• تاریخ : ۲۷ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : آگهی

این مطلب از وب سایت و زسانه بزرگ آپ موزیک رپورتاژ گردیده است.

دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی و سینا سرلک دل ای دل

موزیک بسیار شنیدنی و جدید خواننده محسن چاوشی و سینا سرلک بنام دل ای دل همراه با تکست و کیفیت عالی از آپ موزیک…

آهنگسازی : محسن چاوشی / تنظیم کننده : شهاب اکبری

Download New Song By Mohsen Chavoshi ft Sina Sarlak – Del Ey Del With Text And Direct Links In UpMusics

152385321812079852mohsen chavoshi sina sarlak del ey del دانلود آهنگ محسن چاوشی و سینا سرلک دل ای دل

متن آهنگ دل ای دل محسن چاوشی و سینا سرلک

♪♪♫♫♪♪♯

غم و درد دل مو بی حسابه
خدا دونه دل از هجرت کبابه
بنازم دست و بازوی تو صیاد ♪♪♫♫♪♪♯
بکش مرغ دلم بالله ثوابه

♪آهنگسازی : محسن چاوشی♪
سیاهی دو چشمانت مرا کشت
درازی دو زلفونت مرا کشت ♪♪♫♫♪♪♯
به قتلم حاجت تیر و کمان نیست
خم ابرو و مژگونت مرا کشت

UpMusicTag دانلود آهنگ محسن چاوشی و سینا سرلک دل ای دل

ای دل
داد و بیداد ای وای
اگر یار مرا دیدی به خلوت
بگو ای بی وفا ای بی مروت ♪♪♫♫♪♪♯
گریبانم ز دستت چاک چاکت
نخواهم دوخت تا روز قیامت
چرا آزرده حالی ای دل ای دل
همه فکر و خیالی ای دل ای دل ♪♪♫♫♪♪♯
بسازم خنجری دل را برآرم
ببینم تا چه حالی ای دل ای دل
چرا افسرده حالی ای دل ای دل
همه فکر و خیالی ای دل ای دل ♪♪♫♫♪♪♯
بسازم خنجری دل را برآرم
بوینم تا چه حالی ای دل ای دل

UpMusicTag دانلود آهنگ محسن چاوشی و سینا سرلک دل ای دل
دلا از دست تنهایی به جونم
ز آه و ناله ی خود در فغونم
شبان تار از درد جدایی ♪♪♫♫♪♪♯
کنه فریاد مغز استخونم
ز بوی زلف تو مفتونم ای گل

♪تنظیم کننده : شهاب اکبری♪
ز رنگ روی تو دلخونم ای گل
من عاشق زعشقت بیقرارم ♪♪♫♫♪♪♯
تو چون لیلی و من مجنونم ای گل
دو زلفانت گرم تار ربابم
چه میخواهی ازین حال خرابم
تو که با مو سر یاری نداری ♪♪♫♫♪♪♯
چرا هر نیمه شو آیی بخوابم

♪♪♫♫♪♪♯

محسن چاوشی و سینا سرلک دل ای دل

منبع ( surce ) : دانلود آهنگ محسن چاوشی و سینا سرلک دل ای دل

  • تاریخ : ۲۷ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : ایرانی

آزمون دوره متوسطه نخست برای سال جاری، مثل گذشته انجام می گیرد

 عواقب و مسئولیت هرگونه تأخیر در اجرای رهنمودهای جلسه اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد جذب دانش آموزان تیزهوش دوره نخست متوسطه در سال ۹۷ ،بر عهده وزارت تعلیم و پرورش هست.

 ارائه گزارش اصلاحات در “سمپاد” به ویژه در نحوه ی جذب ، برای اعمال از سال ۹۸ به بعد به اعضای شورا، شناسایی و برخورد با مافیای مدارس غیرانتفاعی و مبارزه جدی با جریان هایی که به دنبال تکمیل حلقه ثروت و قدرت در فرآیند تعلیم و تعلم هستند، از اولویت های وزیر محترم تعلیم و پرورش هست.

 نگرانی و سرگردانی دانش آموزان تیزهوش و خانواده های محترم آنان را هرچه سریعتر برطرف کنید و اجازه ندهید که نخبگان و اولیای محترم و پرتلاش آنان، به ویژه در مناطق محروم، اسیر منازعات صاحبان منافع شوند.

زمان بارگذاری افزایش بر مردم نیست.
 باربرداری کنید!

  • تاریخ : ۲۷ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : ایرانی

شرح و تفسير حکمت ۳۵۴ نهج البلاغه با موضوع شیوه تبریک نوزاد را این مکان بخوانید.

عقیق:نهج البلاغه با مرور قرن‌ها نه تنها تازگی و جذابیت
خویش را حفظ کرده که فزون‌تر ساخته هست و این اعجاز نیست مگر به سبب ویژگی
هایی که در شکل و محتوا هست. این امتیاز را جز در مورد قرآن نمی توان یافت
که در کلام امام علی(ع) درباره قرآنآمده هست: « ظاهره انیق و باطنه عمیق،
لاتفنی عجائبه و لاتنقضی غرائبه » قرآن کتابی هست که ظاهری زیبا و باطنی
عمیق دارد، نه شگفتی های آن پایان می‎پذیرد و نه اسرار آن منقضی می‎شود. در
نقل کرد مشابهی نیز آمده هست : «لاتحصی عجائبه و لاتبلی غرائبه» نه شگفتی های
آن را می‎توان شمرد و نه اسرار آن دستخوش کهنگی می‎شود و از بین می‎رود.
سخنان
امام علی(ع) در فاصله قرن نخست تا سوم در کتب تاریخ و حدیث به صورت پراکنده
وجود داشت. سید رضی در اواخر قرن سوم به گردآوری نهج البلاغه پرداخت و
اکنون زیاد از هزار سال از عمر این کتاب شریف می‎گذرد. هر تعداد پیش از وی نیز
افراد دیگری در گردآوری سخنان امام علی (ع) تلاش‌هایی به عمل آوردند، اما
کار سید رضی به خاطر ویژگی هایی که داشت درخشید و ماندگار انجام گرفت، چون سید رضی
دست به گزینش زده بود.

