• تاریخ : ۲۰ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

پایان قوانین دیگر بر اساس این قانون تعریف می‎شود. این در حالی هست در بسیاری از موضوع‎ها قانون اساسی خود را کنار گذاشتیم و بر اساس قوانینی که تجربه دیگر کشورها بوده، پیاده کرده‎ایم ترکیبی از روش‎ها که با قانون اساسی کشور همخوانی ندارد. باید به اساس برگشت و راه رفته را اصلاح کـــرد.

فقر پدیده شوم اقتصادی-اجتماعی هست که جامعه بشری
را تهدید می‌کند و بسیاری از ملت‌ها را در طول تاریخ به جان هم انداخته هست. به
نحوی که خود زمینه‌ساز بسیاری از بزهکارهای اجتماعی هست که هزینه‌های زیادی روی
دست دولت‌ها می‌گذارد. ریشه‌های فقر از کجا نشات می‌گیرد و چگونه می‌توان با آن
مبارزه کـــرد محور این گفت‌وگو هست. حسن سبحانی، استاد اقتصاد و عضو هیئت علمی
دانشگاه پایتخت که ۳ دوره نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی بوده هست در این باره
به مسائلی اشاره کرده که متن تکمیل آن در ذیل می‌آید.

لازم به ذکر هست اواسط آذرماه امسال کتاب ۱۲ جلدی این
اقتصاددان با عنوان «وکالت ایرانی» رونمایی انجام گرفت (۸ جلد وارد بازار نشر شده و ۴ جلد
تا آخر سال در اختیار علاقه‌مندان این حوزه قرار می‌گیرد). سبحانی در این کتاب که
نگارش آن ۲۱ سال به طول انجامیده در این باره که چگونه او در یک کشور در حال توسعه
مانند ایران، وکالت کرده و با چه مشکلاتی روبه‌رو بوده و همچنین این بار را چگونه
به منزل برده هست می نویسد. کتاب، نوشتاری روزشمار هست و به اتفاق‌های روزانه
درباره دوره‌های پنجم، ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی می‌پردازد و نیز ایده‌ها و
فکرهایی که در ذهن این نماینده گذشته به طور تکمیل در کتاب به نگارش درآمده هست.
کتاب «اقتصاد اسلامی به مثابه یک سیستم» نیز از او در دست چاپ هست.

جناب آقا دکتر! به عنوان نخستین سوال می خواستم نظرتان
را درباره واژه فقر به لحاظ تئوری-علمی و دیدگاه اسلام درباره این پدیده بدانم؟

به طور معمول تعریفی که برای واژه فقر در نظر گرفته
می‌شود بسته به دنبال تعریف‌کننده دارد. ممکن هست افرادی قائل به این باشند که اگر
کسی دارای حداقل خورد و خوراک میباشد تا زنده بماند فقیر نخواهد بود و از حیطه فقر
خارج می‌شود. و ممکن هست کسانی بر این باور باشند که انسان‌ها علاوه بر خوردن،
آشامیدن، پوشاک و دیگر نیازهای زندگی باید آنقدر داشته باشند که کرامت انسانی آنها
نیز حفظ شود. اگر این تعریف در نظر گرفته شود به طور قطع باید سطح بالاتری از
درآمد، فاصله بین فقیر و دارا در نظر گرفت بنابراین می‌توان گفت تعریف مفهوم فقر
نسبی هست. اما در هر حال، کسی پایین‌تر از حداقل خوراک را برای انتساب فردی به
مفهوم فقیر در نظر نگرفته هست.

سازمان‌های بین‌المللی نیز تعریف‌هایی برای این
واژه دارند؛ به طور نمونه، کسانی که در طول روز یک تا یک و نیم دلار درآمد یا دریافتی
داشته باشند بین دو طرف خط فقر تعریف می‌شوند.

از این رو اگر بخواهیم درباره فقر مطلق بگوییم این
گونه تعریف می‌شود؛ حداقل درآمدی که انسان به وسیله آن بتواند تغذیه کند و زنده
میباشد. در تعریف نسبی فقر نیز درجه‌های مختلف وجود دارد و هر فرد و کشوری بنابر
مولفه‌هایی که دارد حدی از زندگی و درآمد را فاصله فقیر و غیرفقیر می‌داند اما فقر
مطلق به طور عمده این هست که کاهش از اندازه‌ای از خوراک و پوشاکی که حیات فردی کسی
را به خطر بیندازد.

دیدگاه دین مبین اسلام، شرایط به گونه‌ای هست که می‌توان
گفت دینی ضدفقر هست. به این دلیل که معتقد هست، بین فقر و دین را نمی‌توان جمع کـــرد
و دلایل زیادی برای آن وجود دارد؛ از جمله اینکه عمود و ستون دین را نماز تعریف می‌کند
اما در جایی دیگر پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: خداوندا اگر
نداشتیم، نه نماز می‌خواندیم و نه واجبات دینی تو را به‌جا می‌آوردیم. بدین ترتیب
اگر نان نداشتن، نشانه‌ای از شرایط اقتصادی نامناسب یا فقر میباشد نماز که در این حدیث
عمود و ستون دین هست برپا نمی‌انجام گرفت. از این رو وقتی فقر می‌تواند عمود دین را بزند
اسلام به طور راهبردی با آن به مبارزه برمی‌خیزد دلیل که اگر فقر در جامعه‌ای حضور
داشته میباشد دین وجود نخواهد داشت. و به طور طبیعی رفع فقر، می‌تواند زمینه‌های رشد
دین را نیز فراهم کند.

یا در جایی دیگر آمده هست: «کادَ الفَقرُ اَن یَکُونَ
کُفرا» نزدیک هست که فقر به کفر بینجامد. وقتی مسئله‌ای تا این اندازه برای یک دین
دارای اهمیت هست به طور طبیعی نمی‌تواند در قبال آن ساکت میباشد دلیل که اگر به
مبارزه برنخیزد موضوعیت خود را زیر سوال می‌برد.

در این‌باره بزرگان دینی فراوان به این مسئله
پرداخته‌اند، به طور نمونه آمده هست: فقر از مرگ بدتر هست؛ یا فقر باعث سلب شخصیت
فقیر می‌شود؛ یا در جایی دیگر می‌گوید به سخنان فقیر توجه نمی‌شود و او مورد بی‌احترامی
قرار می‌گیرد. پایان این سخنان حاکی از آن هست که اسلام، دین ضدفقر هست و توسعه را
نیز به وسیله مبارزه با فقر ساماندهی و تعریف می‌کند.

در سیره عملی معصومین علیهم‌السلام نیز فراوان می‌خوانیم
اهتمام آنها به رفع عملی فقر بوده هست. به طور نمونه خیلی خاص، در سیره عملی حضرت
علی علیه‌السلام از بین پایان عظمت‌های این انسان، در ابتدا به ما یاد داده‌اند
طرفدار رسیدگی به فقرا بوده هست در حالی که جلوه‌های شخصیتی این امام زیاد بالا
بود اما این قسمت از شخصیت‌شان پررنگ شده هست. و مسائلی از این نوع زیاد در سیره
علمی معصومین علیهم‌السلام وجود دارد.

نسبت میان فقر و محرومیت (فقیر و محروم) چیست و چه
ارتباطی به لحاظ مفهومی با یکدیگر دارند؟

بسته به تعریف این ۲ واژه دارد اگر به طور معمول به
حداقلی از درآمد یا دریافتی توجه شود و فاصله بین فقیر با غیرفقیر میباشد که فرد با
داشتن آن از مرگ نجات پیدا می‌کند به طور طبیعی فقر با محرومیت متفاوت می‌شود زیرا
محرومیت اعم از فقر هست، و شامل فقر می‌شود اما بسیاری از موضوع‌های دیگر را نیز
دربرمی‌گیرد.

اما اگر فقر را، نداشتن امکاناتی که برای رشد جسمی
و روانی انسان لازم هست تعریف کنیم این دو واژه با یکدیگر همپوشانی دارند و می‌توانند
یکی باشند. شاید در دنیای معاصر و نیز به طور خاص در اسلام، بین فقر و محرومیت
تفاوت‌هایی وجود دارد. اگر در این پرسش اشاره به آیات مصرف زکات میباشد که بین فقیر
و محروم تفاوت قائل می‌شود، این نکته را تایید می‌کند اما محرومی که در این آیات
آمده هست با محرومیت متفاوت می‌شود. محروم اشاره شده در آیه، زیاد نزدیک به همان
فقیر هست. در پرسش بالا، فقر و محرومیت آمده که به نظر می‌رسد دامنه آن وسیع‌تر از
کسی هست که محروم هست.

به اعتقاد بنده محرومیت حتما با فقر تفاوت دارد به
نحوی که ممکن هست فقر کسانی برطرف شود اما لزوما محرومیت‌های او همچنان پابرجا
بماند. به طور کلی اگر محرومیت‌های افراد برطرف شوند می‌توان مطمئن بود که فقرشان
نیز از بین رفته هست.

پس باید گفت ممکن هست فقر از بین برود اما افراد
همچنان محروم باشند. و آیا در این‌باره می‌توان به برخی شهرها و استان‌های مرزی
کشور اشاره کـــرد که به لحاظ اقتصادی مشکلی ندارند اما دچار محرومیت هستند؟

بله. به طور نمونه در حاشیه شهرهای بزرگ مانند
پایتخت و مشهد که زیاد از یک میلیون حاشیه‌نشین دارند. ممکن هست افراد از گرسنگی نمیرند
اما انواع و اقسام محرومیت‌های جسمی، روحی، محیطی، آموزشی، فرهنگی و سیاسی
دارند.

برخی معتقدند فقر ناشی از محرومیت نیست بلکه پدیده‌ای
اجتماعی هست که افراد از ظرفیت و توانایی‌های خود آگاهی صحیحی ندارند. شما با این
مسئله چقدر موافق هستید؟

به صورت حتم ممکن هست، انسان از قابلیت‌های خود آگاه میباشد
اما حیاتی‌تر از این آگاهی این هست که ابزارهای استفاده از آن قابلیت‌ها نیز فراهم
میباشد. منظور این هست که این امر تنها به جهل افراد نسبت به قابلیت‌ها و استعدادهای
خود برنمی‌گردد. امروز جمعیتی بالغ بر ۵میلیون بیکار در کشور وجود دارد که بالای
۳۷درصد از آنها دارای تحصیلات دانشگاهی هستند بنابراین نمی‌توان گفت نسبت به
استعدادها و ظرفیت‌های وجودی خود ناآگاه هستند بلکه امکانات کار و فعالیت ندارند؛ یا
از آنها تقاضا نمی‌شود یا اگر خود بخواهند وارد حرفه‌ای شوند سرمایه لازم برای
شروع کار را در اختیار ندارند.

