• تاریخ : ۲۱ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

وزیر دادگستری با اشاره به ترور دادستان منطقه زابل گفت:‌ انشاءالله دستگاه‌های امنیتی با قدرت با شرارت گروه‌های تروریستی در شرق کشور مقابله خواهند کـــرد.

به نقل پایگاه هشدار‌رسانی حجت‌الاسلام و المسلمین پورمحمدی وزیر دادگستری (۱۷ آبان ۱۳۹۲) در  گفتگو با فارس، در خصوص ترور دادستان منطقه زابل از سوی گروهک تروریستی جیش‌العدل گفت: نظام جمهوری اسلامی ایران از ابتدا با شرارت گروه‌های تروریستی و اشرار مسلح روبرو بوده و همواره نیز با آنان به خوبی مقابله کرده هست.
 
وی افزود: خوشبختانه امروز امنیت زیاد خوبی در کشور حکمفرماست و شما می‌بینید که مراسم‌هایی با کمال امنیت برگزار می‌شود.
 
وزیر دادگستری گفت: ثمره شهادت خدمتگزاران جمهوری اسلامی هم امنیتی هست که امروز در کشور حکمفرماست.
 
حجت‌الاسلام پورمحمدی گفت: ‌انشاءالله دستگاه‌های امنیتی با قدرت با شرارت این گروه‌های تروریستی در شرق کشور مقابله خواهند کـــرد.

انتهای پیام/

  • تاریخ : ۲۱ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

قانون بانکداری بدون ربایی که در سال ۱۳۶۲ به تصویب رسید را شاید بتوان یکی از قوانینی داسنت که هیچ توجهی به آن نشد. گواه این ادعا این هست که آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های بانک مرکزی قبل از تصویب قانون نوشته شده بودند و بدون توجه به قانون اصلی آن را اجرا کردند. مشکل اینجاست که مسئولان می‌دانند و اعتراف کرده‌اند که نظام بانکی نا‌کارآمد هست و بر اساس قانون عمل نمی‌کند، اما عزمی برای حل این مشکلات ندارند. استاد پایان اقتصاد دانشگاه پایتخت با اشاره به وجود نهادی به نام شورای فقهی که دردی از دردهای نظام بانکداری ما را دوا نمی‌کند می‌گوید ما اصلی‌ترین مشکلات را نشانه نگرفته‌ایم و می‌خواهیم با ایجاد شورای فقهی جلوی ربا را بگیریم. حسن سبحانی بر این باور هست که باید زمینه ربا را از بین ببریم نه آنکه عده‌ای را مامور کنیم تا ربا را از بین ببرند. او همچنین تصریح می‌کند که در بانکداری بدون ربا اصولا تورم در دل سود جا خوش می‌کند و درونی می‌شود. بنابراین لازم نیست بگوییم سودی که گرفته می‌شود باید از تورم افزایش یا کاهش میباشد.

ابتدا باید به سراغ مفاهیم برویم و آنها را از هم تفکیک کنیم. پول از مهمترین و همه گیر ترین کالاهاست. شما برای پول چه تعریفی را صحیح می‌دانید؟  

پول نماینده کالاها و خدمات هست و به خودی خود استقلال ندارد. ارزش آن به ارزش کالاها و خدماتی هست که پشتوانه آن هست. از آغاز تاریخ ،پول به صورتی که نقل کرد انجام گرفت به وجود آمد، اما در ادامه، خود این نماینده(پول) مبدل به کالا انجام گرفت یا به عبارت دیگر از آن تلقی کالایی انجام گرفت. به همین دلیل  بود که پول به کالای اقتصادی تبدیل انجام گرفت؛ منظور از کالای اقتصادی این هست که دچار کمیابی می شود و مورد تقاضا قرار می گیرد. با این وجود پس از آنکه پول به کالایی اقتصادی تبدیل انجام گرفت برای آن قیمت در نظر گرفته انجام گرفت. با این توضیحات، قیمت پول ، بهره هست. به صورت حتم ما معتقدیم پول وقتی که کالا تلقی انجام گرفت انحراف از فلسفه اصلی ایجاد پول به وجود آمد. قرار نبود پول کاره ای میباشد، بلکه قرار بر این بود که به ما کمک کند تا مبادلات بین کالاها و خدماتمان با سهولت بیشتری انجام شود. به طور کلی رویکرد کنونی پول قابل دفاع نیست و فهم نا درست ما از پول منشاء همه مشکلات هست. 

عده‌ای بر این باورند که ربا با بهره متفاوت هست. سوال اینجاست که اساس ربا چطور صورت می‌گیرد و سپس آیا بهره و ربا با هم تفاوت دارند؟ 

ربا از نظر فقهی عبارت هست از مازادی که به هنگام قرض پول، شرط دریافت آن می‌شود. بنابراین اگر ما در یک رابطه قرض یا وام، شرط دریافت مازاد کنیم به آن مازاد، ربا می‌گوییم. اعتقادم بر این هست که ربا با بهره هیچ تفاوتی ندارد و بهره همان رباست؛ زیرا در اقتصاد مدرن که برای پول تقاضا وجود دارد و عده‌ای هم آن را عرضه می‌کنند، در واقع پول به دیگری قرض داده می‌شود. آنچه که امروز اتفاق می‌افتد این هست که قرض می‌دهند، شرط می‌کنند و مازاد هم می‌گیرند. این از نظر مفهوم هرچند بهره نامیده می‌شود، اما همان رباست. کسانی که معتقدند بهره ربا نیست، اعتقادشان بر این هست که اگر مازاد پول ناشی از سرمایه گذاری اشکالی ندارد؛ به این دلیل که استثماری نیست، به دریافت کننده وام لطمه‌ای نمی‌زند و حتی باعث سودآوری هم می‌شود،. بنابراین با ربا فرق می‌کند. به عبارت ساده تر این افراد که متخصص علوم دینی هم نیستند، ملاک تمایز میان ربا و بهره را نیاز دریافت کننده وام تلقی می‌کنند. برای مثال می‌گویند اگر دریافت کننده‌ای به دلیل استیصالی که دارد وام بگیرد، ربا محسوب می‌شود، اما کسی که سازنده کارخانه‌ای هست و نیازمند نیست، ربا محسوب نمی‌شود و بهره هست. به عبارت دیگر مرز بین بهره و ربا بودن را استیصال و نیازهای فرد می‌دانند. ما در متون دینی و همینطور در مفاهیم اقتصاد مدرن می‌بینیم بهره و ربا هم مفهوم واحدی دارند و هم کارکرد یکسانی دارند. در نهایت باید گفت ربا و بهره هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. 

زیاد از سه دهه از تصویب قانون اقتصاد اسلامی و مهمترین مساله آن یعنی بانکداری بدون ربا می‌گذرد. دلیل با گذشت این سال‌ها نظام بانکی ما تا این میزان ناکارآمد هست؟

قانونی که در سال ۱۳۶۲ تصویب انجام گرفت فقط ناظر بر این بود که ربا را از سیستم بانکی حذف کند. همان زمان هم تاکید می‌انجام گرفت که حذف ربا به معنای اسلامی شدن بانک‌ها نیست. بنابراین در آن سال‌ها از بانکداری اسلامی نقل کرد نقل کرد نشد. به طور کلی باید گفت برای آنکه بانکداری اسلامی شود، باید اقدامات زیاد زیادی صورت گیرد. ناکارآمدی بانکداری در این سال‌ها در یک کلام به این موضوع بر می‌گردد که قانون به خوبی اجرا نشد. همانطور که بعضا مطرح می شود هر قانونی دارای آیین‌نامه‌های اجرایی هست که این آیین‌نامه‌ها چگونگی اجرا شدن قانون را توضیح می‌دهند. جالب هست بدانید آیین‌نامه‌های اجرایی قانون بانکداری بدون ربا عمدتا قبل از آنکه قانون تصویب شود، نوشته شده و آماده اجرا بود. این اتفاق مورد اعتراض برخی نمایندگان قرار گرفت و مدیر کل تایم بانک مرکزی آن را تایید کـــرد. مرحوم موحدی ساوجی اینطور انتقاد کـــرد که چطور آیین‌نامه‌های قانونی که در دست بررسی هست و هنوز تصویب نشده، نوشته شده هست؟ مرحوم نوربخش، مدیر کل تایم بانک مرکزی گفت ما آیین‌نامه‌ها را نوشته‌ایم تا بلافاصله پس از تصویب قانون آن را اجرا کنیم. به احتمال قریب به یقین همان‌ آیین‌نامه‌های نوشته شده  بعدا در هیات وزیران تصویب و ابلاغ انجام گرفت. بعد از گذشت این سال‌ها وقتی ما تحلیل محتوا می‌کنیم، می‌بینیم حرف قانون و آیین‌نامه‌ها با هم متفاوت هست. بنابراین ما با آیین‌نامه‌های اجرایی که منطبق بر قانون نبود و مصوبات شورای پول و اعتبار که بعضا خلاف قانون هست، امروز شاهد مشکلات ریز و درشت در عملیات بانکی هستیم. بر اساس قانون بانکداری بدون ربا مصوب سال ۱۳۶۲، زمینه‌ای برای فعالیت بانکداری ربوی وجود ندارد؛ نظام بانکداری امروز ما محصول آیین‌نامه‌های اجرایی غیرمنطبق بر قانون، مصوبات شورای پول و اعتبار و بخشنامه‌های بانک مرکزی هست. ثمره چنین اقداماتی نظامی ناکارآمد بوده  که امروز بسیاری از مردم را دچار مشکل کرده هست. 