شرح و تفسير حکمت 354 نهج البلاغه

وَهَنَّأ بِحَضْرَتِهِ رَجُلٌ رَجُلاً بِغُلامٍ وُلِدَ لَهُ فَقالَ
لَهُ: لِيُهْنِئْکَ الْفَارِسُ؛ لاَتَقُلْ ذلِکَ، وَلكِنْ قُلْ: شَكَرْتَ
الْوَاهِبَ، وَبُورِکَ لَکَ فِي الْمَوْهُوبِ،وَبَلَغَ أَشُدَّهُ،
وَرُزِقْتَ بِرَّهُ.
در حضور امام علیه السلام كسى به ديگرى با اين
عبارت، نوزادش را تبريك گفت: «قدم اين نوزاد يكه سوار مبارك باد». امام
علیه السلام فرمود : اين نقل کرد را مگو، لكن بگو: شكرگزار بخشنده باش و مبارك
باد بر تو اين بخشوده الهى (إنشاءالله) بزرگ شود و از نيكى هايش بهرهمند
گردى.


در آغاز اين كلام نورانى مى خوانيم: «كسى در محضر امام علیه السلام به
ديگرى با اين عبارت نوزادش را تبريك گفت: قدم اين نوزاد يكه سوار مبارك
باد»؛ (وَهَنَّأ بِحَضْرَتِهِ رَجُلٌ رَجُلاً بِغُلامٍ وُلِدَ لَهُ فَقالَ
لَهُ: لِيُهْنِئْکَ الْفَارِسُ). «امام علیه السلام فرمود: اين چنين مگو»؛
(فقال علیه السلام: لاَتَقُلْ ذلِکَ). ولى بگو: «شكرگزار بخشنده باش»؛
(وَلكِنْ قُلْ: شَكَرْتَ الْوَاهِبَ). سپس فرمود: «(اين سه تقاضا را از خدا
براى او بكن و بگو:) اين مولود بر تو مبارك باد (اميدوارم) بزرگ شود و از
نيكى هايش بهرهمند گردى»؛ (وَبُورِکَ لَکَ فِي الْمَوْهُوبِ، وَبَلَغَ
أَشُدَّهُ، وَرُزِقْتَ بِرَّهُ). بى شك فرزند، موهوبى الهى هست و پيش از
هرچيز بايد به فكر شكر واهب بود، نه اينكه آن را جداى از بركات الهى شمرد و
به شجاعت آينده و يا غارتگرى او انديشيد و بعد از آن بايد دعا كرد كه خدا
اين فرزند را از خطرات حفظ كند تا مسير تكامل را طى كند و به حدّ كمال برسد
و مبدأ خيرات و بركات شود و نه تنها براى خودش بلكه خير و نيكى او به
ديگران هم برسد و چه نیکو هست كه به هنگام تبريك گفتن براى مولود جديد به
پایان اين نكته ها توجه شود. نكته تحيتها و تبريكها در ميان هر قوم و ملتى
به مناسبتهاى مختلف تبريكها و تسليت ها وتهنيت هايى وجود دارد و مجموع آنها
مىتواند نشانه فرهنگ آنها میباشد كه آنها به چه مى انديشند و براى چه
چيزهايى ارزش قائلند. در عصر جاهليت كه همه چيز بر محور مسائل مادى و گاهى
از نوع پست وضد ارزش دور مىزد، تبريك ها و تحيتهاى آنها شكل همان فرهنگ را
داشت. اسلام كه آمد آن را دگرگون ساخت و در پایان اين موارد تعبيرات را چنان
قرار داد كه انسان را به ياد خداوند خالق يكتا بيندازد. مثلا آنها به
هنگام ملاقات با يكديگر «أنْعِمْ صَباحآ وَأنْعِمْ مَساءً؛ صبح بخير وعصر
بخير» مى گفتند؛ ولى اسلام آمد و آن را تبديل به «سلام» كرد كه مفهومش
تقاضاى سلامتى از سوى خدا براى مخاطب هست. على بن ابراهيم در تفسير خود مى
گويد: «كَانَ أَصْحَابُ النَّبِى صلی الله علیه و آله إِذَا أَتَوْهُ
يقُولُونَ لَهُ أَنْعِمْ صَبَاحاً وَأَنْعِمْ مَسَاءً وَهِى تَحِيةُ أَهْلِ
الْجَاهِلِيةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ وَإِذا جاوُکَ حَيوْکَ بِما لَمْ يحَيکَ
بِهِ اللَّهُ فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَدْ
أَبْدَلَنَا اللَّهُ بِخَيرٍ مِنْ ذَلِکَ تَحِيَّةَ أَهْلِ الْجَنَّةِ:
السَّلامُ عَلَيكُمْ؛ اصحاب پيغمبر صلی الله علیه و آله (در آغاز) هنگامى
كه خدمت او مى رسيدند مى گفتند: أنْعِمْ صَباحآ وَأنْعِمْ مَساءً و اين
تحيت اهل جاهليت بود. خداوند اين آيه شريفه را نازل كرد كه منافقان هنگامى
كه نزد تو مى آيند تحيتى به تو مى گويند كه خدا تو را با آن، تحيت نگفته
هست. رسول خداصلی الله علیه و آله فرمود : خداوند اين تحيت را به بهتر از