امروز جمعیتی بالغ بر ۵میلیون بیکار در کشور وجود
دارد که بالای ۳۷درصد از آنها دارای تحصیلات دانشگاهی هستند بنابراین نمی‌توان گفت
نسبت به استعدادها و ظرفیت‌های وجودی خود ناآگاه هستند بلکه امکانات کار و فعالیت
ندارند؛ یا از آنها تقاضا نمی‌شود یا اگر خود بخواهند وارد حرفه‌ای شوند سرمایه
لازم برای شروع کار را در اختیار ندارند.

بنابراین شاید بتوان گفت، فقر محصول عدم به کارگیری
ظرفیت‌های انسانی هست و این نیز پذیرفته هست که گاهی‌اوقات ممکن هست در مواردی ظرفیت‌های
انسانی به کار گرفته شود اما فرد از فقر رها نشود مانند معلولان، ممکن هست درآمدی
داشته باشند اما به اندازه کافی نیست. و این نیز درست هست اگر برخی افراد از ظرفیت‌ها
و استعدادهای خود بهره‌برداری کنند از فقر نجات پیدا می‌کنند اما شرط آن این هست
که ابزار استفاده از قابلیت‌ها برای آنها فراهم میباشد. از این رو در این‌باره اندکی
تفاوت وجود دارد که باید به هر دو توجه کـــرد.

توضیح می‌فرمایید دلیل عنوان می‌شود فقر پدیده‌ای پیچیده
در اقتصاد هست؟

منظور از پیچیدگی و اینکه منشا این پیچیدگی به چه
امر اشاره دارد، مشخص نیست اما در کل انسان فقیر، درگیر تامین اساسی‌ترین نیازهای
زندگی روزمره خود هست و تا هنگامی که آنها رفع نشوند مانع از این می‌شوند که فرد
بالاتر از تامین نیازهای مادی خود، و در حد شخصیت انسانی خود فکر کند. در نتیجه پدیده
فقر ضمن آنکه مانع به کار گرفتن قوا و نیروی انسانی می‌شود و به اصطلاح افراد را
گرسنه و محروم نگه می‌دارد فضا را نیز فراهم می‌کند تا جدال بین انسان‌ها برای به‌دست
آوردن لقمه‌ای نان که به جان یکدیگر افتاده‌اند افزایش یابد. به طور نمونه روایت‌های
بسیاری می‌خوانیم که منشا برخی از جنگ‌ها فقر توده‌های مردم بوده هست.

هر انسانی یک «هزینهِ فرصتی» در زندگی خود دارد به
این معنی که استعدادها و نیروی انسانی او در هر موردی که به کار گرفته می‌شود
لزوما بهترین مورد نیست. برای روشن شدن موضوع در ذهن به عنوان نمونه بیان می‌کنم،
زمانی که گذاشته شده و این گفت‌وگو انجام می‌شود هزینه‌ای داشته هست و هزینه آن
تایم و زمان ماست. و این گونه می‌توان پرسید که آیا گفت‌وگوی ما در این یک ساعت
بهترین استفاده از تایم ما بوده هست یا خیر؟ پاسخ‌ها بر اساس اولویت افراد متفاوت
خواهد بود. و باید دید کارهایی که انجام نشده و زمان آن برای گفت‌وگو در نظر گرفته
شده، چقدر ارزش داشته‌اند.

زمانی که افراد درگیر فقر هستند پایان فکرشان متوجه
به‌دست آوردن امکاناتی هست که بتوانند از گرسنه نجات پیدا کرده یا پوشاکی تهیه
کنند یا اینکه سرپناهی داشته باشند چنین وضعیتی مانع آنهاست تا نیروی خود را صرف
اموری کنند که اگر فقیر نبودند به آنها می‌پرداختند.

از این رو موضوع دارای لایه‌های مختلف و پیچیده هست
که تنها مربوط به غذا یا سرپناه نیست بلکه می‌توان گفت افراد فقیر با ذهنیت‌های
خودشان در حال زندگی هستند و در این راه پایان استعدادها و ظرفیت‌های‌شان از بین می‌رود.
چنین افرادی می‌توانند به راحتی در انتخابات شناسنامه خود را در اختیار دیگران
قرار دهند تا از طرف آنها رای بدهند و در ازای این عمل مبلغی دریافت کنند. یا می‌توانند
تملق افراد بالادست را کنند تا از فقر رها شوند. به این ترتیب فقر و ضعف اقتصادی
افراد را دچار استضعاف سیاسی و فرهنگی می‌کند شاید به این لحاظ هست که نقل کرد می‌شود
فقر، پدیده‌ای پیچیده هست.

به لحاظ توسعه اقتصادی، ایران در کجا قرار دارد و آیا
با سنجیدن وضعیت موجود اعم از تورم، تحریم‌ها و … افق ۱۴۰۴ برای رفع فقر و محرومیت‌زادیی
تحقق می‌یابد؟

نباید انتظار صددرصدی برای رسیدن به پلن‌های تعیین
شده افق ۱۴۰۴ داشت به این دلیل که زمانی این افق طراحی انجام گرفت که این اتفاق‌ها و
مشکلاتی تعداد سال اخیر، کشور را مبتلا نکرده بود. افق ترسیم می‌شود تا از نقطهای به
نقطه‌ای دیگر رسید از این رو برای دست‌یابی وسیله راهواری نیز پیش‌بینی می‌شود اما
گاهی‌اوقات در عمل می‌بینید که جاده هموار نیست و مرکب شما نیز وسیله راهوار مناسبی
برای این کار نیست. و این طبیعی هست که معطل شوید و زمان را از دست بدهید.

طراحی این افق مطابق با واقعیت‌های وجود کشور نیست
و نبوده هست. به صورت حتم چون افق هست به طور اجتناب‌ناپذیر خیلی متعالی تعریف می‌شود
اما باید آن تعالی به نوعی با واقعیت موجود در اقتصاد مردم و کشور نیز سنخیتی
داشته میباشد.

همچنین کشور در طول این سال‌ها درگیر تحریم‌های وسیعی
انجام گرفت، درگیر سوءمدیریت‌های اقتصادی و غیراقتصادی انجام گرفت، سرمایه‌های اجتماعی درون تضعیف
انجام گرفت (به دلایل آن کاری نداریم اما این اتفاق افتاد) و پایان این امور ضررهای کمی به
شمار نمی‌روند. یک جامعه برای آنکه بتواند به افق مورد نظر خود دسترسی پیدا کند باید
افراد آن در گیم توسعه و رشد مشارکت داشته باشند و این هنگامی هست که افراد احساس
نکنند اگر زیانی وجود دارد برای آنهاست و منافع آن برای دیگری هست. جامعه‌ای طبقاتی
مانند جامعه ما که مردم می‌بینند هر چقدر افزایش کوشش می‌کنند در مقابل کسانی که
کاهش تلاش دارند و افزایش به‌دست می‌آورند گویی کاهش به مقصد می‌رسند به طور طبیعی
انگیزه‌ها در افراد کم‌رنگ می‌شود. و پایان این مسائل در کنار پی نمودن مسیری که
توام با کوشش و همدلی هست به طور حتم تاثیر منفی خواهد داشت.

در جامعه ایران کار، درآمد نمی‌آورد و پول
درآمدزاست. کافی هست شما پول خود را در بانک سپرده‌گذاری کنید و از بهره‌ آن با
نام جعلی سود ۲۵درصد استفاده کنید در حالی که هیچ فعالیتی این درصد از سود را عاید
شما نمی‌کند. از این رو می‌بینید که صاحبان پول، داراتر و صاحبان کار برای آنکه
حقوق حداقلی بگیرند فعالیت‌های زیادی دارند.

بنابراین ترسیم افق باید با این فضا و شرایط میباشد.
از این رو در طول سال‌های گذشته رشد منفی ۶.۸ (شش و هشت دهم) درصد را تجربه کردیم.
امروز نیز شاید یک تا ۲درصد رشد داشته باشیم که آن نیز به طور تقریبی مطابق جمعیتی
هست که به‌دنیا می‌آید. و سطح رفاه عمومی افراد جامعه به نسبت ثابت مانده هست. به
طور کلی با آن مولفه‌هایی که در افق ترسیم شده فاصله زیادی داریم و نیاز هست در
اهداف و زمان افق تجدید نظر شود.

سندی که برای افق ۱۴۰۴ در نظر گرفته شده شامل چه
مولفه‌هایی هست؟

طراحی افق، خطوط زیاد کلی هست و به شکل ریز و جزیی
پرداخته نمی‌شود. جزییات در پلن‌های ۵ ساله طراحی می‌شود و در این پلن‌ها باید
جست‌وجو کـــرد اینکه پیش‌شرط‌ها چیست و چه مواردی لازم هست. و پلن‌ها نیز به طور
منطقی باید به شکل پله‌ای باشند. و یک پلن سیستماتیک ۵ یا ۶ یا ۲۰ ساله نیاز
دارد که هر دوره، زمینه‌ای برای موفقیت دوره‌های بعدی میباشد.

متاسفانه پلن‌ها در این امور کمّی نبوده و افزایش
کیفی هستند و چون این گونه هست نمی‌توان سنجید در طول این ۵ سال چه اهدافی محقق
شده هست و چه پلن‌هایی عملیاتی نشده‌اند. از این رو نمی‌توان به طور جزیی اشاره
کـــرد چقدر در راستای اهداف افق ۱۴۰۴ حرکت کرده‌ایم.

این کیفی بودن پلن‌ها ضعف به شمار می‌رود یا
قوت؟

منظور از کیفی بودن پلن‌ها، کلی‌‌گویی از پلن‌هاست،
به طور نمونه نوشتن و تعیین اهدافی که مطلوب هست مانند اینکه بگوییم پایان شهرهای ایران
باید با راه‌آهن به یکدیگر وصل شوند اما محاسبه نکرده‌ایم که این یعنی تعداد کیلومتر،
چقدر مواد اولیه مورد نیاز، چقدر سرمایه و چقدر نیروی انسانی بنابراین برای تحقق این
دنبال امکانات دیده نشده هست. یا اینکه نسنجیده‌ایم با فراهم بودن پایان زمینه‌ها آیا
این دنبال در طول ۵ سال دست‌یافتنی هست یا خیر.

آیا چنین رویکردی در پایان کشورها برای تعیین پلن‌های
تعداد ساله اجرا می‌شود؟

خیر، در ایران پیش از انقلاب و نیز پلن نخست و
دوم جمهوری اسلامی دنبال‌ها کمّی و دقیق بودند اما از پلن سوم به بعد تحت عنوان
اصلاح ساختار، از کمیت‌ها خارج شدیم. و هنگامی که کمیت نباشد سنجش و اندازه‌گیری و
نیز ارزش‌یابی شدنی نیست.

دلیل این اتفاق افتاد آیا برای وضعیت و شرایط کشور
لازم بود یا به دیدگاه مدیریتی برمی‌گردد؟

احساس من تا ۱۵ سال پیش این بود که ما هنوز می‌توانیم
به لحاظ کارشناسی پلن‌ریزی کنیم و اینکه پلن‌ها به این شکل تعریف می‌شوند
لازمه این مرحله (۱۵ سال پیش) هست و شرایط کشور این گونه اقتضا می‌کند که اصلاح
ساختار داشته باشیم.

