• تاریخ : ۱۱ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

عقیق: یکی از خبرنگاران با انتشار توئیتی از حضور رهبر انقلاب در منزل یکی از شهدای ارامنه رویداد داد.
به نقل کرد وی شب گذشته (نهم دی ماه) در آستانه سال نوی میلادی رهبر انقلاب با حضور در منزل شهید آودیسیان در ناحیه ۸ پایتخت با خانواده این شهید ارمنی دیدار داشته اند.

ملاقات و دلجویی از خانواده شهدای ارامنه از پلن های ثابت رهبر معظم انقلاب از اوایل دوران دفاع مقدس هست.



  • تاریخ : ۱۱ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

در نهم دی‌ماه ٨٨ كشتی نجات یعنی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) پرتوی از حب خود را در دل‌وجان ایرانیان تاباند

به نقل پایگاه‌هشدار‌رسانی‌دکتر‌رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام نوشت:

حماسه نهم دی رویدادی درخشان و نشانه‌ای از حمایت‌های الهی از انقلاب هست. یک‌بار دیگر مردم به كمك نظام آمدند و ثابت كردند تا با نظام‌اند، هیچ تهدیدی كارساز نیست.

در نهم دی‌ماه ٨٨ كشتی نجات یعنی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) پرتوی از حب خود را در دل‌وجان ایرانیان تاباند که چون آب بر آتش فتنه نشست.

این بارقه دشمن‌شکن، از برکت ایمان و ایثار ملت مسلمان، همچنان در جریان هست و هرگاه مردم ببینند که دشمن به هر بهانه‌ای، اساس اسلام و نظام اسلامی را نشانه رفته هست، به صحنه می‌آیند و در برابر توطئه‌ها، تحریم‌ها و تهدیدها، همواره بیدار بوده، رهاورد نهم دی را با دل‌وجان پاس خواهند داشت.

حماسه نهم دی

  • تاریخ : ۱۱ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

عقیق:سال
۱۳۶۶ بود. سه سال از شهادت محمدرضا می گذشت. یکی آمد و گفت عده ای از
سربازان می خواهند به خانه تان بیایند. پدر رفت سراغ شیرینی زبان و گل هایی
که گل فروشی سر خیابان تلنبار کرده بود. مادر هم همراه دخترش به آشپزخانه
رفت تا برای سربازان، چای دم کند. ناگهان اتومبیلی از خیابان خاوران آمد و
چنان به داخل بن بست پیچید که نظر بچه های داخل بن بست را جلب کـــرد. درِ
اتومبیل طوری تنظیم انجام گرفت که داخل راهروی خانه باز شود. روحانی قد بلندی از
ماشین پیاده انجام گرفت. حاج آقا و حاج خانم باورشان نمی انجام گرفت جناب آقا رییس جمهور را در قاب چهارچوب خانه شان می بینند. هول
شده بودند. در همین حال، برق ها هم رفت! حاج خانم خودش را به زیرزمین
رساند تا پیک نیک گازی اش را بیاورد و کمی نور بدهد به خانه کوچکش. آقا
خامنه ای سرزده آمده بود و نشست به صحبت با حاج آقا. کمی که گذشت، سراغ
مادر را گرفت. حاج خانم که از تعجب در همان آشپزخانه نشسته بود و صحبت ها
را گوش می داد با صدای حاج آقا به خود آمد و راهی پذیرایی انجام گرفت. در کمال
ناباوری و خوشحالی از مهمانان پذیرایی کردند و تعداد فریم تصویر یادگاری هم
گرفتند. جناب آقا رییس جمهور دست خالی نبود. سکه ای به رسم یادگار به حاج آقا
داد و قرار انجام گرفت مشکل سند خانه شان هم حل شود. یک ماه بعد، همه خانه های محله
که سند نداشتند و بدون آب و برق، سر می کردند، مشکلشان حل انجام گرفت.