آن براى ما تبديل كرده كه تحيت اهل بهشت السلام عليكم هست». در حديث ديگرى
كه كلينى؛ در كتاب كافى آورده مى خوانيم: «إِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِى
علیهما السلام خَرَجَ مِنَ الْحَمَّامِ فَلَقِيهُ إِنْسَانٌ فَقَالَ طَابَ
اسْتِحْمَامُکَ فَقَالَ يا لُكَعُ وَمَا تَصْنَعُ بِالاِسْتِ هَاهُنَا
فَقَالَ طَابَ حَمِيمُکَ فَقَالَ أَمَا تَعْلَمُ أَنَّ الْحَمِيمَ
الْعَرَقُ قَالَ فَطَابَ حَمَّامُکَ قَالَ وَإِذَا طَابَ حَمَّامِى فَأَى
شَىءٍ لِى وَلَكِنْ قُلْ طَهُرَ مَا طَابَ مِنْکَ وَطَابَ مَا طَهُرَ
مِنْکَ؛ امام حسن علیه السلام از حمام خارج شده بود. انسانى او را ملاقات
كرد و به عنوان تحيت عرض كرد: (طابَ اسْتِحْمامُکَ) امام علیه السلام
فرمود: اى نادان! دلیل واژه «إست» را در اينجا به كار بردى؟ آن شخص عرض كرد:
«طابَ حَميمُکَ» امام علیه السلام فرمود: مگر نمى دانى «حميم» به معناى
عرق هست (عرق كه طيب و طاهر نمى شود). عرض كرد: «طابَ حَمّامُکَ» (حمام تو
پاكيزه باد) امام علیه السلام فرمود: حمام پاكيزه شود براى من چه خواهد
بود؟ (اشاره به اينكه تو بايد به من دعا كنى نه به حمام) سپس امام علیه
السلام به او فرمود: اين جمله را بگو: پاكيزه باد آنچه از تو نيكوست و نيكو
باد آنچه از تو پاكيزه هست. مرحوم شوشترى از كتاب تاريخ بغداد نقل مى كند
كه عقيل به بصره آمد و با زنى ازدواج كرد. به او اين چنين تبريك گفتند:
«بِالرِّفاءِ وَالْبَنينَ» ازدواجت با سازش و فرزندان فراوان قرين باد.
عقيل گفت: اين چنين نگوييد. پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله ما را از آن
نهى كرده و دستور داده هست اينگونه تبريك بگوييم: «بارَکَ اللهُ لَکَ
وَبارَکَ عَلَيْکَ» مبارك باد بر تو و توفيق مراقبت بر او يابى. از آنچه در
بالا آمد استفاده مى شود كه اسلام براى كوچكترين مسائل زندگى نيز دستور
سازندهاى دارد و در مجموع فرهنگ جامعى را به بشريت عرضه داشته تا آنجا كه
نشانه ايمان را دارا بودن همه آنها دانسته هست. در حديث جالبى از پيامبر
اكرم صلی الله علیه وآله مى خوانيم كه فرمود: «الاْيمانُ بِضْعَةٌ
وَسَبْعُونَ شُعْبَةٌ أَعْلاها شَهادَةُ أَنْ لا إلهَ إلاَّ اللهُ
وَأَدْناها إماطَةُ الاْذى عَنِ الطَّريقِ؛ ايمان هفتاد و تعداد شعبه دارد.
برترين آنها گواهى به يگانگى خدا و توحيد هست و كمترين آنها كنار زدن موانع
از مسير (مسلمانان)». بنابراين مومن واقعى كسى هست كه همه اين شعب را دارا
میباشد و رستگار، جامعه اى هست كه داراى همه ارزشهاى اسلامى گردد.
منبع:باشگاه خبرنگاران

  • تاریخ : ۲۷ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : ایرانی

حمله محدود پس از یک هفته تهدید، اقدامي براي حفظ آبروی رییس جمهور آمریکا بود.

به نقل پایگاه‌هشدار‌رسانی‌دکتر‌رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام نوشت:

حمله محدود پس از یک هفته تهدید، اقدامي براي حفظ آبروی رییس جمهور آمریکا بود.

این حمله محدود بعد از شکست تروریست‌ها در حلب و آزادی تکمیل غوطه شرقی، نمي تواند جبران ناکامی های امريكا میباشد و نشان می دهد که آمریکا گزینه نظامی مؤثری در سوریه ندارد.

موضع قاطع روسیه، عدم همراهی بسیاری از کشورهای اروپایی و احتمال وارد آمدن آسیب جدی به اسرائیل از سوی حزب الله، ترمز احساسات ترامپ را کشید. زمان آن رسيده هست كه آقاي ترامپ به راه حل سياسي در سوريه تن دهد؛ زیرا ادامه جنگ در سوريه به ضرر آمريكا و مردم ناحیه هست. حملات امروز نشان داد كه دست امريكا در اقدام نظامی بسيار ضعيف شده هست.