اما امروز که ۲ تا ۳ پلن از این روش گذشته هست
وقتی ارزیابی می‌کنم، می‌بینم نظام کارشناسی ما تخصص لازم برای پلن‌ریزی متناسب
با این شرایط امروزی کشور را ندارد. به این معنی که تا پیش از این، ضعف کارشناسی
را علت نمی‌دانستم اما امروز به دلیل مشکلاتی که پیش آمده برداشتم این هست که کسانی
که در دستگاه‌های پلن‌ریزی کشور هستند نمی‌دانند چگونه باید پلن‌ریزی کنند.

مجلس شورای اسلامی نیز به طور عمده به همان لایحه‌ای
که از سوی دولت به مجلس می‌آید رای می‌دهد؛ به صورت حتم ممکن هست تغییراتی نیز در آن
داشته میباشد که افزایش تخریبی هست تا اصلاحی. در مجموع که نگاه می‌شود اصلاح خاصی
اتفاق نمی‌افتد بلکه گاهی‌اوقات بی‌نظمی‌ها را تشدید می‌کند. برای تاثیر تغییرات
باید دید این تغییر چه اثری بر کارکرد باقی عناصر داشته هست و برای این کار نگاهی
سیستمی نیاز هست.

این به ضعف اقتصاددان‌های ما برمی‌گردد یا اجازه
پلن‌ریزی به آنها داده نمی‌شود؟

خیر، اتفاقا پلن‌ریزی‌ها در دست اقتصاددان‌هاست
اما به طور عمده آنها توسعه یافتن را مانند کشورهای توسعه‌یافته تلقی می‌کنند و
معتقدند ایران نیز باید همانند آنها عمل کند در نتیجه راه‌هایی که جست‌وجو می‌شود
راه‌هایی هست که این کشورها در حال تجربه کردن هستند. و معتقدند چون باید همانند
آنها شویم باید از راه‌ها و روش‌های آنها استفاده کنیم و همین امر را به مسئولان
کشوری توصیه می‌کنند.

نظام درسی نیز در تربیت دانشجویان به عنوان
کارشناسان اقتصادی فردا، همان شیوه پیشرفته شدن غرب را می‌آموزد بنابراین زمانی
که این دانشجویان دکترا می‌گیرند و وارد سیستم می‌شوند شیوه‌هایی که آموخته‌اند را
پیاده می‌کنند.

معتقدم این شیوه کافی نبوده و ناقص هست. ما
اقتصاددان‌ها به دانشجویان خود یاد نمی‌دهیم که ایران، فرانسه یا فلان کشور توسعه‌یافته
نیست. دنبال این هست که مانند آنها توسعه پیدا کنیم اما نیاز هست روش‌ها متناسب با
شرایط اقتصادی-اجتماعی جامعه خودمان تعریف شود (بین اقتصاد و جامعه پل می‌زنم).
بنابراین چون تعلیم نمی‌دهیم، همان شیوه‌های جوامع پیشرفته را به‌کار می‌گیرند و
در عمل می‌بینند نتیجه مورد نظر به‌دست نیامد. به طور نمونه در بحث خصوصی‌سازی، در
دنیا کشورهای پیشرفته به سمت خصوصی‌سازی رفتند اما این خصوصی‌سازی چه زمانی اتفاق
افتاد؟ در دهه ۸۰م یعنی در اوج و بلوغ سرمایه‌داری. کشور ما در پیشرفت سرمایه‌داری
زیاد عقب هست اما اقتصاددان‌ها چون دیدند آنها این روش را پیاده کردند و موفق
شدند در ایران نیز به این سمت حرکت انجام گرفت این در حالی هست که امروز نتایج رضایت‌بخش نیست
زیرا عنوان می‌شود این امر به دست نیروهای نظامی و انتظامی افتاد و در واقع خصولتی
انجام گرفت.

در این مسئله، موضوع این هست که اقتصاددان‌های ما
اصل روش را نشناختند. اگر امور اقتصادی در انگلستان یا امریکا خصوصی انجام گرفت، یک بخش
خصوصیِ فعالِ مولدِ خطرپذیر وجود داشت که به دنبال کار رفت و این خطر وجود دارد که
ممکن هست موفق شود و ممکن هم هست ورشکست شود. اما در ایران به هر دلیلی، یک بخش
خصوصی تاجرپیشه، به دنبال درآمدزایی بالا با کمترین زحمت، خطرنپذیر و بازگشت سرمایه
در کوتاه‌ترین زمان، آنها را به سمت صادرات و واردات سوق داد. بدیهی هست این بخش
خصوصی مولد نبوده و به سرمایه‌های دولتی به عنوان تجارت نگاه می‌کند. دانش اقتصاد
همانند علم پزشکی هست یک اقتصاددان باید نخست جامعه خود را بشناسد و سپس با توجه
به شرایط موجود جامعه خود شیوه‌ها و روش‌های مورد نیاز را تجویز کند.

اتفاقا پلن‌ریزی‌ها در دست اقتصاددان‌هاست اما
به طور عمده آنها توسعه یافتن را مانند کشورهای توسعه‌یافته تلقی می‌کنند و
معتقدند ایران نیز باید همانند آنها عمل کند در نتیجه راه‌هایی که جست‌وجو می‌شود
راه‌هایی هست که این کشورها در حال تجربه کردن هستند. و معتقدند چون باید همانند
آنها شویم باید از راه‌ها و روش‌های آنها استفاده کنیم و همین امر را به مسئولان
کشوری توصیه می‌کنند.

باور من این هست که افزایش اقتصاددان‌های ما ضمن اینکه
با حسن نیت عمل می‌کنند خیلی نیکو ایران را نمی‌شناسند در نتیجه توصیه‌هایی که
دارند در عمل شرایط امروز را به وجود آورده هست.

اشاره به پایه تعلیم‌های دانشگاهی داشتید و اینکه
تئوری‌هایی که اقتصاددان‌ها در دانشگاه فرامی‌گیرند بر اساس جامعه غرب هست و آنها
نیز به طور قطع از دل شرایط جامعه خود این تئوری‌ها را بیرون آورده‌اند. آیا باید
با این نقل کرد به علم اقتصاد اسلامی و بومی رسید؟

دانستن آنچه که به عنوان علم اقتصاد در پایان دنیا
مطرح هست برای ما نیز لازم بوده اما کافی نیست. کفایت آن مربوط به شناخت جامعه و
اتخاذ سیاست‌هایی متناسب با جامعه دنبال هست که آن را از وضعیتی که در آن قرار دارد
به شرایطی مطلوب‌تر سوق دهد.

در بحث اقتصاد اسلامی نزدیک به ۳ دهه هست که مطالعه
دارم و معتقدم پیش از آنکه در دانشگاه میباشد باید از تعلیم و پرورش، صدا و سیما و
موسسات تاثیرگذار بر ذهنیت کودکان و نوجوانان شروع شود و ابزار آن نیز فیلم کودک،
سریال و نظام آموزشی هست. نیاز امروز این هست که دانش‌آموزی که فارغ‌التحصیل از سیستم
تعلیم و پرورش بیرون می‌آید و در اختیار من استاد دانشکده اقتصاد قرار می‌گیرد
آموزه‌های دینی را بداند و زندگی او دینی میباشد. به طور مشخص بداند ربا اشکال دارد
و رباخواری در زندگی دینی نباید وجود داشته میباشد یا اسراف اشکال دارد. پایان این
امور تعلیم دین هست و او باید عامل به آنها میباشد. و در دانشکده اقتصاد تنها من به
عنوان روش‌شناسی، رفتار دینی این فرد را در عرصه اقتصاد تبیین کنم که همان تئوری‌های
اقتصاد اسلامی می‌شود. در نتیجه ابتدا باید دین در رفتار افراد ریخته شود تا آنها
به دین عمل کنند و سپس رفتارهای انسان‌های عامل به دین را تئوریزه کنیم. اگر فرد
اسلامی میباشد زمینه برای اساتید اقتصاد برای تبیین تئوریک همان محصول اسلامی فراهم
می‌شود.

پلن‌های جهانی در این‌باره (فقر و محرومیت‌زدایی)
چیست و چقدر با رویکردهای ما متفاوت هست؟

از نظر رویکرد کلی مبارزه با فقر در پایان دنیا وجود
دارد و بسته به سطح کشور خط فقر از لحاظ توسعه‌یافتگی و غیرتوسعه‌یافتگی متفاوت
هست. به طور نمونه ممکن هست فردی در کشوری توسعه‌یافته، فقیر تلقی شود اما همان
فرد در کشوری در حال توسعه جز طبقه متوسط میباشد. این به وضعیت مالی و سطح درآمد
کشور که به طور معمول به آنها پرداخت‌های انتقالی می‌گویند، برمی‌گردد. پرداخت‌های
انتقالی به پرداخت‌هایی نقل کرد می‌شود که دولت می‌پردازد اما در ازا آن انتظاری
ندارد. این پرداخت‌ها در پایان دنیا وجود دارد همان طور که در کشور ما این پرداخت
به طور نمونه در قالب کمیته امداد امام خمینی یا بهزیستی انجام می‌شود.

بعضی سازمان‌ها نیز مساعدت‌هایی غیرمستقیم دارند که
به رفع فقر می‌انجامد به طور نمونه بانک جهانی برای بعضی پروژه‌ها وام می‌دهد یا
کمک‌هایی که یونسکو برای تعلیم دارد. راه‌های نجات بشر از فقر تامین نیازهای اساسی
آنهاست بنابراین کمک‌های مستقیم مانند حمایتی‌ و کمک‌های بنیادی که افراد را از
راه شاغل شدن زمینه رهایی همیشگی آنها را فراهم می‌کند در پایان دنیا وجود دارد.
به صورت حتم بعضی امور مخصوص ماست مانند خمس و زکات که یکی از مصارف آن رفع فقر هست. اگر
تفاوت‌هایی وجود دارد به دلیل محیط اجتماعی کشورهاست اما همگی مسئله رفع فقر را در
پلن‌های خود دنبال می‌کنند.

برای یک خانواده ایرانی با توجه به شرایط موجود
جامعه چه میزان درآمد آن را از طبقه محروم و فقر جدا می‌کند؟ آیا شما این نقل کرد را
تایید می‌کنید که طبقه متوسط در ایران از بین رفته هست؟

طبقه‌بندی جامعه به پایین، متوسط و بالا افزایش یک
پدیده جامعه‌شناختی و اجتماعی هست و یا می‌تواند در علوم سیاسی کاربردهایی داشته
میباشد. و این پدیده در استان‌ها و شهرهای مختلف و نیز منطقه و روستا متفاوت می‌شود.
در برخی شهرها هزینه زندگی پایین‌تر در بعضی دیگر بالاتر هست. این عدد شاید دقیق
نباشد به طور نمونه برای یک خانواده ۴ نفره در پایتخت تا ۲میلیون و ۴۰۰هزار تومان
عنوان کرده‌اند. اگر این عدد ملاک میباشد به احتمال زیاد زیاد از خانوارها روی خط
فقر قرار می‌گیرند. بدیهی هست این عدد در شهرها به غیر از مراکز استان‌ها و در
روستاها کاهش پیدا می‌کند.