بنابراین مشکل متوجه قانون نبود، این اجرا و نظارت‌های آن بود که مشکل ساز انجام گرفت؟ 

باید گفت قانون بعد از گذشت زیاد از ۳۰ سال هنوز قانون مترقی محسوب می‌شود، اما این بدان معنا نیست که قانون بی‌نقص هست. اقداماتی که در مجالس نهم و دهم برای اصلاح قانون صورت گرفته در راستای برگشت به قانون اصلی بانکداری بدون ربا نیست؛ به عبارت دقیق‌تر قانون اصلی بدون نقص نیست، اما اقداماتی را که نمایندگان در نظر گرفتند نقص‌هایی را که در قانون اصلی وجود دارد، نشانه نگرفته هست. باید گفت اقدامات و تلاش‌های امروز آنان، در بهترین حالت همین انحرافات از قانون را که طی سال‌های متمادی به وجود آمده، برطرف می‌کند، نه نقایص قانون اصلی را. بنابراین موضوع را اینطور بررسی کنید که با اینکه بعضا مصوبات شورای پول و اعتبار و دستورالعمل‌های بانک مرکزی خلاف قانون هست و آیین نامه‌ها نیز عمدتا قبل از تصویب قانون به اجرا درآمده اند. اما مجلس شورای اسلامی یا دستگاه نظارتی بر آن هست تا همان فرم دیگری که خلاف قانون هست را قانونی کرده و به درستی اجرا کند. 

عده‌ای از کارشناسان که اشراف تکمیل روی موضوعات بانکداری بدون ربا دارند، معتقدند قانون اصلی برای ۳۰ سال نبوده و تنها تا پنج سال ضمانت اجرا داشته هست. این موضوع را چطور ارزیابی می‌کنید؟ 

این حرف فراوان نقل کرد می‌شود اما در متن قانون چنین موردی بیان نشده هست. راه اثبات آن هم این هست که چنین ادعایی در قانون بانکداری بدون ربا مصوب سال ۱۳۶۲ وجود ندارد

شما بارها اعلام کرده اید ظرف و مظروف بانکداری همخوانی ندارد، ما حتما بانکداری اسلامی را به اجرا درآوریم. نمی‌توانیم دو نظام اسلامی و بانکداری بین‌المللی داشته باشیم؟ 

ابتدا باید به تعداد نکته توجه کنیم. دلیلی وجود ندارد که ما دو مدل بانکداری اسلامی و غیراسلامی داشته باشیم؛ زیرا قانون اساسی اجازه چنین کاری به ما نمی‌دهد. قانون اساسی فعالیت‌های مالی مبتنی بر حذف ربا را دنبال می‌کند. بنابراین چنین اقدامی قانونی نیست. مشکلی هم که درباره عدم تناسب ظرف و مظروف وجود دارد این هست که اساس بانکداری متعارف در جهان در طی تعداد قرن بر اساس قرض دادن و قرض گرفتن و دریافت مازاد بوده هست و این موضوع با قواعد و و مقررات غربی‌ها مغایرت ندارد. اگرچه دین مسیح هم ربا را محکوم کرده، اما آنها در عمل و در برخی از مجالس آن را به صورت قانون در آورده‌اند. نکته اینجاست که ما یک بنای مستحکم با کارکرد قرض را بدون هیچ تغییری تبدیل به بانکداری غیرربوی کرده‌ایم. این اقدام مانند این هست که آب را در لیوانی استوانه‌ای شکل بریزید و بعد بگویید ما نمی‌خواهیم شکل این آب استوانه میباشد. باید بپذیریم که مایع متاثر از آن ظرفی هست که در آن ریخته می‌شود. ما در این سال‌ها وارد شاکله محکم بانک به شیوه غربی شده‌ایم، بعد نقل کرد‌ایم که ما می‌خواهیم در نظامی که بر اساس مازاد بنا نهاده شده مازاد نداشته باشیم. طبیعی هست که سیستم به حرف ما توجهی نمی‌کند. به طور کلی راه از ابتدا این بود که در نظر بگیریم نظام مالی معقول بانک نیست. ما از ابتدا باید صندوق‌هایی را در نظر می‌گرفتیم که افرادی بدون آنکه مازاد دریافت کنند به مردم پول قرض دهند. بدیهی هست که خیل کثیری از سرمایه داران به دنبال سود هستند. بنابراین ما باید از آغاز اینطور عمل می‎کردیم که عده‌ای که به دنبال سود هستند پول خود را به موسسات سرمایه گذاری هدایت کنند و عده‌ای که برای سود قرض نمی‌دهند در موسسات قرض الحسنه سرمایه‌گذاری کنند. اینها مقوله‌هایی هست که با مبانی اسلام سازگار هست، اما ما قصد داریم به همان روش‌هایی که در بانک‌های متعارف جهانی وجود دارد، رفتار کنیم و فقط با حذف بهره عملیات بانکداری را ادامه دهیم.  مانند این هست که ما یک قطعه از مثلا ۵۰۰ قطعه خودرو را عوض کنیم و انتظار داشته باشیم که کارکرد خودرو تغییر کند. بانک با اقتداری که داشت ربا را با تغییر اسم به سود ،در درون خود استحاله کـــرد. 

ما در صحبت‌های قبلی راجع به تفاوت بهره و ربا صحبت کردیم. تفاوت سود و بهره را هم توضیح دهید. 

سود از نظر اقتصادی عبارت هست از درآمد منهای هزینه. برای مثال ما دخل یک بنگاه‌ اقتصادی را درآمد به حساب می‌آوریم و هزینه‌های مربوط به آب، برق، گاز، تلفن و مواد اولیه وهزینه تولید آن بنگاه را از آن کم می‌کنیم. مبلغ خالصی که در نهایت به دست بنگاه‌دار می‌رسد سود به حساب می‌آید. بهره با این مفهوم کاملا متفاوت هست. 

مکانیزم تورم رابطه مستقیمی با نرخ بهره دارد. استدلال کسانی که بر اساس تورم بهره دریافت می‌کنند این هست که در زمان پیامبر اسلام تورم وجود نداشته هست. به نظر شما تعیین نرخ بهره بر اساس تورم درست هست؟ 

کسانی که چنین مواردی را عنوان می‌کنند بانکداری بدون ربا را نمی‌شناسند. به طور کلی بانکداری بدون ربا دو قسم فعالیت دارد. یکی فعالیت قرض‌الحسنه‌ای هست که هیچ مازادی دریافت نمی‌شود. قسم دوم حساب‌های سرمایه‌گذاری هست؛ به این معنا که ما پولی را در اختیار بانک قرار می‌دهیم و از او می‌خواهیم با پول ما سرمایه‌گذاری کند که مضاربه یکی از انواع ساده آن هست. به طور کلی ما در اقتصاد پول را با سرمایه یکی نمی‌دانیم. وقتی پول به یک ساختمان تبدیل انجام گرفت، ساختمان سرمایه هست. به عبارت دقیق‌تر پول حتما باید در قالب آهن، فولاد، مزرعه، کارخانه و… متبلور شود. اینطور نیست که پول قرض داده شود و آن را سرمایه گذاری در نظر بگیریم. حال با توجه به این موضوعات می‌گوییم در اقتصاد و بازار تورم وجود دارد. فرض کنیم یخچال سازی ۱۰۰۰ یخچال به ارزش هر یخچال یک میلیون تومان تولید می‌کند. در دوره تورم این امکان وجود دارد که هر یخچال به مبلغ یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان فروخته شود. با توجه یه این توضیح درآمد متورم شده هست. در دوره تورم هزینه‌ها که شامل دستمزد کارگران، مواد اولیه و… می‌شود نیز متورم می‌شود. در نتیجه درآمد و هزینه‌ متورم، سود متورم به دست می‌آید. در این مکان سود مابه التفاوت دو مقوله متورم شده هست. بنابراین در بانکداری بدون ربا اصولا تورم در دل سود جا خوش می‌کند و درونی می‌شود. از این طرف در دوره رکود درآمدها و هزینه‌ها کاهشی هست و به تبع سود هم کاهشی هست؛ خود به خود وقتی تغییرات قیمتی رخ می‌دهد تورم در سود جا می‌گیرد. بنابراین لازم نیست بگوییم سودی که گرفته می‌شود باید از تورم افزایش یا کاهش میباشد. افرادی که امروز می‌گویند باید جبران کاهش ارزش پول کنیم، در حقیقت پروسه ذکر شده را طی نمی‌کنند. آنها می‌گویند بانک باید تعداد درصد افزایش از نرخ تورم به ما سود بدهد تا ارزش پولمان پایین نیاید. این نگاه همان نگاه بانکداری ربوی و بانکداری مبتنی بر بهره هست. در نتیجه رویکرد محاسبه تورم در سود غلط هست. 