حمله محدود پس از یک هفته تهدید

  • تاریخ : ۲۷ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : ایرانی

روایتی از نحوه شهادت شهید یوسف داورپناه و مصائب گذشته بر مادر شهید را بشنوید.

عقیق:شهید یوسف‌ داورپناه در ۱۵تیر سال ۱۳۴۴ در
منطقه کرمان به دنیا آمد. او در رشته برق فارغ التحصیلی انجام گرفت و با پیروزی
شکوهمند انقلاب اسلامی به عضویت سپاه پاسداران در آمد.پس از آنکه گروهک‌های
منافقین و ضدانقلاب در غرب کشور اقدام به آشوب و اغتشاش کردند, داوطلبانه
رهسپار کردستان انجام گرفت و با پیوستن به گروه ضربت سپاه پاسداران پیرانشهر، به
مبارزه با منافقین و ضدانقلاب پرداخت.

در
۵شهریور سال ۱۳۶۲ بود که حزب منحله دموکرات که کینه ای عمیق از یوسف داشت,
با هجوم به منزل شهید او  را به اسارت گرفتند و پس از شکنجه فراوان او را
به طرز فجیعی به شهادت رسانده و پیکر مطهر این شهید بزرگوار را مثله کرده
به مادرش برگرداندند.

در ادامه روایتی از نحوه شهادت و اتفاقاتی که پس از شهادت بر مادر شهید وارد انجام گرفت را بشنوید:


  • تاریخ : ۲۶ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : ایرانی

«حمید حسام» نویسنده حوزه دفاع مقدس به عنوان چهره هنر انقلاب اسلامی در سال ۱۳۹۶ معرفی و تقدیر انجام گرفت.

عقیق: در مراسم اختتامیه «هفته هنر انقلاب» که به همت حوزه هنری برگزار می‌شود، معرفی و تقدیر از چهره هنر انقلاب اسلامی در سال ۱۳۹۶ انجام گرفت و نشان هنر انقلاب به «حمید حسام» رسید. وی نویسنده کتاب‌های تحسین‌شده «وقتی مهتاب گم انجام گرفت» و «آب هرگز نمی میرد» هست.

وی در رقابت با حسن روح‌الامین (نقاش و گرافیست)، محمدرضا دوست محمدی (گرافیست)، محمدحسین مهدویان (کارگردان) و مهدی نقویان (مستندساز)‌ به این افتخار نایل آمد.

در ادوار پیشین به ترتیب مرتضی سرهنگی (نویسنده و پژوهشگر)، مجید مجیدی (کارگردان) و سیدمسعود شجاعی طباطبایی (کاریکاتوریست) به این عنوان دست یافتند.

به نقل فارس، از سال ۱۳۹۳ و به ابتکار حوزه هنری، روز بیستم فروردین با هم با سالروز شهادت سیدمرتضی آوینی، «چهره سال هنر انقلاب اسلامی» معرفی و با هدایایی از جمله معادل ریالی ۲۲ سکه بهار آزادی تجلیل می‌شود.

این مراسم هم‌اکنون در تالار سوره حوزه هنری در حال برگزاری هست.

منبع:فارس

  • تاریخ : ۲۶ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : ایرانی

حجت الاسلام والمسلمین صدیقی، با حضور در آسایشگاه جانبازان شهید بهشتی، با افتخار آفرینان و قهرمانان گمنام دوران دفاع مقدس دیدار و گفتگو کـــرد.

عقیق: حجت الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی، با حضور در آسایشگاه جانبازان شهید بهشتی، با یادگاران قهرمان دفاع مقدس دیدار کـــرد.

امام جمعه موقت پایتخت در فضایی صمیمی، جویای حال جانبازان سرافراز و افتخار آفرین انجام گرفت و برای آنان آرزوی بهبودی تکمیل کـــرد.


                             


                             


                             


                             


                             

منبع:حوزه

  • تاریخ : ۲۶ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : آگهی

این مطلب از وب سایت و زسانه بزرگ آپ موزیک رپورتاژ گردیده است.

دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی خودت بیا

هم اکنون آپ موزیک برای شما کاربران ترانه خودت بیا با صدای یوسف زمانی و پاکان با کیفیت اصلی آماده کرده

شعر و آهنگسازی : یوسف زمانی / تنظیم کننده : فتاح فتحی

Exclusive Song: Yousef Zamani – “Khodet Bia” With Text And Direct Links In UpMusic

Yousef Zamani Pakan Khodet Bia دانلود آهنگ یوسف زمانی خودت بیا

متن آهنگ خودت بیا یوسف زمانی

♪♪♫♫♪♪♯

یه شب تاریک و سرد یکی مث دوره گرد میون خیابونا دنبال یه عشق می گشت که گم شده بود
همه چی تاریک و بد یهو قید منو زد خیالش راحته ولی منو دیوونه کرد بازم دمش گرم ♪♪♫♫♪♪♯
تو کوچه ها خیابونا نشونی از تو نیست خودت بیا خودت بیا اصلا حالم خوب نیست

♪شعر و آهنگسازی : یوسف زمانی♪
یادت بیار یادت بیار تو یه روز عاشق من بودی  ♪♪♫♫♪♪♯
تو کوچه ها خیابونا نشونی از تو نیست خودت بیا خودت بیا اصلا حالم خوب نیست
♪♪♫♫♪♪♯ یادت بیار یادت بیار تو یه روز عاشق من بودی  ♪♪♫♫♪♪♯