امروز طبقه متوسط ایران رشد سواد، آگاهی و مطالباتش
زیاد شده هست. منظور از سواد و تحصیلات جنبه مثبت مسئله هست اما در مطالبات معتقدم
شاید متداوم مثبت نباشد زیرا مطالبه باید همراه با تکلیف میباشد. در جامعه ما خیلی از
افراد بسیاری از امور را مطالبه می‌کنند اما هیچگاه از خود نمی‌پرسند تکلیف من در
قبال به وجود آوردن این فضا چیست. نیاز هست مولد باشید تا تولیدی اتفاق بیفتد. به
هر حال درخواست برای ارتقا، میل به فردگرایی در زندگی که نتیجه قهری آن بی‌توجهی
به خانواده‌ها و کاهش علائق عاطفی هست در خانواده‌های ایرانی رشد کرده هست. و چون
مطالبات زیاد شده و دنیای مجازی ارتباطات را گسترده کرده هست احساس می‌کنند زندگی
مورد نظر خود را نمی‌توانند تامین کنند. و در این‌باره ممکن هست درآمدهای‌شان رو
به رشد نیز میباشد اما این امکانات پاسخگو آن مطالبات رو به افزایش نمی‌تواند میباشد.
به این لحاظ ممکن هست افرادی فقیر نباشند (طبقه متوسط) اما احساس فقر کنند.

همچنین طبقه‌ای ابرثروتمند به وجود آمده هست که این
قشر متوسط در مقایسه خود با این طبقه معتقدند با اینکه آنها لیاقتی زیاد از او
نداشته‌اند از وضعیت زندگی بهتری برخوردارند. این احساس بی‌عدالتی آنها را زیاد
تحت فشار روحی و روانی قرار می‌دهد. و در این بستر به وجود آمده اقتصاد نیز گامی
برنداشته تا این توقعات را تا حدودی پاسخ دهد. به طور نمونه اگر به لحاظ درآمد رشدی
اتفاق افتاده تورم اجازه نداده قدرت خریدشان بالا برود. از این رو احساس می‌کنند این
رشد تنها اسمی هست.

بنابراین امروز با نسلی مواجه هستیم که یک الگوی
زندگی دارد؛ فرزندانش در مدارس غیرانتفاعی تحصیل می‌کند، خودروی شخصی باید داشته
باشند، اگر تعطیلات انجام گرفت سفر شمال یا جای دیگر حتما جز پلن‌های‌شان میباشد و خلاصه یک
الگوی زندگی با توجه به فهم و احساس خود طراحی کرده‌اند که کاری ندارند این مدل با
درآمدشان همخوانی دارد یا خیر. بسیاری از این خواسته‌های ضروری نیست و اگر نباشد
به زندگی آنها آسیبی نمی‌زد اما چون تعادل در زندگی این گروه وجود ندارد و نمی‌توانند
به پایان خواست‌ها در این الگو برسند احساس می‌کنند فقیر هستند. اگر این گونه نگاه
شود بله طبقه متوسط شاید در حال افول هست.

اخلاق چقدر در اقتصاد موثر و در به وجود آمدن فقر و
محرومیت تاثیر دارد؟

به این مسئله از دو جهت می‌توان پرداخت از یک سو
محرومیت و فقر، اخلاق را تخریب می‌کند و از سویی دیگر می‌توان این گونه پرسید که آیا
اخلاق منجر به نداری می‌شود. آنچه که یقینی هست فقر به بداخلاقی، عصبانیت و حرمت
نگه نداشتن دیگران دامن می‌زند و باعث می‌شود افراد شاد نباشند.

اما از سویی دیگر اخلاق متداوم ما را به تعادل دعوت
می‌کند. نقل کرد می‌شود علم اخلاق، خلق و خوی‌ها را به تعادل دعوت می‌کند. و با فضیلت‌ترین
خلق و خوی متعادل، عدالت هست. تعادل به این معنی که نباید بین دخل و خرج فاصله زیادی
وجود داشته میباشد.

از این رو به نظر می‌رسد اخلاق می‌تواند بر اقتصاد
از حیث به تعادل خواندن، موثر میباشد ضمن اینکه اگر اقتصاد نامناسب میباشد می‌تواند
خود به بی‌اخلاقی دامن بزند. همچنین اگر وظیفه خود را به نحو مطلوبی انجام دهد می‌تواند
به وجود آمدن یک جامعه اخلاقی کمک کند.

در کشور مسلمانی مانند ایران مقوله‌های خمس، زکات،
انفاق، وقف، صدقه و نذر و نیز نهادهایی مانند کمیته امداد امام خمینی، بهزیستی و
موسسات خیریه وجود دارد. با وجود این گستردگی در امر کمک به دیگران دلیل هنوز ما با
چالشی مانند فقر مواجه هستیم؟

بله، کلیدی‌ترین محور این مصاحبه همین مسئله هست.
ما در پایان این موارد که برخی مربوط به آموزه‌های دینی هست و برخی مربوط به نهادهای
اجتماعی، به جای پرداختن به فقر، به فقیر پرداخته‌ایم در حالی که فقر با فقیر
متفاوت هست. به فقیران رسیدگی‌ می‌شود اما توجه نداریم که سیاست‌های ضدفقر، به طور
دائم به رشد فقیران کمک کرده هست در حالی که در پلن‌ها باید فقر را نشانه گرفت
تا ریشه فقر بخشکد و فقیری متولد نشود. به طور نمونه اگر فرد یا دولتی با سیاست‌های
درست اقتصادی سعی کرده فقر را از بین ببرد، کاهش مورد توجه قرار گرفته یا ابداً دیده
نمی‌شود اما برعکس اگر کسی ۲۰ فقیر را تحت پوشش بگیرد دیده می‌شود و به نظر کار زیاد
مطلوب و خداپسندانه‌ای انجام شده هست. به صورت حتم منظور این نیست که این عمل مطلوب نیست
اما موضوع کوچکی و بزرگی فعالیتی هست که یکی دیده می‌شود و دیگری نادیده گرفته می‌شود.

بنابراین باید بین فقر و فقیر تفاوت قائل انجام گرفت. زمانی
از زبان یکی از مسولان دولتی در یکی از این نهادهای اجتماعی اعلام انجام گرفت افراد نیازمند
بیشتری تحت پوشش قرار گرفته‌اند در حالی که به اعتقاد بنده این نشانه رفع فقر نیست.

برای آنکه پدیده شوم فقر از بین برود باید سیاست‌های
اقتصادی و اجتماعی کشور ریشه‌های فقر را بخشکاند. به این معنی که به عوامل به‌وجود
آورده آن پرداخت و به طور قطع یکی از این عوامل، تورم هست که فقیر را فقیرتر کرده
و خانوارهای ندار را گسترش می‌دهد. از این رو هر سیاستی که در جامعه تورم ایجاد
کند از نظر من سیاستی فقرزا هست. به طور نمونه هنگامی که از دنبال‌مندی یارانه‌ها
صحبت می‌شود و جامعه‌ای را چشم به دست دولت می‌کند این سیاست، سیاست گسترش فقر هست
و آن را توسعه می‌دهد. یا از بین بردن فساد اقتصادی که منجر به رفع فقر می‌شود
مربوط سیاست‌های ماست.

دورکیم و مرتون معتقدند هر شوک اقتصادی که منجر به
شکاف اجتماعی در یک کشور می‌شود منشا انحرافات و فساد خواهند بود. از سال ۱۳۶۸ به
این سو هر چه پلن اقتصادی تدوین انجام گرفت به افزایش قیمت‌ها انجامید. امروز اگر به
مردم نقل کرد شود رشد تورم ۱۵درصد هست خوش‌حال می‌شوند که ۲۰درصد نیست. در پایان این
سال‌ها تورم به طور میانگین ۱۵درصد رشد داشته هست و برای نسل امروز اینکه تورم ۴ یا
۵درصد میباشد معنا ندارد. این در حالی هست که تورم قدرت خرید را کاهش می‌دهد و
فقرزاست.

برای آنکه پدیده شوم فقر از بین برود باید سیاست‌های
اقتصادی و اجتماعی کشور ریشه‌های فقر را بخشکاند. به این معنی که به عوامل به‌وجود
آورده آن پرداخت و به طور قطع یکی از این عوامل، تورم هست که فقیر را فقیرتر کرده
و خانوارهای ندار را گسترش می‌دهد. از این رو هر سیاستی که در جامعه تورم ایجاد
کند از نظر من سیاستی فقرزا هست.

در پایان دوره ریاست جهموری هاشمی‌رفسنجانی، لایحه‌ای
با محوریت ضدفقر به مجلس شورای اسلامی ارائه انجام گرفت که همانجا اعلام کردم نمی‌توان روشی
را نزدیک به ۸ سال اجرا کـــرد که منجر به افزایش فقیر می‌شود و سپس لایحه‌ای آورد که
فقر را از بین ببرد. منظور این هست سیاست باید به گونه‌ای میباشد که از آن فقر زایش
نشود.

در کشور چون به مسئله فقیر پرداخته انجام گرفت و به منشاهای
فقر بی‌توجهی انجام گرفت فقر تولید کردیم و از سویی دیگر به فقیران کمک کردیم و این هست که
تا به امروز فقر هنوز ریشه‌کن نشده هست.

در انتها به عنوان کارشناس اقتصاددانی که سال‌ها روی
این موضوع مطالعه کرده هست راهکارهای برون‌رفت از مسئله را چه می‌دانید؟

قانون اساسی جمهوری اسلامی که در ابتدای انقلاب تدوین
انجام گرفت باید به طور تکمیل پیاده شود قانونی که زیاد از ۹۸درصد از مردم به آن رای مثبت
دادند دلیل که پایان قوانین دیگر بر اساس این قانون تعریف می‌شود. این در حالی هست
در بسیاری از موضوع‌ها قانون اساسی خود را کنار گذاشتیم و بر اساس قوانینی که
تجربه دیگر کشورها بوده، پیاده کرده‌ایم ترکیبی از روش‌ها که با قانون اساسی کشور
همخوانی ندارد. باید به اساس برگشت و راه رفته را اصلاح کـــرد. به صراحت در قانون
اساسی آمده هست افرادی که به دنبال کار هستند باید از راه وام بدون بهره سرمایه پیدا
کنند، با نرخ سود ۲۵درصد تولید رشد نمی‌کند و اقتصاد مولد به وجود نمی‌آید. امروز
فضایی فراهم شده که افراد سرمایه‌های خود را در بانک می‌گذارند و سود آن را با
خطرپذیری صفردرصد دریافت می‌کنند.

در قانون اساسی آمده هست نظام اقتصادی باید شغلی را
برای افراد فراهم کند که با یک نوبت کار زندگی او تامین شود اما امروز با دو نوبت
کار چرخ زندگی به سختی می‌چرخد. پایان این مباحث آسیب‌شناسی برای رفع فقر و فقیرزایی
هست. باید اعتماد ملت را به لحاظ اقتصادی به دست آورد و برای این امر باید به اصل
قانون اساسی خود بازگردیم.