با توجه به مواردی که به آنها اشاره کردید، کشورهای اروپایی و آمریکایی که مسلمان هم نیستند درباره بانکداری اسلامی‌تر از ما فعالیت می‌کنند. دلیل اینطور هست؟ 

به صورت حتم آنچه در بانکداری جهان استفاده می‌شود، سود نیست، بهره هست. باید بدانیم ملاک اسلامی بودن و اسلامی نبودن، بودن و نبودن بهره هست. بنابراین اگر جایی بهره حتی ۲۵/۰ درصد میباشد، آن نظام ربوی هست و چون ربوی هست، اسلامی نیست. ما می‌توانیم ده‌ها ویژگی ممتاز برای اینکه بانک های دنیا عمدتا نیکو کار می‌کنند، برشمریم، اما نمی‌توانیم برچسب اسلامی بودن روی آنها بزنیم. در مورد نظام بانکی ما باید گفت کلمه بهره نداریم، اما سودی که در نظر می‌گیریم، همان بهره هست. از نظر معارف اسلامی با تغییر کلمه نمی‌توان ماهیت یک مفهوم را عوض کـــرد. در نتیجه هم ما اسلامی عمل نمی‌کنیم هم دیگران، اما به دلیل عدم تعادل‌های وسیعی که در اقتصاد ما وجود دارد، شرایط اقتصادی ما نابسامان شده هست. در چنین وضعیتی تولید مغفول و کارکردن نفرین شده هست، افراد به دنبال درآمدهای سهل، سریع, بدون زحمت و زود بازده هستند. وقتی شرایط اینگونه هست تقاضا برای پول به شدت افزایش پیدا می‌کند و نرخ‌های بالایی برای آن در نظر می‌گیرند. باید در نظر بگیریم که اگر نرخ سود در کشورهای اروپایی پایین هست، به دلیل شرایط نیکو اقتصادی آنها هست. هرگاه اوضاع اقتصادی کارامد میباشد، طبیعی هست که نرخ بهره کاهش پیدا می‌کند.

 بانکداری الکترونیک در پنج سال اخیر رشد خیره کننده‌ای داشته هست. از طرفی همواره نقل کرد می‌شود بانکداری الکترونیک حلال مشکلات امروز نظام بانکی هست، اما شاهد آن هستیم که همین مورد باعث شدیدتر شدن بانکداری ربوی شده هست. این موضوع را چطور ارزیابی می‌کنید؟ 

بانکداری الکترونیک در حقیقت بانکداری با ابزارهای پیشرفته هست، اما نوعی بانکداری نیست. این مقوله کار بانک را سهولت می‌بخشد. برای مثال، افرادی که می‌خواهند از شعبات بانک استفاده کنند از راه دور فعالیت‌های روزانه خود را انجام می‌دهند. هیچ فرقی در ماهیت بانکداری ندارد. بنابراین از این حیث به ربوی بودن و غیرربوی بودن بستگی ندارد. نکته ای که مد نظر هست بحثی هست که در اقتصاد رخ داده اما اجرای آن توسط بانکداری الکترونیک آسوده‌تر بوده هست. موضوع این هست که در ۲۵ سال پیش سپرده پول موجود بود و بانک‌ها با ضریبی از مانده سپرده‌ها وام اعطا می‌کردند و بهره می‌گرفتند؛ یعنی رابطه‌ای بین وام و سپرده وجود داشت. بعدها رابطه سود و سپرده به هم خورد بانکداری الکترونیک این پدیده را تسهیل کرده هست.

نظر شما درباره فیلترهایی مانند شورای فقهی را چطور بررسی می‌کنید؟ 

تاسیس نهادی به نام شورای فقهی را موجب از بین رفتن ربا نمی‌دانم. به این دلیل که ما نمی‌توانیم کارکردهایمان را طوری تنظیم کنیم که امکان ربا وجود داشته میباشد، بعد نهادی ناظر بر آن ایجاد کنیم که جلوی ربایی که خودمان زمینه آن را فراهم کرده‌ایم، بگیرد. قواعد و روش‌های ما باید به گونه‌ای میباشد که اصولا از اجرای آن ربا در نیاید که لازم میباشد در جای دیگری احتمالا درمان شود. وجود شورای فقهی در کنار بانکداری بدون ربا به این معناست که به سازوکار بانکداری بدون ربا اطمینان نداریم. مثل این واقعیت می ماند که سال‌هاست همه مسئولان و کارشناسان اقتصادی تلاش می‌کنند فقر را از بین ببرند، اما نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود. دلیل این مساله آن هست که ما در این سال‌ها فقیر را نشانه گرفته‌ایم نه فقر را. به عبارت دیگر روش‌های اقتصادی ما فقر زاست و اقدامات حمایتی نیز رسیدگی به فقیران هست. درباره بانکداری بدون ربا هم باید همین موضوع را در نظر گرفت؛ به این صورت که اگر قانون به درستی اجرا می‌انجام گرفت دیگر نیازی به شورای فقهی نبود؛ زیرا خود قانون فقهی هست. 

با توجه به اشاره‌ای که درباره موضوعات فقهی صحبت کردید، فقه نمی‌تواند درباره برخی موضوعات یا عقود بانکی نظر قاطعی دهد. به عنوان مثال، برای عقد مرابحه که کاملا ربوی هست پنج فقیه پنج نظر متفاوت می‌دهند. وقتی ما نمی‌توانیم مسائل بانکی را با فقه حل کنیم با چه اهرم دیگری می‌توانیم مشکلات را برطرف کنیم؟ 

ابتدا باید در نظر داشته باشیم که همه فقهای کشورمان جامعه را هدایت نمی‌کنند و قوانین را تایید نمی‌کنند. به طور کلی وقتی مقوله‌ای از مجلس بیرون می‌آید مصوبه مجلس هست؛ وقتی شورای نگهبان مصوبه را بررسی می‌کند و اعلام می‌کند که مغایر دین نیست. همان معتبر هست زیرا نظر حتمی هست. بنابراین ملاک ،نظر اکثریت فقهای شورای نگهبان هست. وقتی شورای نگهبان مصوبه را تائید می‌کند به مجلس برگشته و به قانون ابلاغی تبدیل می‌شود. به عبارت دقیق‌تر قانون مصوبه رد نشده(نگفتیم تائید شده) از سوی شورای نگهبان هست. اینکه فقها دیدگاه‌های مختلف دارند در این مورد مشکلی ایجاد نمی‌کند؛ .

بانکداری به بحرانی تبدیل شده که حل مشکلات آن زیاد دشوار شده هست. با توجه به اینکه امروز وضعیت اینطور هست چطور می‌توانیم آن را اصلاح کنیم؟ 

باید گفت نباید منتظر معجزه باشیم. تا زمانی که اراده سیاسی و علمی وجود نداشته میباشد نمی‌توانیم مشکلات را برطرف کنیم. باید اقدامی جمعی صورت گیرد؛ به معنای اینکه باید سه قوه اصلی کشور به بحران رسیدگی کنند. کل نظام سیاسی باید متحد شود و از طریق رسانه‌ها با مردم صحبت کرده و مردم را از مفاهیم ربوی و غیرربوی آگاه کند. به این دلیل که مساله پول مساله تک تک مردم هست و برای آنها زیاد حساس هست. اگر اراده و بسیج ملی به وجود آید مشکلات نظام بانکی در دوره ای از زمان قابل جمع و جور شدن و سپس حل هست. اگر سیستم رسانه‌ای در تبیین مساله کمک کند می‌توانیم در مدت زمانی کوتاه مشکلات نظام بانکی را برطرف و یا لااقل کاهش دهیم . همه مسئولان می‌دانند نظام بانکی دارای مشکلات فراوان هست، اما چون به طور کلی ما مساله های زیادی در کشور داریم گوئی این مساله بزرگ و تاثیرگذار در قبال آن کوچک هست. هر روز یک مشکل. در چنین شرایطی دولت و مجلس حتی فرصت فکر کردن درباره این مسائل و مشکلات  کلیدی را ندارند. 

  • تاریخ : ۲۱ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

عقیق: ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات مؤمنین، شرح دعای روز
پانزدهم ماه مبارک رمضان را با شرح حجت الاسلام والمسلمین محمد حسن زمانی،
مسئول دفتر سیاسی اجتماعی حوزه علمیه منتشر می کند.

«اَللّهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ طاعَةَ الْخاشِعینَ وَاشْرَحْ
فیهِ صَدْری بِاِنابَةِ الْمُخْبِتینَ بِاَمانِکَ یا اَمانَ الْخاَّئِفینَ/
خدایا فرمانبرداری فروتنان را در این ماه روزی من گردان و بگشا سینه ام را
برای بازگشتن بسویت همانند بازگشتن خاشعان به امان  تو ای امان بخش
ترسناکان».


بنده روزه دار در این روز دو درخواست از خداوند متعال دارد.


در بند نخست از این دعا آمده هست: «اَللّهُمَّ ارْزُقْنی فیهِ
طاعَةَ الْخاشِعینَ/ خدایا فرمانبرداری فروتنان را در این ماه روزی من
گردان».


عبادات از نظر خشوع در سه حالت می تواند قرار داشته میباشد؛
نمازهایی که ما می خوانیم یکی از این سه حالت را داشته و ما در یکی از این
سه دسته قرار داریم:


*نماز و عباداتی که ریشه در نفاق دارد


نوع نخست، نماز و عبادت با کسالت هست؛ با خستگی، بی رغبتی و
… به انجام عبادت می پردازیم؛ قرآن این کسالت و بی رغبتی در عبادات، نماز
و اطاعت امر الهی را یکی از جلوه های نفاق و ویژگی های منافقین می شمارد؛
خدا نکند که ما دچار کسالت و بی رغبتی در انجام وظایف الهی شده و از ریشه
نفاق در درون خود غافل شویم.