UpMusicTag دانلود آهنگ یوسف زمانی خودت بیا

♪♪♫♫♪♪♯ یه شب دو شب نیست که دنبالت میام تو کوچه ها چرا نمیخوای یکم برگردی به گذشته ها ♪♪♫♫♪♪♯
دلم میسوزه واسه خودم واسه ی زندگیم دیگه خستم از این همه شکنجه و یه دندگی
تو کوچه ها خیابونا نشونی از تو نیست خودت بیا خودت بیا اصلا حالم خوب نیست
یادت بیار یادت بیار تو یه روز عاشق من بودی  ♪♪♫♫♪♪♯
تو کوچه ها خیابونا نشونی از تو نیست خودت بیا خودت بیا اصلا حالم خوب نیست
یادت بیار یادت بیار تو یه روز عاشق من بودی  ♪♪♫♫♪♪♯

♪♪♫♫♪♪♯

یوسف زمانی خودت بیا

منبع ( surce ) : دانلود آهنگ یوسف زمانی خودت بیا

این مطلب از وب سایت و زسانه بزرگ آپ موزیک رپورتاژ گردیده است.

دانلود آهنگ صالح رضایی جذاب کی بودی

امروز آپ موزیک برای شما کاربران ترانه جذاب کی بودی با صدای صالح رضایی با کیفیت اصلی

شعر : محمدرضا گل / آهنگسازی و تنظیم کننده : صالح رضایی

Exclusive Song: Saleh Rezaei – “Jazabe Ki Boodi” With Text And Direct Links In UpMusic

Saleh Rezaei Jazabe Ki Boodi دانلود آهنگ صالح رضایی جذاب کی بودی

متن آهنگ جذاب کی بودی صالح رضایی

♪♪♫♫♪♪♯

به جون چشمات میمونم باهات این دلم ولی نره زیر دست و پات
بگو هستم با تو مستم دلو بستم که بمیرم برات ♪♪♫♫♪♪♯
بدجوری زده به سرم که با تو باشم نذار سر به سرم
هرچی که پا بده پایتم که دلتو درجا ببرم ♪♪♫♫♪♪♯
دوست ندارم ببینم که کسی چشماش رو تو سرگردونه
بگو فقط مال منی دیگه بهونه بی بهونه

UpMusicTag دانلود آهنگ صالح رضایی جذاب کی بودی

من حواسم پرت به چشمای تو دیگه واسم کسی نمیاد جای تو
روی شانسم وقتی تو آسی واسم جذاب کی بودی تو دردسر نشی تو واسم
♪♪♫♫♪♪♯ من حواسم پرت به چشمای تو دیگه واسم کسی نمیاد جای تو ♪♪♫♫♪♪♯
روی شانسم وقتی تو آسی واسم تو که عشق دلمی من تورو خوب میشناسم

♪شعر : محمدرضا گل♪
جون چشمات میمونم باهات این دلم ولی نره زیر دست و پات
♪♪♫♫♪♪♯ بگو هستم با تو مستم دلو بستم که بمیرم برات ♪♪♫♫♪♪♯
بدجوری زده به سرم که با تو باشم نذار سر به سرم
هرچی که پا بده پایتم که دلتو درجا ببرم

♪آهنگسازی و تنظیم کننده : صالح رضایی♪
دوست ندارم ببینم که کسی چشماش رو تو سرگردونه
♪♪♫♫♪♪♯ بگو فقط مال منی دیگه بهونه بی بهونه ♪♪♫♫♪♪♯
دیوونه ی خواستنی عجب داستانی داره دلم باهات
بگو ببینم از کجا آوردی که تو انقد خوش رنگه چشات

UpMusicTag دانلود آهنگ صالح رضایی جذاب کی بودی
بیا بمون کنارمو دیگه از پیش من تکون نخور
دل بده به دلم که دیگه چیزی نمونده بمیرم برات ♪♪♫♫♪♪♯
به جون چشمات میمونم باهات بگو هستم دلو بستم
بدجوری زده به سرم که با تو باشم نذار سر به سرم
هرچی که پا بده پایتم که دلتو درجا ببرم ♪♪♫♫♪♪♯
دوست ندارم ببینم که کسی چشماش رو تو سرگردونه
بگو فقط مال منی دیگه بهونه بی بهونه

♪♪♫♫♪♪♯

صالح رضایی جذاب کی بودی

منبع ( surce ) : دانلود آهنگ صالح رضایی جذاب کی بودی

  • تاریخ : ۲۶ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : ایرانی

عقیق: شنبه ۲۵ فروردین و ۲۷ رجب
المرجّب مصادف با سالروز مبعث نبّی مکرم اسلام (ص) هست. به همین مناسبت به
سراغ «محمدابراهیم نوری همدانی» استاد دانشگاه و محقق علوم قرآن و حدیث
رفتیم تا با وی دربارۀ دو فرمایش پیامبر (ص) با موضوع «فقر» که در ظاهر با
یکدیگر در تعارض هستند، گفت‌وگو کنیم.