تعداد کوچه آنطرف تر خانواده عرب شاهی زندگی می کردند که ۷ شهید در راه اسلام و انقلاب داده بودند.
وقتی رویداد دیدار جناب آقا رییس جمهور به گوششان رسید، حسرت خوردند که دلیل این
توفیق نصیب آن ها نشده. فکر می کردند پارتی گیم شده. حاج خانم برایشان
توضیح داد که روح ما هم از این دیدار رویداد نداشت… هنوز هم شیرینی آن دیدار
زیر زبان حاج خانم هست. می گوید: بعد از آقا دیگر هیچ کسی به ما سر نزد!

خانواده «اعظم نظامی» سه پسر داشت.
اولی به خاطر خانوم و فرزند، نتوانست به جبهه برود. پدر خانواده او را زیاد از
حد دوست داشت و اجازه این کار را به او نداد. دومین فرزند، نامش محمدرضا
بود و نازپرورده ی مادر. آنقدر اصرار کـــرد تا رضایت مادر را گرفت. بارها به
جبهه رفت تا شهید انجام گرفت. فرزند سوم هم کوچک بود و سن و سالش به جبهه نمی خورد.
اما در بسیج، راه برادرش را ادامه داد. حالا تعداد سالی هست که پدرِ خانواده
هم پیش خدا رفته و حاج خانم
تنهای تنها توی یکی از بن بست های شهرمان (پایتخت) زندگی می کند.

خانه ای کوچک در بن بست شهید اعظم نظامی(خیابان خاوران – ناحیه ۱۵) عصر روز گذشته میزبان اعضای گروه «دیدار» بود.
جوانانی که از سال ۱۳۹۰ به خانه شهیدان، جانبازان و ایثارگران می روند و در
دیدارهای کوتاه، یاد حماسه ها را در دلشان زنده نگه می دارند. دخترها چای
دم کردند و بسته های یکبار مصرف میوه و شیرینی که خودشان آورده بودند هم
دست به دست انجام گرفت. یک مهمانی ساده و بی دردسر برای خانواده شهید…

از
وقتی حاج خانم به زمین افتاده و کمرش به در ورودی خورده و آسیب دیده، رفت و
آمدش در خانه هم برایش مشکل شده چه برسد به اینکه دو طبقه را پایین برود و
بخواهد آب و هوایی عوض کند. حتی گاهی نمی تواند به بهشت زهرا(س) برود و به
محمدرضای شهیدش سری بزند. صندلی چرخ دار، عصا و واکر در گوشه خانه نشان از
مشکل حاج خانم برای هر حرکتی هست؛ اما با همه کهولت سن و رنج هایی که
دیده، جلوی جمع ما آسوده و شیوا حرف می زند. برق چشم هایش نشان می دهد که حال و هوای دلش با غروب های دلگیر جمعه های دیگر فرق اساسی دارد. همه را دعا می کند و می گوید باز هم به من سر بزنید…

۷ ماه اصرار می کـــرد که به جبهه برود. گفتم: دیپلمت را بگیر و برو. روزی که دیپلم را گرفت، آن را به من داد و گفت: بفرما این هم دیپلم اما نه به درد من می خورد، نه به درد شما…
بعد از شهادتش دیپلم را قاب گرفتیم. راست می گفت. نه به درد او خورد، نه
به درد ما. محمدرضا راهش را پیدا کرده بود. آنقدر رفت تا رسید.

روز مادر که می شود دلم می گیرد. یاد آن روز مادری می افتم که با پول توجیبی اش یک بیسکوئیت مادر خریده بود تا به من کادو بدهد.
کادو را گرفتم و گذاشتم روی کمد. آنقدر رفت و آمد تا آن بیسکوئیت را گرفت.
برای من گرفته بود اما دوست داشت خودش بخورد! با دسته جارو به شوخی یکی هم
زدم به پایش. رفت نشست روی پله و شروع کـــرد به خوردن. با خنده می گفت: حالا
که زدی مادر بی مادر!… هر سال روز مادر که می شود نمی دانم از این خاطره بخندم یا گریه کنم. محمدرضا مهربان بود. پسر دوم بود اما برای من عزیز کرده بود.