در آیه ۱۴۲ سوره نساء آمده هست: «إِنَّ الْمُنافِقینَ
یُخادِعُونَ اللّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ
قامُوا کُسالى یُراؤُنَ النّاسَ وَ لا یَذْکُرُونَ اللّهَ إِلاّ قَلیلاً/
منافقان مى خواهند خدا را فریب دهند؛ در حالى که او آنها را فریب مى دهد; و
هنگامى که به نماز بر مى خیزند، با کسالت بر مى خیزند; و در برابر مردم
ریا مى کنند; و خدا را جز اندکى یاد نمى نمایند».


*نماز و عبادت با غفلت


نوع دوم در عبادت ها، نماز و عبادت با غفلت از خداست؛ ممکن
هست با کسالت نبوده و نشاط داشته میباشد؛ ولی در درون نماز و عبادات از خدا
غافل هست و حضور قلب ندارد.


ممکن هست این نوع عبادات از نظر فقهی مسقط تکلیف میباشد؛ اما
شاید برکات و ثوابی نداشته میباشد و خداوند در آیات قرآن از کلمه ویل برای
آنان استفاده کرده هست.


خداوند در آیات ۴ الی ۷ سوره قریش می فرماید: «فَوَیْلٌ
لِلْمُصَلِّینَ ﴿٤﴾ الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿٥﴾ الَّذِینَ
هُمْ یُرَاءُونَ ﴿٦﴾ وَیَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ ﴿٧﴾/ پس واى بر
نمازگزارانى كه… (۴) در نماز خود سهل ‏انگارى می ‏كنند، (۵) همان كسانى
كه ریا می ‏كنند، (۶) و دیگران را از وسایل ضرورى زندگى منع می ‏نمایند!
(۷)».


*بهترین نماز و عبادت


نوع سوم از عبادت ها خشوع هست؛ خشوع یعنی توجه تام به خدا همراه با تضرع و کوچک دانستن خود در برابر خدا.


خشوع در قرآن مورد تقدیر قرار گرفته هست و در آیه ۴۵ و ۴۶
سوره بقره آمده هست: «وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا
لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ ﴿۴۵﴾ از شكيبايى و نماز يارى جوييد
و به راستى اين [كار] گران هست مگر بر فروتنان (۴۵) الَّذِينَ يَظُنُّونَ
أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ﴿۴۶﴾ همان
كسانى كه مى‏ دانند با پروردگار خود ديدار خواهند كرد و به سوى او باز
خواهند گشت (۴۶)».


در بند دوم از این دعا آمده هست: «وَاشْرَحْ فیهِ صَدْری
بِاِنابَةِ الْمُخْبِتینَ/ و بگشا سینه ام را برای بازگشتن بسویت همانند
بازگشتن خاشعان».


سه نکته در این بخش از دعا قابل توجه هست:


۱٫ شرح صدر؛ برخی از افراد شرح صدر نداشته و زود عصبانی یا ناامید می شوند و این افراد ناکامند.


حضرت موسی (ع) پس از دریافت پیامبری احساس کـــرد شرح صدر نداشته
و زود عصبانی می شود؛ لذا از خداوند خواست: «قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي
صَدْرِي ﴿۲۵﴾ گفت پروردگارا سينه‏ ام را گشاده گردان (۲۵) وَيَسِّرْ لِي
أَمْرِي ﴿۲۶﴾ و كارم را براى من آسان ساز (۲۶) وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ
لِسَانِي ﴿۲۷﴾ و از زبانم گره بگشاى (۲۷) يَفْقَهُوا قَوْلِي ﴿۲۸﴾ [تا]
سخنم را بفهمند (۲۸)» و این دعایی هست که نیکو هست روحانیون داشته باشند؛
چراکه مواقعی در برابر اعتراض ها، اشکالات، سوالات، اهانت ها و تهمت ها
قرار می گیرند و نباید هیچگاه عصبانی شوند و جز لبخند و تبسم، مخاطب چیزی
از آنان نبیند.


۲٫ مخبتین؛ مخبت دلداده خداست و نشانه دلدادگی، عشق به خدا، قرآن و عبادات می میباشد.


در آیه ۳۴ و ۳۵ سوره حج نشانه های مخبتین آمده هست: « … وَ
بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ * الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ
قُلُوبُهُمْ وَ الصّابِرِینَ عَلى ما أَصابَهُمْ وَ الْمُقِیمِی الصَّلاةِ
وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ/ متواضعان و تسلیم شوندگان را بشارت ده *
همانها که چون نام خدا برده مى شود، دل هایشان پر از خوف (پروردگار) مى
گردد; و شکیبایان در برابر مصیبت هائى که به آنان مى رسد; و آنها که نماز
را بر پا مى دارند، و از آنچه به آنان روزى داده ایم انفاق مى کنند».


۳٫ أنابه؛ گاهی مخبتین انابه به درگاه حق
دارند؛ إنابه چیست؟ إنابه حالت تضرع به درگاه خداوند هست و چه نیکو هست که
ما به مقام منیبین برسیم؛ قرآن در آیه ۳۳ سوره روم می فرماید: «وَ إِذا
مَسَّ النّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِیبِینَ إِلَیْهِ ثُمَّ إِذا
أَذاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذا فَرِیقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ
یُشْرِکُونَ/ هنگامى که رنج و زیانى به مردم برسد، پروردگار خود را مى
خوانند و توبه کنان به سوى او باز مى گردند; اما همین که رحمتى از خودش به
آنان بچشاند به ناگاه گروهى از آنان نسبت به پروردگارشان مشرک مى شوند».

منبع:حوزه

  • تاریخ : ۲۱ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

وزیر سپاه در زمان دفاع مقدس گفت: آن نیرویی که جنگ را به پایان می رساند، نیروی زمینی هست. نیروی زمینی سپاه پاسداران شاید ۵ برابر نیروی زمینی آمریکا میباشد.

 محسن رفیق دوست عصر امروز در
جمع اعضا و هواداران حزب موتلفه اسلامی استان پایتخت اظهار داشت: عامل
پیروزی ما در جنگ همان عامل پیروزی در انقلاب بود. حضرت امام در پاریس
فرمان راهپیمایی صادر می کردند و مردم در دورترین ده کوره های کشور
راهپیمایی می کردند.

وی با بیان اینکه در جنگ تحمیلی ۸ساله نه
تنها یک وجب از خاک کشور در اختیار دشمن قرار نگرفت بلکه به قدرت
بازدارندگی هم دست پیدا کردیم عنوان کـــرد: ما معتقدیم تا زمانی که انقلاب
اسلامی هم علیه اردوگاه غرب و هم علیه اردوگاه شرق هست، در تحریم نظامی
خواهیم بود. هیچ گاه نمی توانیم فکر کنیم که دنیا به ما کمک نظامی کند.

رفیق دوست با بیان اینکه قدرت بازدارندگی
امروز کشور از برکات جنگ و شهدای جنگ هست اظهار داشت: حضرت امام زمانی شعار
جنگ جنگ تا پیروزی را به جنگ جنگ تا رفع فتنه تغییر دادند. ما آن زمان از
این شعار متوجه شدیم که باید آنچنان قدرتمند باشیم تا فکر حمله نظامی به
ایران از فکر دشمن بیرون برود.

وی با بیان اینکه جمهوری اسلامی امروز
قدرت بازدارندگی دارد گفت: اینکه در سال های اخیر دشمنان از گزینه روی میز
نقل کرد می گفتند، دروغ بود. نیروهای هوایی و دریایی نیکو هست اما آن نیرویی که
جنگ را به پایان می رساند، نیروی زمینی هست. نیروی زمینی سپاه پاسداران
شاید ۵برابر نیروی زمینی آمریکا هست. 

رفیق دوست ادامه داد: علی رغم همه تبلیغات
رسانه ای و فرهنگی که دشمنان علیه ما دارند، اگر آمریکا بخواهد شانس خود
را آزمایش کند، قادر خواهیم بود کاهش از ۱۰ روز، ۹میلیون رزمنده تکمیل
السلام را در میدان آماده کنیم. انبارهای ما
که از پایتخت و زنجان و اشنویه می تواند تل آویو را دنبال قرار بدهد، پر هست.
خدا کند که توپی در جایی از این کشور اصابت کند، آن تایم ما تل آویو را با
خاک یکسان خواهیم کـــرد. 

وی افزود: حضرت امام حزب الله لبنان را در
راستای پلن دوم خود که اسلامی کردن دیگر کشورها بود، به وجود آورد و
امروز در زمان مقام معظم رهبری به قدرت فائقه ناحیه تبدیل شده هست. 

رفیق دوست با تاکید بر اینکه نیروی نظامی
ایران با همه خباثت ها روز به روز قدرتمند تر می شود گفت: برخی نغمه هایی
که ساز می شود از سر ناآگاهی هست و افرادی که چنین اظهاراتی را بیان می
کنند، واقعا عقل ندارند. 

وی رمز پیروزی را در تبعیت عالمانه محض از
مقام عظمای ولایت دانست و تاکید کـــرد: در زمان حضرت امام از امام تبعیت
کردیم و امروز از مقام معظم رهبری تبعیت می کنیم.