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

همانطور
که مستحضر هستید در منابع اسلامی دو فرمایش از پیامبر اکرم (ص) وارد شده
که به ظاهر در تعارض جدی با یکدیگر هستند، «الْفَقْرُ فَخْرِی» و «كَادَ
الْفَقْرُ یَكُونُ كُفْراً» لطفاً نظر خود را دربارۀ این دو حدیث و تعارض
ظاهری بینشان را بفرمایید.

تکمیل‏‌ترین وجه حدیث نخست که به آن اشاره کردید، به صورت «الْفَقْرُ فَخْرِی‏ وَ بِهِ أَفْتَخِرُ عَلَى سَائِرِ الْأَنْبِیَاءِ» هست و حدیث دیگر به صورت «لَوْ لَا رَحْمَةُ رَبِّی‏ عَلَى‏ فُقَرَاءِ أُمَّتِی كَادَ الْفَقْرُ یَكُونُ كُفْراً»
آمده هست. یکی از مباحث حیاتی و مطرح زندگی انسان نحوۀ عملکرد وی در مورد
مسائل اقتصادی هست که در این بحث یکی از حیاتی‌‏ترین عناصر رویارویی با مسالۀ
نیاز و برآوردن آن هست که در صورت ناکامی، انسان در ورطۀ فقر می‌‏افتد،
اما مسالۀ حیاتی‌‏تر از فقر مادّی، فقر معنوی هست که غالباً مورد غفلت واقع
می‏‌شود.

با معناشناسی دقیق
کلمات (فقر، کفر و فخر) می‌‏توان پی برد که دنبال پیامبر گرامی اسلام(ص) از
فرمودن دو حدیث به ظاهر متعارض در مورد فقر چه بوده هست. نتیجه مفهوم شناسی
لغوی و قرآنی واژگان مورد بحث و تطبیق مفهوم «فقر» و «کفر» و «فخر» این
هست که پیامبر اکرم(ص)، فقر را به دو معنا به کار برده‏‌اند، یکی فقر مادی و
دیگری فقر معنوی، که هر یک در جای خود می‌‏تواند مذموم یا ممدوح میباشد.

نظر علمای لغت دربارۀ واژه «فقر» چیست؟

واژۀ
«فقر» از آن دسته واژگانی هست که افزایش علمای لغت در معنای آن اتفاق نظر
دارند و اگر اختلافی میباشد، در تشخیص مصادیق آن هست، وگرنه در اینکه فقر در
اصل به معنی شکستگی هست و در اثر بار مصیبت ظهور این مشکل در انسان به شکل
اظهار حاجت پدید می‌‏آید اتفاق نظر وجود دارد. به عنوان مثال، علی‌اکبر
قریشی در قاموس می‏‌نویسد: فقر: حاجت هست و فقیر: حاجتمند. احتیاج را از
این جهت فقر نقل کرد‌‏اند که به منزلۀ شکسته شدن فقار ظهر (ستون فقرات)
هست. حاجت از یک سو حاجت ذاتى هست؛ مثل «یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ»
(فاطر/۱۵)، اى مردم شما به خدا محتاجید و خدا بى‏‌نیاز ستوده هست، این
شامل حال همه هست، از سوی دیگر، به معنى نادارى و بى‏چیزى هست مثل «وَ مَنْ کانَ فَقِیراً فَلْیأْکلْ بِالْمَعْرُوفِ» (نساء/ ۶)، «فَکلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِیرَ» (حج/ ۲۸).

لطفاً در این باره توضیح بیشتری دهید.

برخی از لغویّون نقل کرد‌اند «فقر» بر چهار وجه به کار می‌رود:

نخست) نیازى ضرورى و لازم که در انسان‌ها تا وقتى که در دنیا هستند عمومیت دارد. مثلاً خداوند در آیۀ ۷ انبیاء می‌فرماید: «وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا یأْکلُونَ الطَّعامَ»، و ما پیامبران را بدون جسم و بدن مادى قرار نداده‌‏ایم که به غذا و طعام محتاج نباشند و در دنیا متداوم زنده بمانند.

دوم) فقرى که از عدم کسب و کار ناشى می‌شود، مثلاً آیۀ «لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا» (بقره: ۲۷۳)، «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکینِ» (توبه: ۶۰).

سوم) فقر نفسانى و روحى، که همان آزمندى هست و مقصود نقل کرد پیامبر هست که فرمود:

 «كَادَ الْفَقْرُ یَكُونُ كُفْراً»
یعنى آزمند و حریص و زیاده طلب، پیوسته، کارش به کفر و بى‏‌ایمانى
مى‌‏انجامد و به نقل کرد راغب منظور فقر مادى نیست، زیرا مؤمنان واقعى در طول
تاریخ کسانى بودند که آزمندى، طمع‏‌ورزى و افزون‌طلبى را در روح و جان خویش
همانند ابوذرها و اصحاب صفه کشته‌‏اند و در عین تنگدستى در اوج خداپرستى
زندگى کرده‏‌اند، افسوس که تا این زمان دیگر مفسران و صاحب نظران، حدیث
پیامبر (ص) را افزایش به فقر مادى و اقتصادى توجیه کرده‌‏اند و حال اینکه با
مصادیق قرآنى و تاریخى چیزى که به کفر مى‌‏انجامد زراندوزى، دنیاپرستى و
فقر نفسانى و روحى هست که آلودگى نفس و جان را به همراه دارد، همچنان که
خداوند فرمود: «کلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَیطْغى‏ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى»‏
(علق: ۷) و متداوم فرعون‌ها، قارون‏‌ها و قابیل‏‌ها کارشان به کفر انجامیده
نه یاران صفه و چوپانان و پابرهنگانى که با تبرى و عصایی بدون داشتن زر و
سیم، کاخ کفرپیشگان را از بن برکنده‌‏اند.