  • تاریخ : ۲۰ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

جشن میلاد امام حسن(ع) با سخنرانی حجت الاسلام سید امیر عبدالملکی و مداحی حاج محمد کمیل ، کربلایی سید امیر حسینی، کربلایی محمد فصولی، کربلایی حبیب عبدالهی و کربلایی مهدی سعیدی در هیئت فاطمیه ارشاد

  • تاریخ : ۲۰ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

محسن رفیق‌دوست یکی
از مؤسسان سپاه و نیز وزیر سپاه در کابینه‌های میرحسین موسوی هست. او از
همان ابتدای تشکیل سپاه، مسئول بخش تدارکات بود؛ به همین دلیل هم‌زمان با
آغاز جنگ، در قامت وزیر، مسئولیت تأمین تجهیزات جنگی برای سپاه را بر عهده
داشت. این در حالی هست که در آن زمان، علاوه بر وزارت سپاه، وزارتخانه‌ای
به نام «دفاع» هم وجود داشت که وزیر آن معمولا یک ارتشی بود و مسئولیت آن
تأمین تجهیزات ارتش بود.

به نقل گروه رسانه های دیگر خبرگزاری آنا به گرازش از شرق، رفیق‌دوست
ماجرای مک فارلین را داستانی پوچ می‌خواند یا می‌گوید ابداً در جریان نبوده
هست. طبیعی هم بوده؛ چراکه اساس رایزنی‌ها در ماجرای مک فارلین، تأمین
تجهیزات آمریکایی بود که ارتش به آن نیاز داشت.

‌ زمانی که شما مسئول تدارکات بودید و
تهیه تجهیزات جنگی بر عهده شما بود، از چه راه‌ها و کانال‌هایی وارد
می‌شدید؟ به غیر از لیبی از چه کشورهای دیگری که احتمالا تا به حال
اشاره‌ای به آن نشده هست، سلاح تهیه می‌کردید.


در آن دعوا (جنگ) غرب افزایش از شرق با ما مشکل داشت. اگرچه در ابتدای
انقلاب و شروع جنگ، شرق و غرب با هم هماهنگ بودند؛ اما برای تشکیل سپاه و
بنیه دفاعی سپاه، مبنا را بر «اسلحه شرقی» گذاشتیم. نخستین باری که من سلاح
تهیه کردم، دوهزار کلاشنیکف و ۵۰۰ آرپی‌چی٧ بود که از یاسر عرفات خریدم.
آنها خودشان می‌ساختند. من رفتم دیدم و {خریداری کردم.} بعد هم از سوریه و
لیبی سلاح گرفتم و در نهایت به کره‌شمالی وصل شدم. بعد از کره‌شمالی به
ترتیب به لهستان، مجارستان، یوگسلاوی و بلوک شرق وصل شدم. یک مقدار هم از
سلاح‌های غربی در اختیار ما بود. در واقع از نخست تا آخر جنگ، پایان مهمات و
کمبود سلاح‌های غربی را از یک کشور بی‌طرف خیلی پرمدعای اروپایی به نام
سوئیس می‌خریدیم که آنها را با رقم‌های بالا به ما می‌فروخت. یعنی مهمات
توپ‌های غربی را از آنها می‌خریدیم. نیروی دریایی ما زمان شاه و نیروی
دریایی لیبی در زمان سنوسی، هر دو از جانب آمریکایی‌ها راه‌اندازی و تجهیز
شده بود و تقریبا به یک اندازه و یک شکل بود؛ یعنی دقیقا مانند هم بود.
تجهیزات ما تقریبا مستهلک شده بود. لیبی هم با آمدن قذافی، {سلاح‌های
آمریکایی} را تکمیل کنار گذاشته بود و از روسیه ناو جدید آورده بود. ما رویداد
داشتیم ناوهای آنها{لیبی}، سالم‌تر هست و قطعات یدکی هم دارد.حتی در یکی از
سفرهایی که رفته بودم، دو کشتی قطعات موتور ناو آوردیم. جناب آقا
هاشمی‌رفسنجانی هم در مجلس متنی را در دفاع از من قرائت کـــرد.
‌ تأمین سلاح از لیبی رایگان بود یا با تخفیف انجام می‌انجام گرفت؟ به چه صورت بود؟

تقریبا اکثر آنها رایگان بود؛ به‌ویژه موشک‌ها. تا اینکه یک سفر رفتیم و
قرار انجام گرفت از آنها {سلاح را با پول} خریداری کنیم. در آن سفر من باز نسیه
خرید کردم و{باقی} پرداخت پول آن را زمانی که من دیگر در سپاه نبودم {و
نمی‌دانم} معامله کردند یا به چه صورت پرداخت کردند.
‌ پس رایگان نبوده هست؟

چیزی نزدیک به یک میلیارد دلار{سلاح} مجانی از لیبی وارد کردیم.
‌ ما به ازای آن چه چیزی بود؟

هیچی.
‌ مگر امکان دارد؟!

بله داشت؛ هیچ چیزی نبود! حتی ما این اواخر غیر از موشک‌هایی که از {لیبی}
آوردیم، از کره{شمالی} هم سلاح آوردیم. درنهایت هم، خودمان{موشک} ساختیم که
به قول {شهید} حسن مقدم، پدر موشکی ایران، نام گرفتم. ما یک موشک سام۶ که
افزایش تاکتیکی بود، می‌خواستیم که رفتیم و مذاکره کردیم و به پایتخت آوردیم؛
در مقابل این، یک سیستم هاگ به آنها دادیم فقط همین. بقیه را من هرچقدر که
سفر رفتم {به لیبی} و آوردم، مجانی بود. موشک‌ها و لانچر مجانی بود. ما
چیزی به لیبی ندادیم. در جاهایی من این را نوشته‌ام. افزایش از ۸۰۰میلیون
دلار ارزش کالاهایی بود که ما از لیبی مجانی آوردیم.
‌ دلیل قذافی این کار را کـــرد؟

او فردا را در اختیار انقلاب اسلامی می‌دانست و می‌خواست رابطه‌اش با انقلاب اسلامی خیلی نیکو میباشد.
‌ تهیه سلاح از کشورهای دیگر چطور بود؟

از همه می‌خریدیم.
‌ سلاح‌هایی که خریداری می‌کردید، مثلا از سوریه یا کره‌شمالی، اصالتا ساخت چه کشوری بودند؟

شرقی‌ها که خودشان می‌ساختند. {سلاح‌های} سوریه که برای روسیه بود، ولی کره‌شمالی خودش می‌ساخت.
‌ پس ما در جنگ از سلاح‌های روسی استفاده کردیم؟

همه سلاح‌های ما در حقیقت یا روسی بوده هست یا ساخت کشورهایی که زیر پرچم
روس بودند. مثلا وقتی از بلغارستان خرید می‌کردیم، درست بود که کارخانه در
کشور{بلغارستان} بود، ولی آن‌زمان فروپاشی {شوروی} اتفاق نیفتاده بود. ولی
خود روس‌ها به ما سلاح نمی‌دادند.
‌ پس به‌گونه‌ای دورزدن تحریم بوده هست و احتمالا با قیمت بیشتری تهیه می‌کردید؟

خیر. چون کشورهای بلوک شرق به پول احتیاج داشتند. بله اگر که این جرئت را
پیدا می‌کردند که از دست شوروی، مستقیم به ما سلاح می‌فروختند، گران‌تر
می‌دادند. اما نه، اوایل به ما نمی‌فروختند. از تاریخی به بعد مسئله حل انجام گرفت.
‌ این همان بازار سیاهی هست که جناب آقا هاشمی می‌گفتند؟

خیر. ما ابداً وارد بازار سیاه نمی‌شدیم.
‌ من فکر می‌کنم نخستین‌ بار هست که شنیدم همه سلاح‌های ما روسی بود.

بله. مادر آن روسی بود. حتی از یک تاریخی نیاز ما بالا ‌رفت. عراق هم از
همه کشورها خرید می‌کـــرد. خیلی تایم‌ها که برای تهیه سلاح می‌رفتیم، می‌دیدم
عراق قبل از ما، همه را خریده هست. ما از یک تاریخی به چین کمونیست وصل
شدیم. به آنها که وصل شدیم، در واقع به کُر وصل شدیم و تقریبا {دیگر
مسیرهای تهیه سلاح} را قطع کردیم. چون این کشور، هم مستقیما به خود ما سلاح
می‌فروخت و هم در حجم بالایی این کار انجام می‌انجام گرفت. حتی سلاح‌های استراتژیک
را هم به‌تدریج به ما فروخت؛ از جمله موشک ساحل به دریا و امثال آن. وقتی
به چین وصل شدیم، روس‌ها هم، کم‌کم کوتاه آمدند و حاضر شدند به ما {سلاح}
بفروشند.
‌ از چه تاریخی؟

اواخر جنگ.
‌ دقیقا چه سالی؟

بعد از سفر جناب آقا هاشمی که بعد از جنگ بود؛ سال ۶۷.
‌ پس تقریبا دیگر جنگی نبود؟

بله . اعلام آمادگی کرده بودند، ولی ما دیگر نیازی نداشتیم. ابداً ما از سال
۶۵ دیگر نیاز نداشتیم تجهیزات خریداری کنیم، زیرا خودمان می‌ساختیم.
‌ سال ۶۵ دقیقا همان مقطعی هست که ماجرای مک فارلین لو می‌رود که
اساس آن خرید تجهیزات هست . ابداً نقل کرد می‌شود که فاش‌شدن موضوع، باعث
می‌شود ما دیگر نتوانیم این تجهیزات را تهیه کنیم.


همه اینها در واقع یک داستان پوچ و واهی هست. من که وزیر سپاه بودم، زمانی
از ماجرای مک فارلین خبردار شدم که هواپیما آمده بود و نشسته بود و ما
رفتیم نزدیک به ۴۰۰، ۵۰۰ موشک تاو خراب تحویل گرفتیم. از جاهایی به بعد
قضیه سیاسی بود که {انجام} نشد. من هم ابداً در جریان نبودم.
‌ یعنی فکر می‌کنید تبادل موشک تاو و هاگ، پوششی سیاسی بوده هست برای برقراری رابطه با آمریکا؟

احتمالا. بعد هم به فرمان امام به هم خورد.
‌ اما قبل از آن هم ما از آنها، به صورت حتم با واسطه، سلاح می‌گرفتیم.

خیر. هرکس که نقل کرد، دروغ نقل کرد هست. من به عنوان وزیر سپاه می‌گویم هیچ کسی،
هیچ چیزی برای ما نگرفت؛ نه جناب آقا هاشمی و نه هیچ کسی از طرف ایشان.