  • تاریخ : ۲۱ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

سرلشکر محسن رضایی با برشمردن حوادث تروریستی اخیر در جای‌جای دنیا خواهان عزمی صادقانه برای مبارزه با تروریسم انجام گرفت.

به نقل پایگاه هشدار رسانی دکتر محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتشار تصویری از حادثه تروریستی اخیر در کابل در صفحه شخصی خود در اینستاگرام نوشت:

انفجار بی سابقه

ماشین انفجاری درکابل صد کشته وچهار صد زخمی، حريق دهها خودرو و ویرانی چندین ساختمان را   به دنبال داشت. کاهش حادثه تروریستی این حجم از تخریب را به بار آورده هست. تعداد روز پیش در بغداد و منچستر انگلیس نيز انفجارهايي رخ داد و تعدادی از مردم بی گناه کشته وزخمی شدند. در  یک ماه گذشته در آلمان و انگليس و فرانسه و عراق و کابل، نزدیک به هزار نفر کشته وزخمی شده اند. هر روز كه مي گذرد، بر حجم ترورها و گسترش آن در كشورهاي جهان و شدت انفجارها افزوده مي شود. مبارزه با تروریسم به  عزمي جهانی و صادقانه نياز  دارد . بدون تنبیه کشورهای حامی تروریسم، جهان روي آرامش را به خود نمي بيند.

محسن رضایی: بدون تنبیه کشورهای حامی تروریسم جهان روی آرامش نمی بیند

  • تاریخ : ۲۱ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

مذاکرات تیم هسته ای ایران که بر اساس مواضع اصولی جمهوری اسلامی و رهبری نظام به پیش می رود بخوبی توانسته نگرانی ها را رفع کند و امروز آمریکا باید به حرف عقلا و کارشناسان خود و نه افراطیون و صهیونستها را گوش کند و حق ایران در داشتن انرژی هسته ای را به رسمیت بشناسد.

منوچهر متکی وزیر اسبق امور خارجه كشورمان ضمن قدردانی ازمواضع درست و اصولی تیم دیپلماسی ایران در مذاکرات هسته ای، گفت: آمریکا در موضوع هسته ای طی ۱۲ سال گذشته همه مدل های برخورد با ایران را امتحان کـــرد اما به نتیجه نرسید.

به نقل خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی، منوچهر متکی پنج شنبه شب در بزرگداشت هفتمین سالگرد ارتحال آیت الله ‘سیدحبیب طاهری گرگانی’ نماینده فقید مردم گلستان در مجلس خبرگان رهبری در حسینیه آذربایجانی های منطقه گرگان، افزود: آمریکا چاره ای جز به رسمیت شناختن حق غنی سازی هسته ای ایران ندارد.

وی با بیان اینکه دانش غنی سازی هسته ای در ایران بومی سازی شده هست و هیچ قدرتی نمی تواند آن را از ملت ایران سلب کند، گفت: آمریکا چاره ای جز مصالحه و به رسمیت شناختن این حق قانونی ملت ایران ندارد.

وی ابراز داشت: مذاکرات تیم هسته ای ایران که بر اساس مواضع اصولی جمهوری اسلامی و رهبری نظام به پیش می رود بخوبی توانسته نگرانی ها را رفع کند و امروز آمریکا باید به حرف عقلا و کارشناسان خود و نه افراطیون و صهیونستها را گوش کند و حق ایران در داشتن انرژی هسته ای را به رسمیت بشناسد. 

متکی اضافه کـــرد: ملت ایران نیز همچون رهبر خود پشتیبان تیم دیپلماسی هسته ای هستند و هرگز زیر بار حرف زورگویان نخواهند رفت و در مقابل زیاده خواهی های خواهند ایستاد.

وی در ادامه با اشاره به تحولات ۱۵ سال اخیر ناحیه خاورمیانه نقش جمهوری اسلامی را در این تحولات حیاتی و اثر گذار دانست و تصریح کـــرد: جمهوری اسلامی در آگاهی بخشی و نشان دادن راه و بیداری ملت ها سهم بسزایی داشته هست.

وزیر اسبق امور خارجه خاطرنشان کـــرد: انقلاب اسلامی ایران هیمنه قدرت های جهانی را که هرگز تصور نمی کردند مواضع آنان از سوی دیگر کشورها زیر سوال برود شکست و امروز این قدرت ها در کشورهایی چون افغانستان، عراق و سوریه با شکست مواجه شده اند و هر روز مواضع متفاوتی از خود بروز می دهند.

متکی، اعلام مواضع متفاوت از سوی قدرت های بزرگ از جمله آمریکا در مسائل ناحیه ای و جهانی را نشان ضعف و ناتوانی آنان دانست و گفت: آمریکایی ها حتی حاضر نیستند برای شکست های خود از مردم خودشان عذرخواهی کنند.

وی، روی کار آوردن گروهگ تروریستی موسوم به داعش را از جمله طرح های آمریکا برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی دانست و گفت: به زعم آنها ارائه الگوی بدلی از جمهوری اسلامی و نشان دادن تصویری وارونه و خشن از اسلام از اهداف تشکیل این گروهک بود.

متکی اظهار داشت: امروز عملکرد گروهک تروریستی داعش به وضوع نشان می دهد که راهشان تروریستی و راه آمریکا و رژیم صهیونیستی بوده و حرکت آنان نیز برخلاف مبانی اسلام هست.

وزیر اسبق امور خارجه اضافه کـــرد: امروز جمهوری اسلامی باوجود همه سنگ اندازی ها به راه عزت و اقتدار خود ادامه می دهد زیرا الگوی حرکتی آن برگرفته از اسلام ناب محمدی (ص) و ولایت فقیه هست که توسط امام راحل و اکنون خلف شایسته ایشان بدرستی ترسیم و تبیین شده هست. 

وی با بیان اینکه ایران نقش تاثیرگذار خود در ناحیه را بدرستی ایفا می کند، پیشنهاد کـــرد: تجارب جمهوری اسلامی طی ۳۵ سال گذشته درقالب کتاب تدوین و در اختیار ملت های ناحیه در مبارزه علیه استکبار قرار گیرد.

متکی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به شخصیت ممتاز آیت الله سید حبیب طاهری گرگانی، ایشان را به حق مجاهد راه خدا دانست و گفت: همه دغدغه این عالم ربانی بیان دقیق مبانی اسلام راستین و خط صحیح انقلاب اسلامی بود.

وی، جامع نگری و اشرافیت بر مسائل، مردمی بودن، دشمن شناسی، افشای چهره واقعی منافقین و جریان های انحرافی و اخلاص را از ویژگی های شاخص آیت الله طاهری برشمرد و افزود: این ویژگی ها ازجمله ویژگی های عالمان دین هست.

متکی، حفظ مبانی مکتب اسلام را بزرگترین رسالت روحانیت دانست و اضافه کـــرد: روحانیت در تاریخ اسلام، تاریخ ۱۵۰ساله دوران معاصر و بالاخص در پیروزی انقلاب اسلامی کارنامه زیاد درخشانی دارد و اعتقاد و باور مردم نیز به این قشر ناشی از مبارزات آنان علیه ظلم و جور و حفظ اسلام هست.

وی تصریح کـــرد: مرحوم آیت الله طاهری از حقانیت اسلام و انقلاب اسلامی نه تنها در گفتار بلکه در عمل دفاع کـــرد و تقدیم فرزند شهیدش در راه انقلاب نمونه بارز عمل این عالم ربانی بود.

در این مراسم استاندار و جمعی از مدیران استان گلستان و شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، علما و روحانیون و اقشار مختلف مردم شیعه و سنی این استان حضور داشتند.

  • تاریخ : ۲۱ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

وزیر دادگستری گفت: بنده لیست اموال خود را ارائه داده‌ام و شنیدم که بسیاری از وزرا و معاونان مدیر جمهور لیست اموال خود را ارائه کردند.

به نقل پایگاه هشدار‌رسانی حجت‌الاسلام‌ و المسلمین پورمحمدی؛ وزیر دادگستری (۱۷ آبان ۱۳۹۲) در گفتگو با تسنیم، در خصوص اعلام اموال مسئولان اظهار داشت: پیگیری ارائه لیست اموال مسئولان دولت قبلی نیز به‌عهده وزارت دادگستری نیست، دلیل که وظیفه مدیر قوه قضائیه هست و این امر انجام شده هست و در حال حاضر برای پایان وزرای فعلی، مدیر‌جمهور و معاون مدیر‌جمهور دفترچه فرستاده شده تا لیست اموال تکمیل ضبط و به مدیر قوه قضائیه فرستاده شود.
 
وی ادامه داد: این موضوع مربوط به قوه قضاییه هست، بنابراین این دستگاه باید در این زمینه توضیح دهد ولی باید بگویم که بنده لیست اموال خود را ارائه داده‌ام و شنیده‌‌ام که بسیاری از وزراء و معاونان مدیر جمهور لیست اموال خود را ارائه کرده‌اند.
 
پورمحمدی در خصوص ۱۰ یقه‌سفید در کشور، افزود: مدیر سازمان بازرسی درباره وجود ۱۰ یقه سفید در کشور مطالبی نقل کرد بود و همچنین مطرح شده بود که در پرونده فساد ۳ هزار میلیاردی یقه‌سفیدها وجود داشتند که تعدادی از آنها محاکمه، تعدادی به زندان و تعدادی نیز اموالشان گرفته شده هست که معاونان وزیر نیز در آن پرونده بودند.
 