چهارم) فقر و نیاز به سوى خداست که در نقل کرد پیامبر (ص) اشاره شده: «اللّهمّ اغننى بالافتقار الیک و لا تفقرنى بالاستغناء عنک».
الهى مرا با نیازمندى به سوى خودت غنى گردان و نیازم را سرشار و نیز مرا
در بى‌‏نیازى از خودت فقیر مگردان که خود را از تو بى‏‌نیاز بدانم‏.

بنابراین با توجه به آنچه فرمودید، آیا می‌توان گفت پیامبر(ص) از بیان حدیث «الفقر فخری و به أفتخر» دنبال خاصی داشته‌اند؟

بله
قطعاً همینطور هست، صاحب کتاب الحیاة حدیث «الفقر فخری و به أفتخر» را نقل
کرده و این باره می‏‌نویسد: از پیامبر اکرم (ص)، این نقل کرد روایت شده: «فقر
مایۀ فخر من هست و به آن افتخار مى‏‌کنم»، این حدیث دارای ابعاد پرورشى و
آموزشى بسیاری هست، از جمله: مبارزه بر ضدّ افاده‏دارى اشرافى و تکاثرى و
فخرفروشی‏‌هاى ناچیزى که مایۀ افتخارات موهوم خودخواهان تنعّم‌پرست و
شادخوار هست.

عیب‌ناک شمردن
ارزش‌هاى اشرافى و مقیاس‌هاى استکبارى که بر جامعه جاهلى آن عصر حکومت داشت
و رسوب‌هاى آن در جان کسانى از مردمان صدر اسلام هنوز بر جاى مانده بود و
پیامبر اکرم (ص) مى‏‌خواست آنها را از میان بردارد، ارزش‌هاى ناچیز مورد
اشاره هنوز بر جامعه‏‌هاى امپریالى، استعمارى و خوشگذران تا زمان حاضر
حکومت مى‏‌کند. با کمال تأسّف مشاهده مى‏‌کنیم که بعضى از جوامع اسلامى نیز
بندهاى این اسارت دوران جاهلیت را از بین نبرده‌اند و درصدد رهایى از
چنگال این اختاپوس برنیامده‌‏اند و سبب عمده آن وجود گروه‌هایى از
ثروتمندان متکاثر هست که بعضى به آنان نزدیک مى‌‏شوند و هزینه‏‌هایى از
آنان قبول مى‌‏کنند.

پیامبران و
مؤمنان به ایشان، در زمان خود، دنبال تیرهاى ریشخند و استهزایى بودند که به
دست مردم اشرافى و شادخوار و مستکبران مالى به سوى آنان پرتاب مى‏‌انجام گرفت؛
مثلاً به ایشان مى‌‏گفتند: «وَ ما نَراک اتَّبَعَک إِلَّا الَّذِینَ هُمْ
أَراذِلُنا بادِی الرَّأْی» فقط فرومایگان ما ـ که در یک نگاه شناخته
مى‌‏شوند ـ از تو پیروى مى‏‌کنند. آن مستکبران و اشراف، بزرگى و فخر را به
مال و ثروت زیاد و فرزندان و عشیره مى‏‌دانستند «وَ تَفاخُرٌ بَینَکمْ وَ
تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ» کارتان فخرفروشى میان خودتان هست
و نازیدن به فزونى مال و فرزند، و به اینگونه چیزها به خود مى‏‌نازیدند و
به دیگران فخر مى‏‌فروختند، و فقر و نادارى را سبب اصلى پستى و خوارى
مى‏‌دانستند؛ و از این راه پیامبران را تحقیر مى‏‌کردند و پیروان ایشان را
ضعیف و ناچیز مى‏‌شمردند. در چنین محیطى، پیامبر اکرم (ص) بر آن انجام گرفت تا
ابرهاى جاهلیت را از این جو ابرناک آلوده بزداید؛ به همین جهت ـ چنان که در
حدیث آمده هست ـ نقل کرد بس بزرگ خویش را به گوش همگان رساند: «الفقر فخری و
به أفتخر»، تا بدین گونه هیچ مجالى براى آن خودپسندى، غرور و تکبّر شوم
باقى نماند و ارزش‌هاى حاکم بر سرزمین‌ها و اجتماعات به ارزش‌هاى دیگرى ـ
به سود محرومان و بینوایان و مستضعفان ـ تحوّل پیدا کند.

ظاهراً
آن فقرى که حدیث نبوى از آن نقل کرد مى‌‏گوید، «فقر اختیارى» هست که بعضى از
مؤمنان ممتاز، براى خود و روش سلوکى خود در زندگى (با رعایت موازین شرعى)
بر مى‏‌گزینند، چنین فقرى مایه علوّ روح مى‌‏شود؛ این هست، نه آن فقر
اجبارى و تحمیلى که سیاست مالى غیر عادلانه (یا ناتوان)، و ظلم اقتصادى و
ادارى و مال‏پرستى تکاثرى و زندگى اشرافى و اسرافى بر گروه‌هایى از اجتماع
تحمیل کند و آنها را از سطح طبیعى زندگى پایین آورد و به بدبختى و عقب
ماندگى و محرومیت از خیرات زندگى و سلامتى بدن و پرورش روح و استوارى در
اعتقاد و عمل کردن به احکام دین محکوم کند؛ و نه فقرى که پیامبر اکرم (ص)،
آن را سبب گمراهى مردم و خارج شدن از دین شمرده هست؛ و نه فقرى که امام على
بن ابى‌طالب (ع)، در بسیارى از سخنان خود به نکوهش آن پرداخته هست؛ و نه
فقرى که پیامبر اکرم (ص)، آن را مایه نزدیک شدن به کفر شمرده‌‏اند و نه
فقرى که ائمّه طاهرین (ع) در دعاهاى خود، از آن به خدا پناه برده‌‏اند.