هنوز به کربلا نرفته ام! آرزو
دارم. اوایل می گفتم باید صدام بمیرد. بعدش که مُرد، حال حاج آقا بد انجام گرفت و
با سرطانی که داشت نمی انجام گرفت تنهایش بگذارم. بعد از آن هم از پا افتادم. یکی
از تصویر های محمدرضا را برایم آوردند که با دوستانش روی دوش هم سوار شده
بودند تا بلکه چراغ های کربلا را از مرز قصر شیرین ببینند. نمی دانم
بالاخره دید یا نه. با اینکه خیلی خطر داشت ولی محمدرضا بالا رفته بود تا
کربلا را ببیند. حالا دوست دارم به نیابت پسرم به زیارت امام حسین(ع) بروم.

یک
هفته خبری از محمدرضا نبود. خواب دیدم در محله مان می رفتم که آقایی از من
دعوت کـــرد در مجلس روضه شرکت کنم. وارد گاراژ بزرگی شدم که بالایش نشسته
بودند برای روضه خوانی. ناگهان پایم به چیزی گرفت و زمین خوردم. وقتی به
خودم آمدم دیدم پایم به یک سنگ مزار گرفته که اسم محمدرضا را رویش نوشته بودند. به هول از خواب پریدم. دیدم حاج آقا هم بیدار شده. حاج آقا هم خواب دیده بود که کاسب های محله دارند سینه می زنند. وقتی پرسیده بود، نقل کرد بودند محمدرضا شهید شده. حاج آقا هم به هول از خواب پرید. جفتمان فهمیدیم که محمدرضا رفته هست…

حاج
آقا اهل مشهد بود. عمه های محمدرضا هم آنجا بودند. قبل از اعزام آخر به
مشهد رفت و یک دل سیر زیارت کـــرد. از همه خداحافظی کـــرد و رفت. بعد از شهادت
محمدرضا وقتی به مشهد رفتم، به حرم رفتم اما داخل صحن نشدم. انگاری دلم گرفته بود از شهادت پسرم و آن را از امام رضا می دیدم.
باز هم محمدرضا به خوابم آمد و با ناراحتی از من گله کـــرد. حال و هوایم عوض
انجام گرفت. از کارم پشیمان شدم و رفتم به پابوس علی بن موسی الرضا (ع).

گزارش همشهری محله ۱۵ از خانواده شهید اعظم نظامی در ۲۱ شهریور ۱۳۸۳

در
ناحیه کوشک (دزفول) یک هفته آب نداشتند. وقتی تانکر آب آمد، محمدرضا رفت
تا برای تخلیه اش کمک کند. تیر مستقیم آمد و خورد به پشت سرش. دوم اردیبهشت
۱۳۶۳ بود. وقتی پیکرش را به پزشکی قانونی آوردند خیلی اصرار کردم که
ببینمش. اولش نمی گذاشتند اما بالاخره راضی شدند. قدّم به کشوی محمدرضا نمی
رسید. دستم را گذاشتم زیر سرش. دستم فرو رفت!دلم هُری ریخت. زیر سرش و قسمتی که آسیب دیده بود، پنبه گذاشته بودند. دلم شکست. دعا کردم خدا این فرزند را از من قبول کند…

سالی یک دست کت و شلوار برای پسر بزرگمان می خریدیم و همان را سال بعد پسرهای دیگرم می پوشیدند. یک سال محمدرضا گفت: من تا کی کهنه‌پوش علی باشم؟ دلم سوخت. یک روز رفتیم و برایش کت و شلوار خریدم. تعداد روز بعد دیدم کت و شلوارش را به یکی از هم محله ای های فقیر داده.