‌ در مورد ماجرای مک فارلین و سال‌های ۶۵ و ۶۶ نکته‌ای مغفول مانده هست.
این همان سال‌هایی هست که جناب آقا هاشمی در خاطرات خود به آن اشاره کرده و
سردار علایی هم به این موضوع اشاره می‌کنند که ما از نظر تأمین مهمات و
تجهیزات جنگی واقعا با مضیقه روبه‌رو شده بودیم. سال ۶۵ همان سالی هست که
ما عملیات‌های حیاتی کربلای ۴ و ۵ را داشتیم..

در این دو عملیات ذره‌ای کمبود مهمات و اسلحه نداشتیم؛ چون در داخل ساخته بودیم.
‌ جالب هست اما جناب آقا علایی می‌گوید سال ۶۵…

بله. سال ۶۵ همه ارز کشور ٥,٦میلیارد دلار بود. از این میزان هم، یک
میلیاردو ۶۰۰، ۷۰۰ دلار را به جنگ اختصاص دادند. همان باعث انجام گرفت ما در آن
سال، یک پروژه، یعنی ۱۰ میلیون گلوله و خمپاره را، در داخل کشور کلید بزنیم
و در کربلای٥ آتشی را روی دشمن ریختیم که وقتی فرمانده تیپ ۶۵ عراق را
اسیر کرده بودند، من خودم با او صحبت کردم گفتم دلیل نجنگیدی، گفت این جهنمی
که شما درست کردید، خدا هم ندارد.
‌ پس دلیل می‌گویند ما در آن سال کمبود مهمات داشتیم؟

بهترین سال ما از نظر مهمات، کربلای ٤ و ٥ بود؛ یعنی سال ۶۵، ۶۶.
‌ اما پدافند هوایی ما آمریکایی بوده هست. روسیه به ما سلاح
نمی‌داد و عراق را تجهیز می‌کـــرد، هنوز اینکه سلاح‌های ما در جنگ روسی بوده،
جای سؤال هست. حتی به لحاظ فنی هم ممکن نمی‌شود…


من در ده‌ها سخنرانی گفتم که انقلاب اسلامی…
‌ حتی یک خاطره هم از قول شما نقل شده که نقل کرد‌اید امام به شما پیغام دادند که به سفیر روسیه تخفیف بدهید.

آن داستان دیگری هست. انقلاب اسلامی وقتی پیروز انجام گرفت، هم غرب حس کـــرد که رودست
خورده و هم شرق! وقتی گورباچف روی کار آمد، سفیر آنها به ایران آمد و
درخواست ملاقات کـــرد. من گفتم به وزارت سپاه بیاید؛ اما او گفت، من با وزیر
سپاه ملاقات نمی‌کنم، با یک انقلابی ملاقات می‌کنم. گفتم خب، من نخست از تو
یک سؤال دارم؛ اگر آمریکا با ما دشمن هست، حق دارد، این کشور بین ۳۵ تا ۶۰
هزار مستشار در ایران داشته، ابداً ایران حیاط خلوت او بوده هست و وقتی او
را از ناحیه بیرون کردیم، به قول «کیم ایل سونگ» آبروی آمریکا را در دنیا
بردیم. اما دشمنی شما را با خودمان نمی‌فهمیم. گفت اتفاقا دشمنی آمریکا با
شما، یک دشمنی علنی هست که خیلی عمق ندارد؛ اما دشمنی حکومت شوروی با شما
ایدئولوژیک هست. ما ٧٠ سال بود نیمی از دنیا را با شعار دین افیون
توده‌هاست، گول زده بودیم. یک مرتبه زیر گوش ما انقلاب انجام گرفت. به او گفتم ما
نخستین کاری که کردیم، این بود که آن راداری که آمریکایی‌ها در بهشهر ساخته
بودند و تا انتهای خاک روسیه را رصد می‌کردند، خاموش کردیم. گفتم ما که
این‌قدر به نفع شما کار کردیم. گفت نه، شما شعار ما را از ما گرفتید. دینی
که از نظر ما افیون توده‌ها بود، حالا موتور محرک توده‌ها شده هست. آن
پیغامی که امام گفتند تخفیف بدهید{خفیفش کنید}، من گفتم شما این‌قدر به
صدامی که آمریکایی هست، کمک نکنید. ما ۷۰ میلیون بمب در کشور شما داریم که
چاشنی آن در ایران هست، کاری نکنید ما این چاشنی را آتش بزنیم. خودش گفت
منظور مسلمانان آن‌طرف هست؛ گفتم بله. بعد هم دیگر به هم ریخت و الان هم که
با همدیگر دوست هستیم! (با خنده)
‌ طبق روایت شما، چنین برداشت می‌شود که ما در جنگ ایران و عراق خیلی با هم مشکلی نداشتیم؟

دلیل. تا زمانی که آنها{شوروی} بودند، ما مشکل داشتیم. به هر حال به
آنها{صدام} کمک می‌کردند اما به ما نه. توجه کنید ما از بلوک شرق می‌گرفتیم
نه از شوروی.
‌ ولی گفتید این اواخر از شوروی خرید کردیم؟

بله. ولی به جنگ نرسید. ارتش تعداد کامیون از یوگسلاوی سیم‌خاردار خریده بود
که سه سال در آذربایجان نگه داشته شده بودند و بعد آنها را آزاد کردند. هفت
سال پیش، از وزارت خارجه از من دعوت کردند در جلسه‌ای حضور پیدا کنم و
درباره این مسئله که آیا ایران می‌تواند شریک استراتژیک داشته میباشد، صحبت
کنم. من آنجا صحبت کردم که در مقابل آمریکا ایران باید هنر داشته میباشد تا
بتواند یک همخوانی از چین، هند، پاکستان و روسیه ایجاد کند؛ یعنی بتواند یک
حلال ضدآمریکایی را ساماندهی کند. ما نسبتا در این کار موفق بودیم.

  • تاریخ : ۲۰ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

در پي انتشار مطالبی خلاف واقع در فضای مجازی و درباره عمليات فتح المبين، پايگاه هشدار رسانی دكتر محسن رضايی ضمن انتشار حقايقی در اين باره، خواستار اصلاح مطالب كذب مذكور و جلوگيری از تحريف تاريخ دفاع مقدس انجام گرفت.

به نقل پايگاه هشدار رساني دكتر محسن رضايي، به تازگي برخي روايت هاي خلاف واقع از تاريخ دفاع مقدس در فضاي مجازي منتشر شده كه بر استخاره فرماندگاهان جنگ و التزام آنان به نتيجه استخاره در عمليات فتح المبين تأكيد دارد، حال آن كه از نظر فرماندهان جنگ به ويژه فرمانده سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس كه همگي مقلدان امام (ره) بودند،  هر تعداد استخاره در حالت تحير و ابهام، به قصد رجا مانعي نداشت، اما نمي توانست مبنای تصميم گيری در عمليات ها میباشد. لذا  برای جلوگیری از تحریف تاریخ و آثار نامطلوب  آن در جامعه لازم هست  مطلب انتشار يافته در اين خصوص،  براساس واقعیت های  زیر اصلاح شود:

۱- حضرت امام در جلسه  با محسن رضایی قبل از عملیات فتح المبین گفتند كه  نخست مشورت هايتان  را بکنید و بعد اگر در موردي ابهام داشتید، به قرآن  استخاره كنيد.

۲- در عملیات فتح المبین، فرمانده سپاه  پاسداران انقلاب اسلامي پس از بازگشت  از ملاقات با امام با فرماندهان ارتش وسپاه مشورت كرد و با فرمانده تایم ارتش، برادر علي صیادشیرازي مشترکا تصمیم به انجام عملیات گرفتند. لحظاتي پس از آن كه دستور عملیات صادر و رمز آن اعلان انجام گرفت، فرمانده سپاه پاسداران دوران دفاع مقدس  به قرآن مراجعه کـــرد كه آياتي از سوره فتح آمد.

۳-در هیچ عملیاتی در دفاع مقدس با استخاره تصمیم گیری نشده هست؛ ولی متداوم از قرآن کمک گرفته شده هست.

۴-فرماندهان سپاه، در هرعملیاتی برای رسیدن به تصمیم و انجام عملیات دهها جلسه می گذاشتند؛ به طوري كه گاه  برادران ارتش به تعدد اين جلسات اعتراض مي كردند.

  • تاریخ : ۲۰ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

منوچهر متکی شاید سابقه زیادی برای حضور در سازمان صداوسیما نداشته میباشد اما قدرت تعامل و ارتباط او با کشورهای دیگر مثال‌زدنی هست.

قدس انلاین: یکی از روزنامه های صبح رویداد از پیوستن متکی به جمع مدیران صدا وسیما داده هست

 

به نقل قدس آنلاین، یک روزنامه اصلاح طلب به گرازش از یکی از مدیران صدا وسیما رویداد از ورود متکی به صدا وسیما برای حضور در واحد برون مرزی این سازمان داده هست.

آرمان در گزارشی ضمن بیان عملکرد متکی او را عنصری فراجناحی خوانده و اورده هست “منوچهر متکی شاید سابقه زیادی برای حضور در سازمان صداوسیما نداشته میباشد اما قدرت تعامل و ارتباط او با کشورهای دیگر مثال‌زدنی هست. وی زمانی نماینده مجلس بود، به‌عنوان سفیر ایران در کشورهای ترکیه و ژاپن هم حضور داشته هست. وقتی هم وظیفه اداره وزارت خارجه در دولت احمدی‌نژاد به او سپرده انجام گرفت به دلیل اینکه برخی راهکارها را قابل اجرا نمی‌‌دانست، از سوی او در سفری که به سنگال داشت از مقامش کنار گذاشته انجام گرفت. اگرچه برخی متکی را در لیست اصولگرایان جای می‌دهند اما پربیراه نیست که او از سیاسی شدن گریزان هست و ترجیح می‌دهد به عنوان فعال فراجناحی شناخته شود. هرچند منکر رفت‌وآمدهایش با جامعه اسلامی مهندسین هم نمی‌شود.

وی انتقادات خود را بی‌محابا بیان می‌کند و برایش اهمیت ندارد چه خواهد انجام گرفت چون معتقد به شفافیت هست. ۱۵ اردیبهشت سال ۹۲ یعنی وقتی یک ماه به انتخابات ریاست‌جمهوری مانده بود، منوچهر متکی در جمع دانشجویان دانشگاه زابل با اشاره به نوع پلن‌های صداوسیما در آن روزها گفت: متاسفم که صداوسیمای ما ۴۰ روز مانده به انتخابات هنوز کار جدی و حماسه‌ای برای انتخابات انجام نداده و حتی پلن‌هایی که از کاندیداها ضبط می‌کند را پخش نمی‌کند.

واحد برون مرزی صداوسیما از جایگاه ویژه‌ای برخوردار هست چراکه بخشی از عرصه دیپلماسی ایران را شکل می‌دهد. اهمیت این بخش به اندازه‌ای هست که در مواردی برخی کشورها برای نشان دادن اعتراض خود نسبت به عملکرد کشور دیگر، اقدام به قطع پخش شبکه‌های آن کشور در محدوده مرزی خود می‌کنند. بنابراین باید سرافراز گزینه‌ای را برای بخش برون‌مرزی سیما انتخاب می‌کـــرد که با معادلات بین‌المللی آشنایی دارد و می‌داند چه باید بکند که کمک به جایگاه کشورمان و ارتقای آن در عرصه بین‌الملل کند. 