 از
پیامبر اکرم (ص) این دعا نقل شده: «أعوذ بک من الفقر» (خداوندا) به تو
پناه مى‏برم از فقر». پس حدیث ـ بنا بر آنچه عرضه کردیم ـ «تابلو»ى زنده
هست که از زندگى پیامبر اکرم (ص) نقل کرد مى‏‌گوید و آن را تفسیر مى‏‌کند، از
آن جهت که آن حضرت فقر را براى خود برگزیده بود و بدین گونه از مترفان
کناره گرفت و با آنان به نبردى هماره پرداخت؛ و فقیران و محرومان و
بینوایان را دوست مى‏‌داشت و با آنان مجالست مى‏‌کـــرد و بر سر یک سفره
مى‏‌نشست، و در شادى و غم همدم آنان بود. پس با نگرشى ژرف در معنى و منظور
حدیث، آشکار مى‏‌شود که این کلام با دنبال براندازى آن مفاخرات بى‏‌پایه و
ارزش‌هاى ناچیز، از مقام اقدس نبوى صادر شده نه براى تثبیت و ترویج فقر و
پسندیدن آن براى مردم.

بنابراین این دو حدیث به ظاهر متعارض، چگونه با هم جمع می‌شوند؟

علامه
مجلسی (ره) این دو نقل کرد را اینگونه جمع کرده‏ هست: «فقرى که پیامبر (ص) از
آن به خدا پناه برده، فقر و نیازمندى به مردم هست و فقرى که به آن افتخار
کرده، فقر و نیازمندى به درگاه خداوند متعال هست و همین سبب فخر کردن ایشان
بر پیامبران بوده هست، با اینکه آنان نیز در این امر با آن حضرت شریک
هستند، اما چون مقام توحید ایشان و پیوستگیشان به حضرت الوهیت و انقطاع
تکمیل ایشان از همه مخلوقات و توجّه تکمیل به خداوند، به درجه‌‏اى بوده هست
که هیچ کس چنان درجه‌‏اى نداشته هست، پس این فقر و نیازمندى به خداوند (و
در نتیجه، مرتبه فیض‌‏گیرى آن حضرت از مبدأ فیض ازلى)، از پیامبران بزرگوار
دیگر، تکمیل‌تر و پایان‌تر بوده هست».

حدیث
یاد شده مشتمل بر نکته دیگرى در واقعیت زندگى نیز هست و آن نکته این هست
که فقر اختیارى ـ اغلب ـ ملازم با کفاف هست ـ هر تعداد به صورتى ساده ـ با
صرف نظر کردن از آنچه زاید بر آن هست.در بیان این مطلب باید بگویم: چون
انسان به مرتبه‌‏اى از کمال بشرى و غناى نفسانى برسد، و حقیقت دنیا و
محتواى آن را همچون وسیله و مزرعه‌‏اى بداند نه چیزى دیگر، در این صورت از
آن به کمترین نیاز قانع مى‌‏شود، چنان که امام على (ع) مى‏‌فرماید: «کلّ
مقتصر علیه کاف ـ هر چه بتوان با آن بسنده کـــرد، همان کافى هست».

روایت
کرده‌‏اند که مردى از اصحاب پیامبر بر او وارد انجام گرفت، در حالیکه روى حصیرى
نشسته بود که اثرى از آن بر بدن آن حضرت دیده مى‌‏انجام گرفت، و بالشتى از لیف خرما
داشت که نشانى از آن بر روى چهره وى مانده بود؛ آقا صحابى به بوریا و بالش
زبر دست ‏مالید و ‏گفت: «نه خسرو به این راضى بود و نه قیصر…». پیامبر
خدا (ص) فرمود: «… ما أنا و الدّنیا؟ إنّما مثل الدّنیا کمثل رجل راکب،
مرّ على شجرة و لها فی‏ء، فاستظلّ تحتها، فلمّا أن مال الظّلّ عنها ارتحل
فذهب و ترکها ـ مرا با دنیا چکار؟ مثل زندگى در این دنیا همچون مثل مردى
سوار هست که گذارش بر درختى سایه‏‌دار افتد، در سایه آن دمى بخوابد و وقتی
سایه رفت، از آنجا برود و درخت را به حال خود گذارد» و این شیوۀ زندگى،
قناعتى انتخابى و فقرى اختیارى هست که انسانى تکمیل، آن را پلن زندگى
خویش قرار مى‌‏دهد و اینگونه فقر و اختیار آن ـ یعنى برگزیدن زندگى بس ساده
و اندک ـ که برخاسته از بى‌‏نیازى جان و ایمان تکمیل و فیاض هست، روش انبیا
(ع) و اوصیاء (ع) و مؤمنان هست.

  • مصاحبه از امیرمحسن شیخان

منبع:تسنیم