امدادگر بود. در لشگر ۷۷ خراسان. افزایش هم در ناحیه سرپل ذهاب و قصر شیرین خدمت کـــرد.در جبهه مداحی هم می کـــرد اما این مکان رویش نمی انجام گرفت بخواند.

می
خواستیم برایش خانوم بگیریم. اعزام آخر گفت: دعا کرده ام که دیگر برنگردم اما
اگر برگشتم دختری را می خواهم که باید برایم بگیرید… رفت و شهید انجام گرفت و ما
هم آخر نفهمیدیم که کدام دختر را می خواست.
عاشق شده بود اما عشقش را گذاشت و رفت…

دوران انقلاب پا به پای من به راهپیمایی ها می آمد. سرِ نترسی داشت. در تشییع جنازه اش یکی از اقوام سرکوفت می زد که حالا مزد آن همه راهپیمایی را گرفتی؟! دلم شکست اما خدا را شکر کردم که پسرم در راه هدفش رفت…

من
خوابش را نمی بینم. اما خانم همسایه مان یک بار محمدرضا را دیده بود که
روی پشت بام ایستاده و آنجا را پر از جعبه های شیرینی کرده بود. داخل هر
جعبه هم فقط یک شیرینی گذاشته بود. خانم همسایه می گوید: از محمدرضا حالش
را پرسیدم. پاسخ داد: جایم نیکو هست؛امروز عروسی من هست…
یکی از آن شیرینی ها را به من داد. نصفش را خوردم و نصفش را در همان خواب
نیت کردم برای خواهرزاده ام که دکترها جوابش کرده بودند. خوابم ادامه داشت
که پسرم آمد و صدایم کـــرد. ناراحت بودم که خوابم نصفه و نیمه مانده. صبح به
بیمارستان رفتم. خواهرزاده ام را مرخص کرده بودند. می گفتند آزمایشاتش طوری شده که انگار هیچوقت بیمار نبوده…

منزل شهید اعظم نظامی برروی نقشه

محمدرضا ۸ مرداد ۱۳۴۱ به دنیا آمد و ۲ اردیبهشت ۱۳۶۳ پر کشید؛ محمدرضا وقتی به حجله شهادت رفت فقط ۲۲ سالش بود.

منبع:مشرق

  • تاریخ : ۱۱ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

مشكل گرانی و چالش مؤسسات مالی و اعتباری جدی هست، اما با اتكا به توانمندی‌های درونی قابل‌حل هست. دولت و مجلس نباید، با شعارهای منقضی شده، از زیر بار مسؤولیت شانه خالی كنند. مردم معترض ما هوشیار هستند و صف خود را از معاندین جدا می‌کنند، در هر اعتراضی ممكن هست، از منافقین گرفته تا فتنه گران وارد شوند ولی مردم شعارهای آن‌ها را تکرار نمی‌کنند، در مقابل هم دولتی‌ها و مجلسی‌ها، مشكلات را حل كنند، ناکارآمدی‌ها را با حرف نمی‌شود جبران كرد، گران سازی سوخت و دیگر اقلام بدون بالا رفتن درامد مردم كار درستی نیست، دولت و مجلس به اعتراضات مردم پاسخ‌های قانع‌کننده بدهند

پاسخگویی عملی بجای حرف درمانی

  • تاریخ : ۱۰ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : آگهی

معنی اسم سوفی چیست ؟ اسم دخترانه

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها با عنوان معنی اسم سوفی چیست ؟ اسم دخترانه در خدمت شما عزیزان هستیم .

معنی اسم سوفی چیست ؟ اسم دخترانه معنی اسم سوفی چیست ؟ اسم دخترانه

معنی اسم سوفی چیست ؟ اسم دخترانه

اسم سوفی ، اسم مونث یونانی می باشد .