  • تاریخ : ۲۰ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

⭕️ماموریتش تغییر کرده هست؛ اگر ۴ سال پیش عهده دار برگزاری مناظره های انتخاباتی بود و از دور بر نامزدهای نشسته بر صندلی مناظره ها نگاه می کـــرد، اینبار عزمش را جزم کرده که خودش بر یکی از آن صندلی ها تکیه بزند.

⭕️فاطمه استیری: داستان چندان پیچیده ای ندارد نامزدی عزت الله ضرغامی. تقریبا این کاندیداتوری را می انجام گرفت از مدت ها قبل، پیش‌بینی کـــرد. همانگونه که خیلی ها این پیش گویی سیاسی را انجام داده بودند. مدتهاست که نگاهش را به اردیبهشت ۹۶ دوخته هست. همانطور که نامزدی او برای انتخابات ۹۶ چندان پیچیده نیست به صورت حتم می توان این را هم گفت که شخصیت او هم چندان پیچیده نیست. او در پایان مدتی که از صداوسیما بیرون آمده تلاش کرده تا نسبت سیاسی خود را با اصولگرایان در نزدیکترین فاصله ممکن قرار دهد.

✅در دفترش پذیرای شخصیت های اصولگرا بوده و همنشینی هایش را با دوستان قدیمی اش افزایش کرده هست. می توان گفت او خود را به لحاظ سیاسی در وضعیت خاصی قرار داده هست. از یک سو آنچنان نزدیک به محمود احمدی نژاد بوده که برخی وقتی گمانه زنی می کردند که او می خواهد نامزد انتخابات شود تصورشان این بود که او از جانب مدیر دولت دهم برای ورود به پاستور تحریک شده هست آنهم در شرایطی که برخی گمان می‌کردند محمود احمدی‌نژاد بنای حضور در انتخابات را ندارد و فقط تلاش می‌کند فضای سیاسی را تحت تاثیر تحرکات خود قرار دهد. برخی خبرها هم حکایت از جلسات دو نفره آنها داشت.

✅براساس همان تحلیل ها هم بود که عنوان می انجام گرفت«اصولگرایان به‌دنبال نامزدی هستند که تا به حال طعم انتخابات و رای مردم را نچشیده میباشد و برای مردم چهره جدیدی شناخته می‌شود. و عزت الله ضرغامی یکی از همان افراد بود.»

✅این گمانه‌پردازی به صورت حتم حامیانی هم داشت. همان زمان یک تحلیل هم شکل گرفته بود بر مبنای اینکه عزت‌الله ضرغامی ‌می‌تواند به تعداد دلیل نامزد مورد اجماع اصولگرایان و محمود احمدی‌نژاد میباشد؛ او روابط خوبی با محمود احمدی‌نژاد دارد و فردی مورد اعتماد اوست. از سوی دیگر ضرغامی ‌با اصولگرایان هم رابطه خوبی دارد. این دو دلیل را اضافه کنید به اینکه برخی معتقد بودند او از روابط عمومی بالایی برخوردار هست و می‌تواند در فضای مباحثه و مناظره موفق میباشد. و به صورت حتم این ویژگی که او سابقه حضور در انتخابات ندارد و به نوعی چهره تازه‌ای به شمار می‌رود.

✅این اما تنها گمانه نیست. برخی دیگر بر این باورند که عزت الله ضرغامی از جانب طیف چپ اصولگرایان برای حضور در یک گیم طراحی شده علیه روحانی نامزد انتخابات شده هست. به بیان دیگر نقل کرد می شود او نامزد اصلی نیست ، بلکه قرار هست جزو افرادی میباشد که حسن روحانی را با نقدهای تند و تیز مواجه سازند. طیف راست سنتی چندان با او رابطه نزدیکی ندارد و به صورت حتم او را برای حضور در انتخابات معقول نمی داند. حامیان او به صورت حتم در میان رهپویان و جمعیت ایثارگران قابل توجه اند . او دوستان خوبی در میان آنها دارد. کسانی که اگر موافق و حامی او برای نامزدی نباشند ، مخالف و مانع او نیز نخواهند بود.

⭕️ضرغامی کیست؟
سید‌عزت‌الله ضرغامی ‌زمانی که در ماجرای تسخیر لانه‌جاسوسی حضور پیدا کـــرد، شاید فکرش را هم نمی‌کـــرد که روزی مدیر سازمان صدا و سیما شود و حتی از وی به‌عنوان یکی از کاندیداهای احتمالی اصولگرایان برای انتخابات ریاست‌جمهوری نام برده شود. آن روز او دانشجویی جوان بود و امروز مدیری پخته و باتجربه. در کارنامه ضرغامی‌نوشته شده هست که وی فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی خود را در سال‌های قبل از انقلاب با تشکیل جلسات آموزشی و تحلیلی برای جوانان جنوب منطقه آغاز کـــرد، یعنی زمانی که وی هجده ساله بود.

✅پس از انقلاب بهمن ۵۷ نیز وی به‌عنوان دبیر تعلیم و پرورش، به تشکیل کلاس‌های آموزشی و تحلیلی برای مربیان امور تربیتی و دانش آموزان ناحیه نازی‌آباد مشغول فعالیت انجام گرفت .او مانند دیگر همفکران انقلابی‌اش در آن سال‌ها از افکار و اندیشه‌های آیت‌الله مطهری پیروی می‌کـــرد و آثار وی را به‌عنوان چهره ایدئولوژیک شاخص سال‌های نخست انقلاب تعلیم می داد. عزت‌‌الله ضرغامی ‌با هم با انقلاب وارد دانشگاه امیرکبیر انجام گرفت و به‌عنوان یکی از دانشجویان فعال انجمن اسلامی آن دانشگاه در فعالیت‌های سیاسی حضور داشت. او اگر‌چه یکی از دانشجویانی بود که در تسخیر سفارت آمریکا دست داشت اما برخلاف سایر دانشجویانی که در این اقدام دست داشتند، به تشکل‌های چپ مذهبی جذب نشد. ضرغامی ‌که نامش در دوره قبلی انتخابات هم به‌عنوان یکی از کاندیداهای احتمالی مطرح می‌انجام گرفت، متولد ۱۳۳۸ در محله نازی‌آباد هست و پس از دوران ریاستش بر سازمان صدا و سیما که حدود ۱۰ سال و ۶ ماه به طول انجامید، هم‌اکنون عضو شورای عالی فضای مجازی هست و گهگاهی فعالیتش در فضای مجازی خبرساز می شود.

✅وی دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته مدیریت هست و در سال ۱۳۹۳ نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر دریافت کـــرد. عزت‌الله ضرغامی ‌برای نخستین‌بار سال گذشته با اخباری پیرامون نامزدی اش در انتخابات مواجه انجام گرفت؛ شایعه‌ای که به صورت حتم از حضور او در انتخابات سال ۹۶ روایت داشت.

⭕️روحانی و ضرغامی؛ یک دو گانه نه چندان جذاب
اگر تا همین چندماه پیش درمقابل سوالی درباره کاندیداتوری اش یا سکوت می کـــرد یا تکذیب، اما به یکباره اعلام نامزدی کـــرد آنهم درست زمانی که رسانه ها برای ورود به تعطیلات آماده می شدند. شاید او دوست نداشته در فرصت اندک باقی مانده زیر ذره بین نقد و بررسی آنها قرار گیرد. عزت الله ضرغامی در مطلب کوتاهی که در کانال تالگرامی خود منتشر کـــرد اینگونه اعلام نامزدی کـــرد:«جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی از من برای حضور در جمع ده کاندیدایی که بنا هست در مجمع عمومی دوم از میان آن‌ها رای گیری شود دعوت به عمل آوردند و من نیز این دعوت را پذیرفتم و اعلام کاندیداتوری می‌کنم.»

✅حالا که نامزد شده خودش می گوید که حسن روحانی را رقیب اصلی اش می داند . او در کانال شخصی اش نوشته : «در این مرحله از فضای سیاسی کشور، موضوع وحدت و انسجام نیروهای انقلاب را بر همه چیز حتی انتخابات ریاست جمهوری ترجیح می‌دهم. نتیجه انتخابات هرچه میباشد باید موجب تقویت و افزایش روحیه و توان کار جمعی جبهه مردمی انقلاب میباشد. برای پایان نامزدهای بالقوه و بالفعل جبهه احترام عمیق قائلم و در موقع خود به نقاط قوت و توانمندی آنان اشاره می‌کنم. آنان می‌توانند یک تیم منسجم و کارآمد برای مدیر جمهور فردا باشند. تمرکز من بر روی آسیب‌ها و نقاط ضعف مدیریت کلان اجرایی کشور هست و قاعدتا منتقد جناب دکتر روحانی و عملکرد فردی و دولت او هستم. ایشان را رقیب اصلی می‌دانم و تلاش می‌کنم از موضع کارشناسی و اخلاق و ادب سیاسی خارج نشوم. به سیاست “آجر روی آجر” پایبندم و معتقدم دولت‌ها باید کارهای نیکو گذشتگان را تکمیل کنند و همچنین سیاست‌ها و عملکردهای ناموفق را متوقف کرده و طرحی نو دراندازند.»

⭕️واکنش دولت به این نامزدی هم جالب بود. یک خوش آمد گویی با کنایه قابل تامل. حسام الدین آشنا در پیام توئیتری اینگونه به ماجرای کاندیداتوری ضرغامی واکنش نشان داد :«گیم گردانی که خود بازیگر می شود؛ تبریک به اقای مهندس سید عزت الله ضرغامی بابت احساس مسئولیت برای اعلام مشارکت در جذابترین سریال سیاسی سال ۱۳۹۶٫» ضرغامی نامزد شده ؛ این آخرین رویداد انتخاباتی جدی سال ۹۵ بود.

  • تاریخ : ۲۰ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

مراسم هفتمین روز درگذشت مرحوم حبیب‌الله عسکراولادی امروز (۲۰ آبان ۱۳۹۲) برگزار انجام گرفت که حجت‌الاسلام و المسلمین مصطفی پورمحمدی در این مراسم حضور داشت.

  • تاریخ : ۲۰ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

در دوره جدید مدیریتی دانشگاه آزاد اسلامی صورت می گیرد

ولایتی: توسعه همکاری با کشورهای همسایه از اقدامات جدید دانشگاه هست/ نوریان: جذب دانشجو در شعب دانشگاه آزاد اسلامی عراق از ترم فردا

یادداشت تفاهم‌ همکاری بین ایران و عراق
برای ایجاد شعب دانشگاه آزاد اسلامی در این کشور صبح امروز با حضور دکتر علی‌اکبر
ولایتی، دکتر علی‌محمد نوریان و سیدمحسن حکیم، در سالن جلسات بیمارستان مسیح
دانشوری امضا انجام گرفت
.