وزیر دادگستری گفت: بنده به درخواست نمایندگان برای در خصوص “یقه سفید‌ها” در کمیسیون قضایی مجلس حاضر شدم و اطلاعاتی در این زمینه به آنها منتقل کردم.
 
انتهای پیام/
  • تاریخ : ۲۰ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

جامعه هم مرکب از دولت هست و هم بخش غیر دولتی . دولت از این حیث مسئولیت حیاتی تری دارد که از آن انتظار می رود، جدی تر وارد شود. والا پرداختن به آسیب ها از سوی دولت سلب مسئولیت از دیگران نمی کند..

در ادبیات آکادمیک آسیب های اجتماعی چگونه با بحث های توسعه و اقتصاد مربوط می شود؟ در این ایران و خصوصا از کانال پلن های توسعه این مواجهه چگونه بوده هست؟  کارهایی که باید شود و خلاهایی که وجود دارد را توضیح بفرمایید. 

من آن تعریفی را برای آسیب افزایش می پسندم که آسیب را انحراف از هنجارهای جامعه می داند. بر این اساس می توان گفت مصادیق آسیب می تواند در جامعه ما هر آن چیزی میباشد که عرف و اکثریت به آن اعتقاد داشته میباشد و آن را هنجار یداند وکسانی از آن عدول می کنند. 

لذا در سطوح مختلف اجتماعی آسیب ها وجود دارد و دیده می شود. به طور مشخص الان در جامعه مسئله دزدی و اعتیاد و فحشا و… وجود دارد. 

این که جامعه و دولت به عنوان نماینده متشکلی از جامعه چطور با آسیبها خود را انطباق دهد می تواند مسئله ای باشدکه آن را دنبال میکنیم. 

جامعه هم مرکب از دولت هست و هم بخش غیر دولتی . دولت از این حیث مسئولیت حیاتی تری دارد که از آن انتظار می رود، جدی تر وارد شود. والا پرداختن به آسیب ها از سوی دولت سلب مسئولیت از دیگران نمی کند.. 

به طور طبیعی مسئله مقدماتی  دولت ها پرداختن به آسیب های اجتماعی نیست. مگر اینکه شدت یابد و در جامعه جلوه کند. 

در مورد همه انواع دولت ها چنین هست. حنی در دولت های رفاه هم فرض بر این نیست که جامعه بد کار می کند. یا از هنجارها عدول می کند. و در حدی با آن مواجه می شوند که احساس کنند برای آنها حیثیتی هست.

پلن دولت ها در جامعه ما به این صورت بوده که در گذشته های دور یعنی قبل از سال های شصت، اصولا پلن هایی عمرانی داشته ایم. پلن های عمرانی مجموعه ای از پروژه هایی هست که منابعی برای آن پیش بینی می شود تا به سرانجام رسد. در پلن های عمرانی ما دنبال مبارزه با آسیب اجتماعی و طرح کردن آن را نداریم. 

شاید هم اگر آسیب اجتماعی در این دوران اهمیت داشته جزء وظایف سازمان هایی بوده هست که به طور روزمره به آن ها می پرداخته اند. 

مسئله توسعه که بعد از سال شصت و هشت طراحی انجام گرفت، در واقع یک اسم نامتناسبی برای چیزی بود که پلن نامیده می انجام گرفت. مثلا پلن توسعه در مقابل عمرانی قبل از انقلاب اصولا بی معنا هست چون توسعه را اصولا نمی شود پلن ریزی کـــرد. که مثلا در ظرف پنج سال در اقتصاد، سیاست و فرهنگ تا این میزان توسعه یابیم! بنابراین باید با مسامحه گفت اینها  پلن بودند. کشور به هر چیزی که فکر می کـــرد، که باید به آن برسد،در پلن ها پرداخته هست. به عبارت دیگر کشکولی از انواع کارهای مختلف که باید به آن پرداخته شود.

تحلیل محتوایی این پلن ها هم نشان می دهد که آسیب های اجتماعی  در زمره مسائلی که اولویت دارد و باید به آنها پرداخته شود نبوده هست. شاید به طور خیلی دقیق می توان به پلن دوم اشاره کـــرد که درباره مفهومی به نام مبارزه با تهاجم فرهنگی در آن صحبت شده هست. این که تهاجم فرهنگی چیست، خاستگاهش به صحبت رهبری بازمی گشت. این که این تهاجم در حد هنجارشکنی بود یا نه، اطلاعات نداریم.

اما شیوه پرداختن به آن را که ملاحظه می کنید، می بینید که محلی برای توزیع بودجه بوده هست.نهایتا بودجه ای برای تهاجم فرهنگی به نهادها و سازمان ها اختصاص دادند. در پلن سوم که هیچ ردپایی از این بحث ها نیست.

در پلن چهارم مباحثی مشخصا تحت عنوان آسیب ها وجود دارد. مثلا از فقر و شیوه پرداختن به آن و از بین بردن آن بحث می شود. فقر از علل حیاتی آسیب های اجتماعی هست. باید گفت فقر مسئله کشور شده بود و آسیب هایی را وارد می کـــرد که در پلن به آن پرداخته انجام گرفت.  

بقیه مواردی که می توان از آن صحبت کـــرد ماده نود و هفت پلن چهارم هست مثلا برای پیشگیری از مصرف مواد مخدر نقل کرد شده هست طراحی شود. افزایش سطح بهداشت روان، تقویت خانواده، توانمندسازی افراد مورد آسیب و…. را به عنوان راهکارهایی ذکر کرده هست. 

به نظر می رسد پلن های ما در واکنش به مسائل واقعی جامعه نبوده و همانند پلن چهارم یکسری از افراد با دغدغه های مشخص تاثیر گذاشتند.در واقع سیستم اجتماعی ما به طور طبیعی قادر به درک آسیب های جامعه نیست. 

بله؛ در حقیقت تفکر این که قوانین اجتماعی بسته به کارکرد خود باید نتایجی را حاصل کند.یعنی قبل از اینکه آسیب ها ظهور و بروز پیدا کند برای پیشگیری از آن باید کاری انجام داد. وجود ندارد. پنج الی ده سال پلن ها اجرا می شوند. بعدها هست که عوارض اجرای آن پلن ها موجب آسیب می شوند. آنگاه در پلن های بعدی به عنوان معلول با آن برخورد می کنند.

این تفکر، امور مانعت الجمع را در کنار هم به راحتی قرار می دهد. یعنی می تواند در همین پلن موادی را بگنجاند که تولید فقر می کنند و در کنار آن موادی را قرار دهد که برای ایجاد عدالت اقداماتی را پیش بینی کند.

پلن پنجم توسعه هم تهی از این دشوار گیری ها هست. ماده ای به نام سی و نه می گوید کاری کنیم افراد نیازمند مخصوصا معلولان و زنان سرپرست خانوار توانمند شوند. یعنی ایجاد بیمه اجتماعی و پرداختی و…. این رابطه پلن های توسعه و پرداختن به آسیب های اجتماعی در آن هاست.  

ممکن هست این سوال مطرح شود که دلیل این نسبت کم هست و واقع بینانه نیست؟ به عبارت دیگر ما دقیق نگاه کنیم هر چه از گذشته به حال نزدیک می شویم به دلایل غیر قابل فهم آسیب های اجتماعی زیاد شده هست. واقع بینی حکم می کـــرد که حتی اگر پرداختن به معلول موضوعیت داشته میباشد، هرچه پلن ها جلوتر می آمد باید مطالب و مواد بیشتری در مورد آسیب ها وجود داشته میباشد. دلیل این گونه نیست؟

تلقی من این هست که تفکر حاکم بر پلن ریزی کشور کیفی و متنوع نیست. یکی هست و یکپارچگی دارد. از زمانی که پلن ریزی شروع انجام گرفت تاکنون همان پلن وجود دارد ولی با تغییر در افراد هست.این تقکر بر ارکان سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و… جامعه حاکمیت دارد. این تفکر اصولا مسئله فقر برایش اصلی ترین مسئله نیست. 

آنها می گویند پلن ریزی اقتصادی می کنیم. باید به دنبال تخصیص بهینه منابع باشیم!به این که چطور منابع و به وسیله چه کسانی و… تخصیص می یابد کاری ندارند. این تفکر که در نظام آموزشی ما حاکم هست، از طریق نظام دانشگاه به ارکان و نهادها ریزش پیدا می کند. 

یعنی تفکری که اصولاً با خط‌کشی بین مصالح اجتماعی، روابط علت و معلولی بین اینها را از بین می‌برد. این تفکر که بر کشور حاکم بوده هست اصولاً فرد را به عنوان علت اصلی آسیب اجتماعی  قبول ندارد. اگر هم زمانی مجبور میباشد برای رفع آسیب‌ها منابعی را اختصاص دهد، این را از سر ناعلاجی انجام می‌دهد. در همان حال هم با پرداختن به آسیب مخالف هست، ولی ممکن هست به خاطر مصالح اجتماعی این را قبول کند.

چطور انجام گرفت که این تفکر دوام یافته ؟ با توجه به این که دولت‌ها عوض می‌شوند و مجالس عوض می‌شونداما خروجی پلن‌های دولت ها و مجالس مختلف این اتفاق بوده هست.