معنی اسم سوفی ، فرزانه و حکیم است و برخی سوفی را به معنی اهل علم نیز می خوانند .

این اسم از کلمه سوف به معنای دانش مشتق شده است .

معادل ابجد اسم سوفی ، ۱۵۶ می باشد .

این اسم جز اسامی دخترانه پرطرفدار است و در ایران نیز بسیار استفاده می شود .

امیدواریم این مطلب از دانستنی ها فارسی مورد پسند شما عزیزان قرار گرفته باشد .

نوشته معنی اسم سوفی چیست ؟ اسم دخترانه اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۰ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

عقیق:دفاع از حرم اهل‌بیت(ع) در حقیقت دفاع از اسلام هست همچنان که امام
بزرگوارمان درباره جنگ تحمیلی فرموده بودند که جنگ رژیم بعث عراق با جمهوری
اسلامی ایران، جنگ بین دو کشور نیست بلکه همه اسلام در برابر همه کفر
ایستاده هست. امروز نیز کسانی که با تأسی از آیه «الذین امنوا و هاجروا و
جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله» از منطقه و دیار
خود هجرت می‌کنند و از حرم‌های اهل بیت(ع) در در عراق و سوریه در مقابل
تعدّی دشمنان، دفاع می‌کنند؛ در حقیقت، مشمول همان فرمایش رهبر کبیر انقلاب
خواهند بود.

در بیست و هشتمین دیدار جامعه قرآنی با خانواده‌های
معظم شهیدان در سال ۱۳۹۶ هیأتی از فعالان قرآنی کشور به دیدار خانواده شهید
«حسین معز غلامی» رفتند که مشروح آن را در ادامه ملاحظه خواهید کـــرد:

مهدی سیفی حافظ قرآن در ابتدای این دیدار به تلاوت آیاتی از کلام الله پرداخت.

شهید
«حسین معز غلامی» در سال ۱۳۷۳ دیده به جهان گشود. امام خمینی(ره) در توصیف
مقام شهیدان اینطور فرمودند: «شهادت هنر مردان خداست»؛ حسین؛ هم وجودش
مملو از ایمان ناب بود و هم هنر مردانگی‌اش را به رخ همه کشیده بود. هرگز
به مطامع دنیا و مادیات بهاء نداد و اعمالش را امانتی برای خدا به کار گرفت
و زکات این ثروت خدادادی‌اش را در خدمت به اسلام، انقلاب و شهیدان ادا
کرده بود.

حسین؛
در بین فامیل و اقوام شاخص بود و جذابیت عجیبی در کارهایش داشت که بیننده
از دیدنش سیر نمی‌انجام گرفت. داغ شهادتش برای همه دوستان و آشنایانش سوزنده‌تر از
دیگران بود دلیل که یک دنیا جذابیت داشت. شهید معز غلامی از بین ما پر کشید و
رفت. سوزنده‌تر از شهادتش، دلتنگی‌های مادر و پدر داغدیده و خانواده بود
که  می‌آزرد. هر تایم چشمان غمدیده مادر و پدر این شهید به قاب تصویر فرزند
برومندشان دوخته می انجام گرفت، ناخداگاه اشک از چشمان آنها جاری می‌انجام گرفت. خاطرم هست
که پیش از شهادت حسین، پدرش یک تار موی سفید بر سرش نداشت و پس از شهادت
حسین، پایان موها و محاسن او سفید شده بود و مادر این شهید که از فراغ
عزیزش، زیاد رنج می‌کشید اما با این حال هر تایم از فرزندش نقل کرد می‌گفتند،
به مصیبت‌های حضرت زینب(س) اشاره می‌کـــرد و می‌گفت: «فرزند ما رهرو علی
اکبر(ع) بود و فدایی خانم زینب کبری(س) انجام گرفت» و این جملات، قلب و جان او را
تسکین می‌داد.