به نقل خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری آنا، دکتر علی‌اکبر ولایتی، در
حاشیه امضای این یادداشت تفاهم
با اشاره به ضرورت
اهتمام جدی به تجدید نظر در حوزه اقدامات خارجی این دانشگاه ، بررسی روابط غیر
مفید و در برخی مواقع زیانبخش و تصمیم گیری در این زمینه و توسعه و رشد فعالیت های
برونمرزی به ویژه با کشورهای همسایه و
متحد راهبردی جمهوری اسلامی ایران گفت: از جمله اقدامات جدید در زمینه ارتباطات
خارجی دانشگاه ،کمک به ایجاد روابط علمی ،دانشگاهی و فناوری به ویژه با کشورهای دوست و متحد راهبردی
ایران هست که در این زمینه برنانمه ریزی های لازم صورت گرفته و
از جمله
این اقدامات که با همت دکتر نوریان شکل گرفته توسعه همکاری با کشور عراق هست که
امروز در این زمینه یادداشت تفاهم همکاری با سید محسن حکیم یکی از شخصیت های
برجسته مجلس اعلای عراق به امضاء رسیده هست.

مدیر هیات امنا و هیات موسس دانشگاه آزاد
اسلامی ادامه داد: «ما بیشترین همکاری را با کشور عراق داریم و اکنون این همکاری‌ها
در حوزه دانشگاهی به عنوان نخستین اقدام در دوره جدید مدیریتی شکل می‌گیرد و توسعه
می‌یابد. در ابتدا این همکاری‌ها در حوزه علوم‌ پایه و بعد در رشته‌های مهندسی و پزشکی
توسعه خواهد یافت. یادداشت تفاهم امضاء شده، آغازی برای گسترش همکاری در حوزه
دانشگاهی و تعلیم عالی و زمینه ای هست که موجب می‌شود در فردا همکاری‌های علمی
بین دو کشور افزایش یابد؛ به صورت حتم همکاری‌های علمی بین ایران و عراق سابقه تاریخی
دارد ولی در تاریخ معاصر این نخستین‌باری هست که همکاری علمی بین دو کشور شکل گرفته
هست

او گفت: «این همکاری خواست دو ملت ایران
و عراق هست. با همت دو دولت متحد راهبردی ایران و عراق و با هدایت‌های مقام معظم
رهبری، همکاری دو کشور توسعه یافته و امروز این همکاری‌ها به حوزه علمی رسیده هست

مدیر هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی با
اشاره به بخش های از این یادداشت تفاهم افزود: بعد از اخذ مجوزهای لازم از مراجع و
مقامات حتمی عراق، شعب دانشگاه آزاد اسلامی در نجف، کربلا، بغداد، بصره و کردستان
تاسیس و اقدامات لازم به انجام خواهد رسید ضمن آن که همکاری با دانشگاه ها و مراکز علمی مرتبط با
مجلس اعلای عراق در زمینه های مختلف نیز توسعه خواهد یافت.

همکاری علمی دانشگاه آزاد اسلامی با عراق
از علوم پایه آغاز می‌شود

در ادامه سیدمحسن حکیم نیز گفت: «امروز فرصتی بود که در خدمت دکتر
ولایتی که انسان فرهیخته و آقا بزرگی هست، باشیم. همچنین توانستیم با دکتر نوریان
نیز ملاقاتی داشته باشیم که این مبنای پیشرفت و توسعه روابط بین دو کشور خواهد بود

نماینده مجلس اعلای اسلامی عراق ادامه داد: «از زمینه‌های حیاتی ارتباط
بین دو کشور، سطوح علمی و آموزشی هست. با توجه به گستردگی کار کیفی و کمی دانشگاه
آزاد اسلامی و رتبه‌های بالای این دانشگاه در جهان و همچنین از آنجایی که دانشگاه
آزاد اسلامی بزرگترین دانشگاه حضوری جهان هست، لازم دانستیم که در زمینه علمی با
این دانشگاه همکاری داشته باشیم

او گفت: «علاقه عراق به دانش‌اندوزی در علوم مختلف سابقه دیرینه دارد،
ابتدا همکاری‌ها در حوزه علوم پایه خواهد بود، دلیل که این علوم مبنای پیشرفت همه
کشورها هستند. ما تا امروز در عراق مشکلات زیادی داشتیم ولی اکنون فصل نوینی شکل
گرفته هست و می‌خواهیم از پایان امکانات جمهوری اسلامی ایران برای اعتلای عراق
استفاده کنیم و در حوزه‌های اقتصادی، دانشگاهی و فرهنگی نیز با ایران همکاری داشته
باشیم

حکیم افزود: «امروز یادداشت تفاهم امضا کردیم، امیدواریم این یادداشت
تفاهم به مرحله تفاهم‌نامه و قرارداد برسد و بتوانیم شعب دانشگاه آزاد اسلامی را
در شاخه‌های مختلف علوم‌پایه در عراق احداث کنیم. در حال حاضر صدها دانشجوی عراقی
در ایران تحصیل می‌کنند و امیدوارم شاهد باشیم که جوانان عراقی نهایت استفاده از
این فرصت به دست آمده را ببرند

جذب دانشجو در شعب دانشگاه آزاد اسلامی عراق از ترم فردا/ اعتباربخشی
زمینه‌های همکاری علمی و فرهنگی با عراق

در ادامه این جلسه سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی هم گفت: «خدا را شکر می‌کنم
که در راستای سیاست‌های هیات امنا و هیات مؤسس و همچنین ریاست آن، پلن‌های بین‌‌المللی
دانشگاه آزاد اسلامی را در راسای توسعه کیفی و همکاری با کشورهای همسایه و اسلامی
پیش گرفته‌ایم. امضای تفاهم نامه، نخستین اقدام در این زمینه بود. ما براساس این
یادداشت همکاری به صورت مستقل و یا مشترک با اخذ مجوز از وزارت علوم عراق در این
کشور فعالیت علمی بین المللی ، فرهنگی خواهیم داشت. در مرحله نخست در رشته‌های علوم‌پایه
فعالیت خواهیم کـــرد و بعد رشته‌های مهندسی و پزشکی را نیز در این کشور راه‌اندازی
می‌کنیم

دکتر علی‌محمد نوریان ادامه داد: «از ترم بعد یا دو ترم فردا، در
دانشگاه‌های آزاد اسلامی شعب عراق، دانشجو جذب خواهیم کـــرد. خوشبختانه مدارک
دانشگاه آزاد اسلامی مورد تایید وزارت علوم عراق هست و این کمک خواهد کـــرد که
پیوندهای دو کشور افزایش شود. ما در حوزه‌های فرهنگی و علمی نظیر تبادل استاد و
دانشجو، برگزاری دوره‌های مشترک، برگزاری کنفرانس‌های علمی مشترک، اجرای تحقیقات
علمی مشترک و چاپ کتاب و مجلات همکاری خواهیم داشت و برای این موارد اعتباربخشی
خواهیم کـــرد

نوریان در پاسخ به خبرنگار آنا درباره تعداد دانشجویانی که در شعب
دانشگاه آزاد اسلامی عراق جذب می‌شوند، گفت: «اکنون در مرحله مطالعات مقدماتی
هستیم، ما در توسعه حضوری در این کشور

محدودیتی نداریم، با این وجود پلن‌ریزی
برای جذب تا ۱۰ هزار دانشجو هست

او در پاسخ به دیگر سوال آنا درباره حضور اساتید ایرانی در دانشگاه‌های
آزاد اسلامی در عراق گفت: «تعداد زیادی از فارغ‌التحصیلان عراقی که در دانشگاه‌های
ایران و سایر کشورها درس خوانده‌اند، به کشور خود بازمی‌گردند و جذب خواهند انجام گرفت.
همچنین تعداد زیادی از استادان ما نیز آمادگی دارند که برای تدریس به عراق بروند

همچنین سیدمحسن حکیم در پاسخ به سوال آنا درباره شعب دانشگاه آزاد
اسلامی که در عراق ایجاد می‌شوند، گفت: نظر ما اینست که «در شهرهای بصره، نجف
اشرف، کربلای معلا، بغداد و کردستان عراق شعب دانشگاه آزاد اسلامی ایجاد شود

  • تاریخ : ۱۹ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

دکتر حسن سبحانی نماینده ادوار مجلس پنجم، ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی، پنجشنبه عصر در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران ثبت نام کـــرد.

دکتر حسن سبحانی نماینده ادوار مجلس پنجم، ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی، پنجشنبه عصر در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران ثبت نام کـــرد.

حسن سبحانی در دولت سازندگی به عنوان معاون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز فعالیت می‌کـــرد.

بیانیه انتخاباتی قرائت شده در ستاد انتخابات کشور به شرح ذیل می میباشد: 

به دلائل معین،دوره توسعه یافتن کشور ما طولانی شده هست. ما در نیل به توسعه یافتگی که موجبات رفاه و آرامش و معنویت انسان ها را تدارک می بیندبا تاخیر تاریخی مواجهیم. از این روی برای جبران این عقب افتادگی طولانی، بایدملت ما انجام کارهای سختی را متعهد شود. بدون شک حداقل به یک دهه کوشش و هوشیاری و کار و مشارکت نفس گیر ملت در همه ابعاد اجتماعی اش احتیاج هست تا جامعه وارد مرحله توسعه یافتگی خویش شود.

 تحقق این حیاتی تشکیل دولت هائی را می طلبد که با تبیین عالمانه و اخلاق مدارانه امور،پیچیدگی های آن ها را به مردم بگویند و در کنار آنان، لزوم حل و فصل و گشایش در مشکلات دشوار و گره بر داشته اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را زمینه سازی کنند و ملت را برای اقدامات فداکارانه و نه شنیدن وعده های اغواگرانه آماده نمایند . لذا اقتضاء ایران امروز تشکیل دولتی هست که ادعای حل معجزه وار مشکلات عدیده مردم را به  موزه ها سپرده میباشد و با جستجوی توانمند سازی ملت در راستای حل مشکلات  کشور ، نشان بدهد که مساله ها و مشکلات واقعی فعلی جامعه را می شناسد. دولتی که شجاعانه به مردم بگوید که طی کردن این راه ، به تحمل رنج و فداکاری ملی نیاز مند هست.

مساله امروز ملت آماده شدن برای بستن کمربند های کار و تلاش و تحمل ریاضت و پرداختن هزینه های آزادی و استقلال و عدالت، به منظور شتاب بخشیدن به حرکت کند توسعه یافتگی ایران و جبران عقب ماندگی های آن هست و من تشکیل چنین دولتی را تعقیب می کنم ان شاء الله.

  • تاریخ : ۱۹ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

مراسم شب زنده‌داری و مناجات شب چهاردهم ماه مبارک رمضان با سخنرانی حجت‌الاسلام شیخ اسماعیل نادری و مداحی و مناجات‌خوانی حاج سعید حدادیان و مداحی حاج احمد نیکبختیان و کربلایی محمد حسین حدادیان در مهدیه امام حسن مجتبی(ع) برگزار انجام گرفت.