من ادعا کردم در این ۲۷ سال یک تفکر اقتصادی حاکم بوده هست می‌توانم با قاطعیت بگویم شاخص‌هایی که در اقتصاد وجود دارد محصول این تفکر هست و پیامدهای غیر اقتصادی این شاخص‌ها هم محصول این تفکر هست. 

این که چطور این امر ممکن شده ادله متقن و علل تامه دارد. به صورت حتم هر چه به سال‌های گذشته نزدیک می‌شویم، یعنی سال‌های جنگ که پلن‌ریزی حاکم بود شرایط با امروز از لحاظ نظام آموزشی و پژوهشی فرق می‌کـــرد. کسانی که اقتصاد را در دانشکده‌های ایران در دهه ۵۰ و بعد از جنگ شروع به تعلیم و پزوهش کردند، عمدتاً تحصیل‌کرده‌های امریکا بودند و تفکر غالب نئوکلاسیک داشتند.

بعدها برخی از اینها به مجامع پلن‌ریزی رفتند و خیلی‌ها در دانشگاه تدریس‌ کردند و برخی هم در هر دو. از طریق تدریس تفکر نئوکلاسیک در غالب دروس مختلف در سطوح مختلف تا دکترا به تدریج نیروهای پشتیبان این اندیشه را تربیت کردند. نظام آموزشی ما در اقتصاد در تسلط تفکر نئوکلاسیک بوده هست. 

تا کنون حدود سه نسل دانشجو با همین شیوه اموزش دیدند. ممکن هست نسل اولی که این را تعلیم دید الان در صحنه نباشد اما رد پای فکری آنها به مثابه حیثیت علمی کسانی که واجد این ویژگی‌ها شدند به شدت کار می‌کند.

اینهایی که این امور را یاد گرفتند همان‌طور اجرا می‌کنند که یاد داده شده هست. اگر با انها مخالفت شود گویی که حیثیت علمی آنها زیر سوال می‌رود. بنابراین خیلی طبیعی هست که مجالس و دولت‌ها تغییر کنند حتی افراد بیایند و بروند اما یک تفکر توسط معتقدین و قائلین به آن ادامه یابد. لذا در دولت های مختلف این تفکر را غالب می‌بینید. 

تاکید عرض من این هست که هر چقدر به زمان حال نزدیک می‌شویم درجه عمق بخشی به این تفکر افزایش هست. در دولت مهرورزی جدای از یکی دو سال نخست که تردیدی نسبت به این مفاهیم نمود، زیاد عمیق‌تر از دیگرانی که قائل به این امر بودند تفکرات نئوکلاسیک ادامه یافت. مثلاً دنبال‌مندی یارانه‌ها یا خصوصی‌سازی‌ها و….که  محصول اجرای کسانی بود که بر زبان از عدالت نقل کرد می‌گفتند و در م شی مسیری را طی کردند که فقرزا و فقیرزا بود. 

آیا  جریانی اجتماعی هم داریم که با این اندیشه هامقابله کند و طرحی دهد؟

من بر اساس تجربه‌خود در مسائل اجتماعی و فرهنگی همواره افراد را تابعین این تفکر نئوکلاسیک دیده ام. کسانی علاقمند به مسائل اجتماعی هستند اما آنها در مواجهه با این رویه اقتصادی نفیاً و اثباتاً نظری ندارند. من فکر می‌کنم به دور از این هستند که انچه که انها درو می‌کنند حاصل آن مقولاتی هست که اقتصادانان می کارند. این درایت وجود نداردکه عامل یا عوامل را ردیابی کند و برای حل این مسائل به سراغ عامل برود. با این که از نظر علاقه تعداد این مجموعه ابداًً قابل مقایسه با تعداد اقتصادی ها نیست. فرض کنید در این طیف، از مراجع تقلید تا امامان جمعه و مجموعه افراد علاقمند که دوست ندارند گرفتاری‌ها و آسیب‌های اجتماعی وجود داشته میباشد،حضور دارند ولی کاهش در سلسله علل وارد شده اند. یک همهمه کم و زیاد شدید و ضعیفی از اعتراض به این که ارزش‌ها و هنجارها دارد ضعیف می‌شود و دولت با پول و خرج کردن باید با این مسائل مخالفت کند و آن ها را حل کند، وجود دارد.

در شورای نگهبان، با معیار عدم مغایرت مصوبات با قانون اساسی و شرع همین پلن های  توسعه را تایید می کنند و در عین حال این شرایط اجتماعی را هم نمی‌پسندند. شرایط اجتماعی که حاصل اجرای همان پلن‌ها هست.

پس به نظر می‌آید برخلاف اقتصاد که یکسری حلقه‌های دانشگاهی و اساتید تاثیرگذار هستند ابداًً در فضای جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی این حلقه‌های دانشگاهی وجود ندارند؟

اگرهم وجود دارند من تشخیص نمی‌دهم. حداکثر این آسیب‌ها را مفروض می‌گیرند که باید به آنها پرداخت. یعنی به معلول پرداخته می شود. 

چون منبع تولید آسیب ها کار می کند حتی با به دست آوردن بودجه افزایش، شدت و کارکرد آن آسیب ها افزایش می شود به نحوی که در مواردی در دور بعد آسیب‌های بیشتری به همراه داشته هست.

متاسفانه هم اداره‌کنندگان و هم توده مردم را در مباحث اجتماعی و فرهنگی فارغ از یافتن روابط علت و معلولی می‌بینم. لذا هم ناراحتم و هم نمی‌دانم چه کنم.

بایدهای این که چطور باید به آسیب‌های اجتماعی پرداخته شود، چیست؟

من خود اینها را معلول می‌دانم بنابراین اعتقاد به این ندارم که لزوما وارد شدن آسیب ها در پلن توسعه ، مسئله را حل می‌کند. به نظر می‌آید که باید کاری کنیم تا فهم همان سلسله علل ایجاد شود و به تدریج مسائل حل شود. به طور مثال اگر مطالعات اجتماعی نشان دهد که برخی از آسیب‌ها ریشه در فقر دارد، مبارزه با فقر می‌تواند یک مسئله اصلی میباشد.

به جای کم کردن فقیر، رفع فقر دنبال میباشد. ما این مکان به فقر کاهش می‌پردازیم. اقدامات ما رسیدگی به فقرا هست. اگر رفع فقر مسئله ما میباشد منطقاً باید پلن‌ها و کارهای دیگر که خارج از پلن اتفاق می‌افتد نسبتی با تولید و تعمیق فقر نداشته باشند. به عنوان مثال پلن‌های توسعه ای که به تولید تورم کمک می‌کند یا به ایجاد شکاف طبقاتی بین مردم کمک می‌کند، را می‌توان از پلن‌های مولد فقر دانست. پلن‌هایی که به طور طبیعی زمینه را برای آسیب اجتماعی فراهم می‌کند. لذا قائل نیستم بگوییم  با اعتیاد یا با فساد و دزدی مبارزه کنیم، حیاتی این هست که منشا انها را دریابیم و در پلن‌ریزی توسعه فقر را ایجاد نکنیم و باز تولید نکنیم. پلن‌های توسعه ما همه فقرزا هستند. 

یعنی همه تورم ایجاد کردند و در تورم فقرا فقیرتر و اغنیا غنی‌تر می‌شوند. 

قبل از اینکه قانون هدفمندی یارانه ها تصویب شود، من نامه‌ای را به مدیر قوه قضائیه نوشتم که محتوای آن  اقتصادی نبود و گفتم این لایحه اگر به قانون تبدیل شود یک قانون جرم‌خیز هست. شما به عنوان مسئول پیشگیری از آن  از الان جلوی این را بگیرید. کسی توجه نکرد. بعدها فرمانده نیروی انتظامی مصاحبه‌ای انجام داد که تعداد دزدی‌های خرد هم رشد داشته هست و این ناشی از هدفمندی یارانه‌ها هست. 

نباید در پلن‌های توسعه خود مفاسد را دنبال قرار داد. آسیب هایی که از قبل به وجود آمدند باید در دستگاه اجرایی فکری به حال آنها شود.اما پلن توسعه باید تا اندازه‌ای هوشمندانه میباشد که اصولاً تولید فقر نکند. این کار عملی هست ولی اتفاق نیفتاده هست.

یعنی به چه گونه عملی هست؟

من معتقدم الگوی مشخص اقتصاد قانون اساسی با توجه به آرمان‌هایی که در کشور داریم، الگوی قابل دفاعی هست. به صورت حتم اگر ده سال قبل یا ۲۰ سال قبل این صحبت را با هم داشتیم، من خیلی امیدوارانه‌تر صحبت می‌کردم. مدیریت شرایط امروز زیاد دشوار‌تر شده هست. در قانون اساسی ما منبعث از دین حقوقی را برای مردم به رسمیت شمردیم و ارمان‌ها و ارزش‌هایی داریم که دوست داریم رعایت کنیم.

۹۸ درصد هم به این قانون اساسی رای دادند. مدل اقتصادی قانون اساسی بر این مبنا نیست که باید برای تخصیص منابع مثلاً قیمت‌ها را اصلاح کردو هر اتفاقی افتاد حیاتی نیست. در اصل ۴۳ قانون اساسی نقل کرد شده نظام اقتصادی جمهوری اسلامی باید به گونه‌ای تنظیم شود که در آن رفع فقر و تامین نیازهای اساسی مردم حاصل شود. این دنبال هست و قانون هست. در این قانون نمی‌گوید دولت این کار را کند بلکه می‌گوید معماری این اقتصاد باید به گونه‌ای میباشد که نیاز های اساسی همانند مسکن و خوراک و پوشاک و درمان و تعلیم و … برای همه تامین شود.