نخستین نکته‌ای که در زندگی شهید مدافع حرم حسین معز
غلامی جلب توجه می‌کند، این نکته هست که او مداح اهل بیت بود. در بخش‌هایی
از مداحی‌های این شهید که از طرف یکی از دوستانش به دستم رسید حرف‌هایی هست
از جنس ناله یکی از جاماندگان قافله شهیدان: «نمی‌دونم تا به کی باید آقا
بمونم/ رفیقام شهید بشند، ولی من جا بمونم. . .».

شهید حسین معز غلامی آنقدر درب خانه ارباب بی‌کفن را عاجزانه کوفت،
تا اینکه قرعه شهادت به نامش افتاد و گوی سبقت را از پدر جانبازش ربود.

اگر دکترای خودم را هم بگیرم باز هم به سپاه خواهم رفت

تلاش و موفقیت شهید حسین معز غلامی در عرصه‌های قرآنی:

حسین
از ۶ سالگی شروع به یادگیری قرآن کـــرد و تلاشش این بود که روزانه یک صفحه
قرآن را با مفاهیم آیات حفظ کند. در کنار حفظ قرآن، که از همان نوجوانی با
اشتیاق دنبال می‌کـــرد، تلاوت قرآن را تحت نظر استاد ابوالقاسمی، سبز‌علی و
زکیلو آغاز کـــرد و نوای دلنشین خود را در این بخش پرورش داد و به نمایش
گذاشت.  در همان نوجوانی حدود ۵ جزء قرآن را حفظ کـــرد. هنگامی که پای در
مقطع راهنمایی گذاشت، در همان روز نخست، به جایگاه رفت و شروع به تلاوت
قرآن کـــرد و از همان روز قاری مدرسه انجام گرفت، به جز مدرسه در محافل و هیأت‌ها هم
تلاوت می‌کـــرد. زمانی که حسین دوران پیش‌دانشگاهی را سپری می‌کـــرد بارها و
بارها به ما گفت که می‌خواهد وارد سپاه شود و در این نهاد مقدس خدمت کند.
از آنجایی که عمو‌ها و دایی ایشان پاسدار بودند مکرراً به حسین می‌گفتند که
شما باید با تحصیلات بالا وارد سپاه شوید تا بتوانید خدمات بهتر و
شایسته‌تری انجام دهید. بعد از اعلام نتایج کنکور، حسین در رشته تکنسینی
اتاق عمل پذیرفته انجام گرفت اما تمایلی به این رشته نداشت. می‌گفت اگر دکترای خودم
را هم بگیرم باز هم به سپاه خواهم رفت. در نهایت در دانشگاه امام حسین(ع)
پذیرفته انجام گرفت.

پدر شهید در این باره می‌گوید: پس از شهادتش خیلی بی‌تابی می‌کردم تا اینکه حسین به خوابم آمد و گفت: “بابا جان آرام باش، از یک میلیون انسان شاید تنها یک نفر شهید شود و مابقی همه می‌میرند“.
آنهایی که حسین را می شناختند؛ علاقه‌مند او شده بودند یکی از دلایل آن هم اهتمامش به قرآن و ذکر اهل بیت (ع) بود.

انجام
کار برای شهیدان و امور مربوط به ایشان روح بلندپروازه حسین را تسکنین
نمی‌داد. از طرف دیگر به واسطه فعالیت در بسیج و هیات های مذهبی و ستایشگری
آل الله(ع) محبوبیت زیادی بین نزدیکان کسب کرده بود.

حسین؛  با‌
آغاز توطئه تکفیری‌ها در ناحیه، راهی کشور عراق انجام گرفت و مدتی در آنجا به نبرد
با دشمنان اسلام پرداخت. دوبار به عراق اعزام انجام گرفت اما در ادامه برای نبرد با
دشمنان تکفیری راهی سوریه انجام گرفت، حضورش در سوریه به یک سفر ختم نشد و پس از
آن دوبار دیگر هم به این کشور رفت تا اینکه در سفر سوم در تاریخ ۴
فروردین‌ماه ۱۳۹۶ در سن ۲۳ سالگی به شهادت رسید.

