیمارم
هر لحظه به دام تو گرفتارمو بیمارم
بیا جون دلم نازتو خریدارم
♪♪♫♫♪♪♯  ایمان مرا عقل مرا برد چشمان تو ♪♪♫♫♪♪♯
دلداده ی او گشتم و می کشد مرا خم ابروی تو
سر به سر دل من نزار  من و دیگه در نیار
عاشقت شدم من همین یبار جون تو

♪♪♫♫♪♪♯

حمید هیراد مستم کن

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ حمید هیراد مستم کن

  • تاریخ : ۱۹ام مهر ۱۳۹۶
  • موضوع : آگهی

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش را برای شما کاربران گرامی آماده کرده ایم .

رها خدایاری بازیگر سینما و تلویزیون ایران متولد ۱۳۶۳ در تهران می باشد .

او فارغ التحصیل رشته عکاسی در مقطع کارشناسی ارشد است .

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 1 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

بیوگرافی رها خدایاری

شروع فعالیت هنری

رها خدایاری با فعالیت در زمینه تئاتر وارد عرصه هنر شد .

او با ایفای نقش سهیلا در سریال یادآوری در شبکه آی فیلم درخشید و بیشتر شناخته شد .

رها خدایاری همچنین سابقه بازی در چند تله فیلم و چند قسمت از سریال شاید برای شما هم اتفاق بیفتد را دارد .

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 5 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

نحوه انتخاب رها خدایاری در سریال یادآوری

دستیار آقای قاسم زاده با رها خدایاری تماس گرفت تا برای تست بازیگری به دفتر تولید برود .

در آنجا دو نقش سهیلا و شیوا برای تست دادن به او پیشنهاد شد .

به دلیل علاقه اش به کسب تجربه های جدید نقش سهیلا را انتخاب کرد زیرا با شخصیتش فاصله داشت .

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 6 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

ازدواج

هنوز عکس یا خبری مبنی بر نامزدی و یا ازدواج رها خدایاری در رسانه ها منتشر نشده است .

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 7 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

فیلم و سریال

رها خدایاری در کارهای بسیاری از جمله سریال سر به راه ، دیوار شیشه ای ، جاده چالوس ، فیلم سینمایی کاکا ، دوباره زندگی و … به ایفای نقش پرداخته است .

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 8 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

تئاتر ها

او سابقه هنرنمایی در گلوله جادویی ، خر از دست رفته ، رهگذر کوچه های تنگ و … را در کارنامه خود دارد .

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 9 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

عکس های رها خدایاری

در ادامه جدیدترین عکس های رها خدایاری را مشاهده خواهید کرد .

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 10 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

رها خدایاری

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 4 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

عکس های جدید رها خدایاری

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 3 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

زندگینامه رها خدایاری

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 2 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

عکس های اینستاگرام رها خدایاری

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 17 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 16 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 15 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 14 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 13 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 12 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش 11 بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش

همچنین  خواندن بیوگرافی زیر را به شما عزیزان پیشنهاد می کنیم :

بیوگرافی کمند امیرسلیمانی بازیگر و همسرش

نوشته بیوگرافی رها خدایاری بازیگر و همسرش اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

صفحه 20 از 527
»...10 قبلی 16171819202122232425 بعدی 304050...«