امروز در این اقتصاد هیچ فعالیت غیر ربوی پیدا نمی‌کنید. ربا مثل ریشه‌های سرطان همه جا را گرفته هست. بدیهی هست راهی که آمدیم، هر چه که میباشد این نیست. به هر حال ما لفظاً و باطناً اعتقاد به این قانون اساسی داریم. برگشت به قانون اساسی و اصول اقتصادی آن یک راه کم دردسر و مورد وفاق‌تر و نزدیک‌تر هست.  

در مقدمه قانون اساسی عنوان می‌شود که باید از طریق اجرای این قانون زمینه‌های اعتقادی نهضت اسلامی عینیت بخشیده شود 

برای رسیدن به این دنبال باید شرایطی به وجود آید که انسان با ارزش‌های والا و جهان‌شمول اسلامی پرورش یابد. یعنی اقتصادی میباشد که انسان‌پرور میباشد. الان این را نداریم. به خاطر این که قانون اساسی را اجرا نکردیم. بلکه نقطه مقابل آن  را اجرا کردیم. برای بسیاری از پلن‌ریزان پرداختن به نیازهای اساسی مردم رسیدگی به فقیرانی هست که چندان حیاتی نیستند. برگشت به قانون اساسی می تواند  به ما هویت دهد و به طور ریشه‌ای زمینه بسیاری از مفاسد را از بین ببرد.  

جمله و نقل کرد پایانی خود را بفرمایید.

ممکن هست ما دیدی از آسیب‌های اجتماعی داشته باشیم یا به لحاظ تئوریک آنها را بشناسیم ولی نباید از بعضی دیگر از آنها غفلت کـــرد. یکسری آسیب‌ها هستند مثلاً رباخواری یک ناهنجاری در دین هست، نباید در یک کشوری که به نام دین اداره می‌شود به طور حتمی مراکزی وجود داشته میباشد که در این مراکز رباخواری شود تا اندازه‌ای رباخواری شود که مردم دیگر آن را ناهنجاری نپندارند. این هنجار نسلی می‌شود که در حال رشد کردن هست. در حقیقت ما بزرگ‌ترین آسیب را در اجتماع و از جنس تقبیح نشدن آنچه را که دین تقبیح می‌کند، رایج می‌کنیم.

این ها ممکن هست همانند آسیب چاقو کشی و دزدی نباشند اما خشن‌تر جلوه می‌کنند. چه فرقی هست بین آسیبی که فرد معتاد و محتاج به پول ایجاد می‌کند با این نوع آسیب‌ها که از طریق رباخواری ایجاد می شود؟ منتها این آسیبی هست که به نام دین به جامعه وارد می‌شود. این به مراتب خطرناک‌تر هست و اگر اولی قابل حل میباشد این قابل حل نیست. 

امام خمینی(ره) می‌فرمودند که اگر در تاسیس جمهوری اسلامی شکست بخوریم اتفاق خیلی مهمی نیست ولی اگر جمهوری اسلامی را به وجود بیاوریم ولی به گونه‌ای اداره کنیم که مردم از دین بری شوند، آن را نمی‌شود کاری کـــرد. رفع این اندیشه‌هایی که ایجاد شده هست با خرج کردن و پول ممکن نیست. باید افکار و اندیشه‌هایی تغییر کند. 

  • تاریخ : ۲۰ام خرداد ۱۳۹۶
  • موضوع : ایرانی

عقیق: مقصود اسعدی سامانی در گفت‌وگویی اظهار داشت: فرودگاه نجف به‌تازگی عوارضی را تحت عنوان عوارض گمرکی وضع
کرده هست بدین ترتیب که‌ شرکت‌های هواپیمایی ایرانی باید از سال ۲۰۱۰
میلادی تاکنون به‌ازای هر پرواز، حدود ۸۵ دلار به این فرودگاه پرداخت کند و
در واقع در سال جاری با وضع این قانون، ‌آن را عطف به‌ماسبق هم کرده هست.


وی بیان کـــرد: از سوی دیگر‌ فرودگاه نجف در ازای
پروازهایی که به این فرودگاه انجام می‌شود، به ازای هر صندلی، مبلغ ۱۵ دلار
از شرکت‌های ایرانی دریافت می‌کند ضمن آنکه مبلغ ۱۰ دلار هم از مسافران در
فرودگاه دریافت می‌‌کند.


دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی بیان کـــرد: هزینه
هندلینگ پرواز در فرودگاه نجف تقریباً چهار برابر هزینه هندلینگ پرواز در
فرودگاه‌های ایران هست ضمن آنکه هزینه سوخت در فرودگاه نجف ۹۸ سنت و حدود
چهار برابر هزینه سوخت ایرلاین در ایران هست.


سامانی اظهار داشت: وضع عوارض گمرکی جدید و عطف به
ماسبق کردن آن از سوی فرودگاه نجف، موجب بروز اعتراضاتی از سوی شرکت‌های
هواپیمایی ایرانی انجام گرفت، به صورت حتم شرکت‌های هواپیمایی از قبل هم پیگیر حل مشکلات
خود در فرودگاه نجف بوده‌اند.


وی گفت: به دلیل نرخ‌هایی که بابت هر پرواز و هزینه
بالای هندلینگ از ایرلاین‌های ایرانی در فرودگاه نجف دریافت می‌شود،
شرکت‌های هواپیمایی مراتب اعتراض خود را به فرودگاه نجف اعلام کردند و
مذاکراتی نیز با مدیر سازمان هواپیمایی ایران و سازمان هواپیمایی عراق
داشته‌اند، ضمن آنکه سازمان هواپیمایی دو طرف نیز مذاکراتی با یکدیگر در
این باره داشته‌اند.


دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی ادامه داد: شرکت‌های
هواپیمایی ایرانی در این‌باره به سازمان هواپیمایی عراق شکایت کرده‌اند اما
این فرودگاه به دنبال آن هست که این رقم را دریافت کند. 


وی اظهار داشت: مذاکراتی نیز با فرودگاه نجف انجام
انجام گرفت اما این مشکلات رفع نشد ضمن آنکه این عوارض گمرکی جدید که وضع انجام گرفت و عطف
به ماسبق شدن آن هزینه شرکت‌های هواپیمایی را زیاد افزایش داده هست. در
این راستا شرکت‌های هواپیمایی ایران تصمیم گرفته‌اند از دهم تیرماه (یک‌
جولای) همه پروازهای خود را به فرودگاه نجف قطع کنند تا این مشکل رفع شود و
مسئولان فرودگاه نجف تجدیدنظر در وضع این عوارض گمرکی داشته باشند.


اسعدی سامانی گفت: به‌هر‌حال با این عوارض و نرخ‌های
گرانی که در فرودگاه نجف از ایرلاین و مسافر ایرانی دریافت می‌شود، فقط
هزینه سفر عتبات عالیت افزایش می‌یابد و بنابراین مسئولان فرودگاه نجف باید
در این رفتار خود تجدیدنظر کنند.


دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی گفت: به نظر می‌رسد
مسئولان فرودگاه نجف از اشتیاق ایرانیان برای سفرهای عتبات عالیات
سوءاستفاده می‌کنند.


وی با اشاره به اینکه ‌فرودگاه نجف جزو گران‌ترین
فرودگاه‌های دنیا برای شرکت‌های هواپیمایی ایرانی هست، افزود: فرودگاه نجف،
خصوصی هست،‌ به دنبال مذاکراتی که با وزیر حمل‌ونقل عراق و سازمان
هواپیمایی کشوری این کشور داشته‌ایم، آنها اعلام کردند که چون فرودگاه نجف
توسط بخش خصوصی اداره می‌شود، ما نمی‌توانیم درباره این فرودگاه اعمال‌نظر
کنیم و آنها به صورت مستقل عمل می‌کنند و مستقل تصمیم می‌گیرند و تبعیتی از
تصمیمات ما ندارند.


اسعدی سامانی افزود: ‌در فرودگاه‌های ایران به ازای
هر پروازی که از عراق به ایران می‌آید هزینه هندلینگ پرواز بین ۳ هزار دلار
‌تا ۳ هزار و ۵۰۰ دلار برای هر پرواز متفاوت هست، اما در فرودگاه نجف رقمی
بین ۱۴ تا ۱۸ هزار دلار بابت هزینه هندلینگ دریافت می‌شود و این موجب
افزایش هزینه شرکت‌ها شده هست..


دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی اضافه کـــرد: مذاکرات
با مسئولان فرودگاه نجف تاکنون به نتیجه نرسیده هست، این عوارض گمرکی هزینه
شرکت‌ها را بالا برده ‌و موجب افزایش نرخ بلیت و هزینه زائر شده هست
بنابراین مقرر انجام گرفت از یک جولای پرواز به فرودگاه نجف را متوقف کنیم.


اسعدی سامانی یادآور انجام گرفت: به صورت حتم پرواز شرکت‌های هواپیمایی ایرانی به فرودگاه بغداد طبق پلن‌های قبلی ادامه خواهد داشت.