در این دیدار همچنین
محسن آقایی مداح خوش‌خوان اهل بیت(ع) به مرثیه سرایی پرداخت و پس از ایشان
پدر شهید غلامی نیز تعداد دقیقه‌ای روضه خوانی کـــرد. در پایان نیز هدایایی از
سوی نهادهای فرهنگی و قرآنی کشور همچون شورای توسعه فرهنگ قرآنی، معاونت
قرآنی وزارت ارشاد و سازمان قرآن و عترت سپاه پایتخت بزرگ به خانواده معظم
شهید حسین معز غلامی اهداء انجام گرفت.

تصویری از وصیت نامه شهید حسین معز غلامی:

منبع:تسنیم

  • تاریخ : ۱۰ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : آگهی

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

همینک در مجله آنلاین فارسی ها با عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین به صورت کامل در خدمت شما عزیزان هستیم .

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 1 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

تایانچ آی آیدین بازیگر نقش حسین در سریال ماکسیرا می باشد .

بیوگرافی تایانچ آی آیدین بازیگر نقش حسین در سریال ماکسیرا

تایانچ آی آیدین متولد ۷ اوت ۱۹۷۹ در استانبول ترکیه می باشد .

وی یکی از معروف ترین بازیگران سینما و تلویزیون ترکیه می باشد .

وی فارغ التحصیل رشته تئاتر در یک دانشگاه خصوصی است .

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 2 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

در سال ۲۰۱۱ با یکی از بازیگران سینما اردواج کرد اما ازدواج آنها در همان سال به طلاق منجر شد .

تایانچ آی آیدین آهنگساز سریال ماکسیرا و بازیگر یکی از نقش های اصلی سریال است .

در ادامه شما عزیزان را به دیدن جدیدترین عکس های تایانچ آی آیدین دعوت می کنیم .

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 3 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

حسین در سریال ماکسیرا

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 17 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

عکس های تایانچ آی آیدین

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 16 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

عکس های حسین در سریال ماکسیرا

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 15 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

بیوگرافی تایانچ آی آیدین

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 14 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

بیوگرافی حسین در سریال ماکسیرا

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 13 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

تصاویر تایانچ آی آیدین

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 12 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

زندگینامه حسین در سریال ماکسیرا

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 11 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

زندگینامه تایانچ آی آیدین

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 10 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

تصاویر حسین در سریال ماکسیرا

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 9 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

تایانچ آی آیدین

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 8 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

بازیگر نقش حسین در سریال ماکسیرا

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 7 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 6 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

تایانچ آی آیدین

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 5 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین 4 عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین

همچنین در مجله آنلاین فارسی ها بخوانید :

عکس های زینب در سریال ماکسیرا و بیوگرافی پلین اوزتکین

نوشته عکس های حسین در سریال ماکسیرا و بیوگرافی تایانچ آی آیدین اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۰ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

ملت ایران در جمهوری اسلامی، سرنوشت سیاسی خود را به دست گرفتند، ولی هم در انتخاب افراد و هم در مطالبه‌گری از آنها با مشكل مواجهند.

به نقل پایگاه‌هشدار‌رسانی‌دکتر‌رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام نوشت:

ملت ایران در جمهوری اسلامی، سرنوشت سیاسی خود را به دست گرفتند، ولی هم در انتخاب افراد و هم در مطالبه‌گری از آنها با مشكل مواجهند.

در انتخاب افراد، اطلاعات دقیق ندارند و این باعث می‌شود كه نامزدها با حرافی، وعده و وعید و تحریك احساسات عمومی، فرایند تصمیم‌گیری مردم را به انحراف بكشانند. به‌این‌ترتیب مردم تعداد ماه بعد از انتخاب، تازه به‌اشتباه خود پی برده، پشیمان می‌شوند. در مطالبه گری از مسؤولین هم به مردم كمك نمی‌شود كه حل هر مشكلی را از چه كسی باید خواست. راه عبور از این مشكلات آن هست كه احزاب قوی تشكیل شود تا مردم دسته‌جمعی مشورت و سپس انتخاب كنند.

ملت در جمهوری اسلامی

  • تاریخ : ۱۰ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : آگهی

آیا تلگرام فیلتر می شود؟ جزئیات قطعی تلگرام و اینستاگرام

همینک در اخبار تکنولوژی مجله آنلاین فارسی ها با عنوان آیا تلگرام فیلتر می شود؟ جزئیات قطعی تلگرام و اینستاگرام در خدمت شما عزیزان هستیم .

آیا تلگرام فیلتر می شود؟ جزئیات قطعی تلگرام و اینستاگرام آیا تلگرام فیلتر می شود؟ جزئیات قطعی تلگرام و اینستاگرام

آیا تلگرام فیلتر می شود؟ جزئیات قطعی تلگرام و اینستاگرام

برای حفظ آرامش و امنیت شهروندان و با تصمیم سطوح عالی امنیتی کشور فعالیت دو نرم افزار تلگرام و اینستاگرام موقتا محدود شد .

معاون سیاسی وزیر کشور با تایید این خبر گفت خارج شدن تلگرام و اینستاگرام موقتی است .

وقتی اختلالی در نظم عمومی ایجاد شود طبیعی است که به شکل مقطعی دست به محدودیت بزنیم .

گفتنی است دعوت به آشوب خیابانی و وحشی گری توسط برخی کانال های تلگرامی معاند نظام عامل اصلی محدودیت تلگرام به شمار می رود .

برخی کانال های معاند نظام از جمله آمد نیوز با انتشار اخبار کذب قصد تحریک مردم و موج سواری روی تجمع مردمی نه به گرانی را داشتند .

آیا تلگرام فیلتر می شود ؟

در پی اختلال در نسخه های موبایلی تلگرام از بعد از ظهر امروز برخی گمانه زنی ها این امر را ناشی از تخلف این پیام رسان از ضوابط اعلامی خود می دانند .

در اغتشاشات دو روز گذشته آمد نیوز ضمن انتشار اخبار کذب و خلاف واقع اقدام به آموزش چگونگی ساخت بمب های دست ساز و گاز اشک آور کرد .

در پی این امر آذری جهرمی وزیر ارتباطات دست به توییت شد و گلایه خود از دوروف موسس تلگرام را اعلام کرد و خواستار قطع تشویق این کانال شد که در نهایت منجر به مسدود شدن این کانال گردید .

اما متعاقبا دست اندر کاران این کانال اعلام کردند همین خط مشی را با نام کانال دیگری ادامه خواهند داد .

امری که با ضوابط اعلامی تلگرام مغایرت دارد .

برخی فعالان رسانه ای و فضای مجازی ، اختلالات امروز نسخه موبایلی این پیام رسان را بی ارتباط با این تخلف مدیر تلگرام نمی دانند .

نوشته آیا تلگرام فیلتر می شود؟ جزئیات قطعی تلگرام و اینستاگرام اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

  • تاریخ : ۱۰ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

عقیق: حاج سعید حدادیان که دیروز پس از مراسم بزرگداشت حماسه نه دی ، تحت عمل جراحی حنجره قرار گرفته بود ، صبح امروز از بیمارستان مرخص انجام گرفت.
حاج عبدالرضا هلالی نیز امروز به عیادت این مداح اهل بیت (ع) رفته بود.

محمد حسین حدادیان با انتشار پستی ، درباره بستری شدن حاج سعید توضیحاتی را ارائه کرده بود.

صفحه 30 از 714
»...1020 قبلی 26272829303132333435 بعدی 405060...«